1. Can't you stick up for yourself sometimes?
[ترجمه SH] نمیتونی گاهی وقت ها از خودت دفاع کنی؟
[ترجمه ترگمان]نمی توانی بعضی وقت ها به خودت بچسبی؟
[ترجمه گوگل]آیا گاهی اوقات شما برای خودتان چسبیده اید؟
2. Many men began to stick up for the rights of women and children.
[ترجمه SH] بسیاری از مردها شروع به دفاع از حقوق زنان و کودکان کردند
[ترجمه ترگمان]بسیاری از مردم شروع به چسبیدن به حقوق زنان و کودکان کردند
[ترجمه گوگل]بسیاری از مردان برای حقوق زنان و کودکان شروع به پا کردن کردند
3. Don't grovel — stick up for yourself!
[ترجمه ترگمان]خودت رو سرزنش نکن
[ترجمه گوگل]خوشمزه نشوید - برای خودتان چسبیده باشید!
4. She's always known how to stick up for herself.
[ترجمه SH] او همیشه بلد بوده که چطور باید از خودش دفاع کنه.
[ترجمه ترگمان]او همیشه می داند چه طور باید خودش را سرپا نگه دارد
[ترجمه گوگل]او همیشه شناخته شده است که چگونه برای خودش چسبیده است
5. I can stick up for myself.
[ترجمه ترگمان] میتونم واسه خودم بمونم
[ترجمه گوگل]من می توانم برای خودم چسبیده باشم
6. He was asked to stick up for the victims of the earthquake.
[ترجمه ترگمان]از او خواسته شد تا برای قربانیان زلزله مقاومت کند
[ترجمه گوگل]از او خواسته شد که برای قربانیان زلزله بسته شود
7. Don't worry-I'll stick up for you.
[ترجمه ترگمان]نگران نباش، منتظرت میمونم
[ترجمه گوگل]نگران نباش، من برای شما چسبیده ام
8. Don't allow those big boys to bully you stick up for yourself!
[ترجمه ترگمان]به اون پسرهای بزرگ اجازه نده که تو رو به خاطر خودت نگه دارن
[ترجمه گوگل]اجازه ندهید که پسران بزرگ شما را مجذوب خود کنند!
9. He has nowhere to stick up his posters.
[ترجمه ترگمان]اون هیچ جا نداره که posters رو نصب کنه
[ترجمه گوگل]او هیچ جایی برای رسیدن به پوسترهایش ندارد
10. Stick up for what you believe.
[ترجمه ترگمان] به خاطر چیزی که باور داری پایبند باش
[ترجمه گوگل]برای آنچه که شما باور دارید بچسب
11. She taught her children to stick up for themselves at school.
[ترجمه ترگمان]او به بچه هایش یاد داد که به مدرسه بروند
[ترجمه گوگل]او به فرزندانش آموزش داد تا در مدرسه برای خود نگه دارند
12. Stick up drivers are round the bend!
[ترجمه ترگمان]drivers که در پیچ هستند دور پیچ هستند!
[ترجمه گوگل]راننده تاکسی دور خم است!
13. I try to stick up for her but sometimes I make fun of her because I want to be like my friends.
[ترجمه ترگمان]سعی می کنم به او تکیه کنم، اما بعضی وقت ها او را مسخره می کنم، چون دلم می خواهد مثل دوستانم باشم
[ترجمه گوگل]من سعی می کنم برای او قدم بردارم، اما گاهی اوقات او را سرگرم می کنم چون می خواهم مثل دوستانم باشم
14. Stick up for the principles.
[ترجمه ترگمان]به اصول و اصول پایبند باشید
[ترجمه گوگل]پایبندی به اصول
15. Stick up a notice on a bulletin board.
[ترجمه ترگمان]به تابلوی اعلانات توجه کنید
[ترجمه گوگل]توجه داشته باشید در یک هیئت مدیره بولتن
16. Don't move this is a stick-up!
[ترجمه ترگمان]تکون نخور این یه -
[ترجمه گوگل]حرکت نکنید!
17. Did executives of the Colorado Rockies pull a stick-up at the city treasury?
[ترجمه ترگمان]آیا مدیران شرکت کوه های راکی در کلرادو، یک چوب پرچم را در خزانه شهر بالا می کشند؟
[ترجمه گوگل]آیا مدیران کلانشهرهای راکی کوهی را در خزانه شهری کشف کردند؟
18. Its installation means uses stickup formula, construction technology is more sophisticated, taller also to the flatness requirement of the ground.
[ترجمه ترگمان]ابزار نصب آن به معنای استفاده از فرمول stickup است، تکنولوژی ساخت بیشتر پیچیده و بلندتر از نیاز هموار زمین است
[ترجمه گوگل]نصب آن به معنای استفاده از فرمول stickup است، فن آوری ساخت و ساز پیچیده تر، بلندتر نیز به سطح مساوی زمین است
19. Analyzed the PCM performances which affected by stickup layer's materials characteristic and its thickness under the application of FEM.
[ترجمه ترگمان]Analyzed عملکرد PCM را نشان می دهد که تحت تاثیر ویژگی های مواد لایه stickup و ضخامت آن تحت برنامه FEM قرار دارند
[ترجمه گوگل]عملکرد PCM را که تحت تاثیر مواد چوب لایه ای و ضخامت آن تحت کاربرد FEM مورد بررسی قرار گرفت، مورد تجزیه و تحلیل قرار داد
20. This paper introduces stickup modified asphalt waterproofing membrane system, including its composition, characteristics, construction technology and application.
[ترجمه ترگمان]این مقاله stickup اصلاح شده asphalt آسفالت را معرفی می کند که شامل ترکیب، مشخصات، فن آوری ساخت وساز و کاربرد آن است
[ترجمه گوگل]این مقاله سیستم غشای ضد آب ضدعفونی آسفالتی اصلاح شده از قبیل ترکیب، ویژگی، تکنولوژی ساخت و کاربرد آن را معرفی می کند
21. Arc de Triomphe a whole by Stickup Whitehead, backed a black cylinder of particularly eye - catching.
[ترجمه ترگمان]Arc Triomphe، به رهبری Stickup Whitehead، از یک استوانه مشکی به ویژه چشمگیر، پشتیبانی می کند
[ترجمه گوگل]Arc de Triomphe کل توسط Stickup Whitehead، یک سیلندر سیاه را به ویژه چشم نواز حمایت کرد
22. Basically use at stickup and waterproof a material, bitumen is waterproof coating, the ground floor of waterproof layer and connect fill bitumen mortar seam material.
[ترجمه ترگمان]اساسا استفاده در stickup و ضد آب یک ماده، bitumen پوشش ضد آب، کف زمین لایه ضد آب و اتصال کامل قیر mortar bitumen است
[ترجمه گوگل]عمدتا در پوشه ها و مواد ضد آب استفاده می شود، قیر مسطح ضد آب است، کف زمین لایه ضد آب و اتصال مواد قلیایی قیر ملات
23. Material: Grant every group but stickup note this.
[ترجمه ترگمان]متریال: گرانت هر گروه، اما stickup این را یادداشت می کند
[ترجمه گوگل]مواد را به هر گروه تقسیم کنید، اما اینها را به خاطر بسپارید
24. And, also was on March room air conditioning implement will with freezer together, serve as first carrying out can the product that effect marks, must stickup can effect grade mark with.
[ترجمه ترگمان]و همچنین در اتاق دوم مارچ که اجرای تهویه مطبوع در فریزر با هم انجام می شود، به عنوان اولین باری که می تواند نشانه نمره باشد، باید علامت گذاری درجه را با آن انجام دهد
[ترجمه گوگل]و همچنین در ماه مارس اتاق تهویه مطبوع پیاده سازی با فریزر با هم، خدمت می کنند به عنوان اولین انجام می تواند محصول که اثر علامت، باید stickup می تواند علامت درجه با اثر
25. Of plastic floor maintain, general need not wet mop often procrastinates, in case sewage is entered from the ooze in flat-fell seam, destroy stickup.
[ترجمه ترگمان]از کف پلاستیکی نگهداری شده، عمومی به mop مرطوب نیاز ندارد، در صورتی که فاضلاب از the در درز با سقوط صاف وارد شده و stickup را نابود کند
[ترجمه گوگل]از کف پلاستیکی نگهداری می شود، به طور کلی نیاز به مرطوب مرطوب اغلب procrastinates، در صورتی که فاضلاب وارد شده از لجن در درخت مسطح وارد شده، از بین بردن چوب
26. It is the gas that drives the exciter and accomplishes sympathetic vibration to make stickup layer break off then achieve the goal of clear for tramcar.
[ترجمه ترگمان]این گازی است که exciter را هدایت می کند و ارتعاش sympathetic را انجام می دهد تا لایه stickup را از بین ببرد و سپس به هدف روشنی برای tramcar دست یابد
[ترجمه گوگل]این گاز است که هدایت کننده را رانندگی می کند و ارتعاش سمپاتیک را انجام می دهد تا لرزش لبه را خنثی کند و سپس برای رسیدن به هدف روشن ترامار به اهداف خود برسد
27. Products with special designed to achieve excellent cold water-soluble, wet viscosity and opening time of operation, easy to use, easy construction, stickup and firm, application scope.
[ترجمه ترگمان]محصولات با طراحی خاص برای رسیدن به آب سرد و محلول در آب سرد، ویسکوزیته مرطوب و زمان باز کردن عملیات، سهولت استفاده، ساخت آسان، stickup و محیط برنامه کاربردی آسان است
[ترجمه گوگل]محصولات با طراحی خاص برای رسیدن به آب بسیار قابل حل در آب، ویسکوزیته مرطوب و زمان باز شدن عملیات، آسان برای استفاده، ساخت آسان، بسته بندی و شرکت، دامنه کاربرد
28. Processing of the horn side furniture of edge horn processing basically sees his decorate the gelatinize on the component stickup whether firm, long edge whether level off is smooth.
[ترجمه ترگمان]پردازش اسباب و وسایل جانبی شاخ و برگ شاخ دار به طور ساده decorate را بر روی اجزای تشکیل دهنده این بخش مشاهده می کند که آیا سطح صاف است یا خیر، آیا سطح صاف است یا صاف
[ترجمه گوگل]پردازش مبلمان جانبی شاخ پردازش شاخ لبه اساسا می بیند که او را تزئین ژلاتینه بر روی چوب جزء آیا شرکت، لبه بلند که سطح خاموش صاف است
29. But the reporter observes discovery carefully, these faucet only a few more stickup papery label, do not have any mark even.
[ترجمه ترگمان]اما این خبرنگار با دقت اکتشاف را مشاهده می کند، این شیر فقط چند برچسب دیگر به نظر می رسد و هیچ علامتی ندارد
[ترجمه گوگل]اما خبرنگار با کشف دقیق می گوید، این مخلوط فقط چند عدد جعبه کاغذی است، هیچ علامتی ندارد