فشرده
snapped
انگلیسی به فارسی
پیشنهاد کاربران
از هم گسیخته شده
گاز گرفته شده
به تندی گفتن. با لحن تند و خشمگین گفتن.
سریع
چسبیدن به . . . ، قاپیدنِ. . .
سرزنش شدید
سخن نیش دارد
نکوهش کردن
سخن نیش دارد
نکوهش کردن
زدن تو گوش چیزی
I am snapped.
کنترلم رو از دست دادم.
کنترلم رو از دست دادم.
کلمات دیگر: