کلمه جو
صفحه اصلی

staffing


معنی : پوشال

انگلیسی به فارسی

کارکنان، پوشال


انگلیسی به انگلیسی

• number of employees working in a place or in an organization; act of providing with employees
staffing refers to the number of workers employed to work somewhere.

دیکشنری تخصصی

[کامپیوتر] قابل دسترسی ساختن افراد برای سازمانها .
[ریاضیات] به کار گماردن، به کار گماری، استخدام، ستاد سازی، کارگزینی

مترادف و متضاد

پوشال (اسم)
chaff, straw, dunnage, staffing, sawdust, stubble, halm, haulm

جملات نمونه

1. Staffing is still a relatively unimportant issue compared to the other problems that we're encountering.
[ترجمه alna] کارگزینی ( امور کاکنان ) نسبت به مشکلات دیگری که با آن ها روبرو هستیم، اهمیت چندانی ندارد
[ترجمه farhad] تامین نیروی انسانی نسبت به مشکلاتی که با آن ها رو یه رو هستیم اهمیتی چندانی ندارد
[ترجمه ترگمان]پرسنل در مقایسه با مشکلات دیگری که با آن ها مواجه هستیم هنوز یک مساله نسبتا بی اهمیت است
[ترجمه گوگل]کارکنان هنوز در مقایسه با سایر مشکلی که ما با آن روبرو هستند، مسئله نسبتا بی اهمیت است

2. Remember to factor in staffing costs when you are planning the project.
[ترجمه ترگمان]به یاد داشته باشید زمانی که در حال برنامه ریزی این پروژه هستید، به هزینه های پرسنلی اشاره کنید
[ترجمه گوگل]در هنگام برنامه ریزی پروژه، به هزینه های نیروی انسانی توجه کنید

3. Staffing levels had already been cut to the bone .
[ترجمه Eslamian] تعداد کارکنان قبلا به حداقل میزان خود رسیده بود
[ترجمه ترگمان]کارکنان تا به حال به استخوان آسیب رسانده بودند
[ترجمه گوگل]سطوح کارکنان قبلا به استخوان کاهش یافته است

4. Staffing levels in prisons are too low.
[ترجمه ترگمان]میزان کارکنان در زندان ها خیلی پایین است
[ترجمه گوگل]سطح کارکنان در زندان ها بسیار کم است

5. F. E. resourcing and staffing are more generous than for institutions under Schools' Regulations.
[ترجمه ترگمان]F ه resourcing و پرسنل نیروی انسانی نسبت به موسسات تحت مقررات مدارس generous هستند
[ترجمه گوگل]F منابع انسانی و منابع انسانی بیشتر از موسسات تحت مقررات مدارس سخاوتمندانه هستند

6. It may also be asked to consider general staffing matters.
[ترجمه ترگمان]همچنین ممکن است از آن برای در نظر گرفتن امور پرسنلی مورد استفاده قرار گیرد
[ترجمه گوگل]همچنین ممکن است خواسته شود که کارکنان عمومی را در نظر بگیریم

7. Even staffing has risen again, to 13000, mainly for safety reasons.
[ترجمه ترگمان]حتی نیروی انسانی نیز به دلایل امنیتی دوباره افزایش یافته است
[ترجمه گوگل]حتی کارکنان بار دیگر به 13000 افزایش یافته است، عمدتا به دلایل ایمنی

8. Staffing responsibilities, operating budgets, and graphs illustrating the back-ground rounded out the formal presentation.
[ترجمه ترگمان]کارکنان کارکنان، بودجه های عملیاتی، و نمودارها که سطح پشتی را نشان می دهند، ارائه رسمی را انجام می دهند
[ترجمه گوگل]مسئولیت های کارکنان، بودجه های عملیاتی و نمودار هایی که نشان دهنده پشت صحنه است، ارائه رسمی را به نمایش گذاشتند

9. Rose said the staffing level proposed by the sheriff would put 64 deputies on site with only 140 inmates.
[ترجمه ترگمان]رز گفت که سطح پرسنلی پیشنهاد شده توسط کلانتر، ۶۴ نماینده را در سایت تنها ۱۴۰ زندانی قرار می دهد
[ترجمه گوگل]رز گفت که سطح کارکنانی که توسط کلانتر ارائه شده است، 64 نفر از نمایندگان مجلس را در اختیار دارد که تنها 140 تن از آنها را در زندان می گذارد

10. At one point in 199 Employee Staffing was the largest employer in Rhode Island.
[ترجمه ترگمان]در یک نقطه از ۱۹۹ پرسنل کارمند بزرگ ترین کارفرما در جزیره Rhode بود
[ترجمه گوگل]در یک نقطه در سال 199 کارکنان نیروی کار بزرگترین کارفرما در رود آیلند بود

11. You've no worries about equipment, administration, staffing or supplies.
[ترجمه ترگمان]شما هیچ نگرانی در مورد تجهیزات، مدیریت، نیروی کار یا منابع ندارید
[ترجمه گوگل]شما نگران تجهیزات، ادارات، کارکنان و یا منابع نباشید

12. Senior staffing the northern agency did attempt during the research period systematically to evaluate their officers' work from their sampling records.
[ترجمه ترگمان]پرسنل ارشد بخش شمالی در طی دوره تحقیق به صورت سیستماتیک برای ارزیابی کار افسران خود از سوابق نمونه برداری استفاده کردند
[ترجمه گوگل]کارکنان ارشد آژانس شمالی در طول دوره تحقیقاتی به طور سیستماتیک برای ارزیابی کار افسران خود از پرونده های نمونه گیری خود اقدام کردند

13. One particularly ambitious project involved setting up and staffing an advice centre within a hostel for homeless people.
[ترجمه ترگمان]یک پروژه به ویژه بلند پروازانه ای که در راه اندازی و تامین پرسنل یک مرکز مشاوره در یک شبانه روزی برای افراد بی خانمان وجود دارد
[ترجمه گوگل]یکی از پروژه های بسیار جاه طلبانه، ایجاد و تأسیس یک مرکز مشاوره در یک خوابگاه برای افراد بی خانمان بود

14. But he criticises staffing levels in the prison's acute psychiatric unit.
[ترجمه ترگمان]اما او پرسنل نیروی کار را در بخش روان پزشکی حاد زندان مورد انتقاد قرار می دهد
[ترجمه گوگل]اما او از سطوح کارکنان در واحد روانپزشکی حاد سرپرستی انتقاد می کند

پیشنهاد کاربران

Staff به معنی کارمند یا کارمند گرفتن است و هنگامی که ing به آن اضافه شود به معنی کار گزینی می باشد

کارگزینی

نیروی انسانی

استخدام ، جذب نیرو

کارمندیابی

فرآیند استخدام پرسنل


کلمات دیگر: