کلمه جو
صفحه اصلی

structured programming


برنامه نویسی ساخت یافته

انگلیسی به انگلیسی

• programming methodology according to which one builds the main program from modular secondary programs

دیکشنری تخصصی

[کامپیوتر] برنامه نویسی ساخت یافته، برنامه نویسی ساختاری، برنامه نویسی ساختار یافته . - برنامه نویسی ساخت یافته - روشی در برنامه نویسی که بر منطق، بخش بندی ( ماجول بندی )، و اجتناب از به کارگیری عبارت GOTO ( که ذاتاً منبع خطاست ) تأکید دارد. یکی از موانع مهم در توسعه ی نرم افزار کامپیوتری بهتر، محدودیت توان بشر در درک برنامه هایی است که می نویسد . برنامه نویسی ساخت یافته، اسلوبی از برنامه نویسی است که برنامه ها را قابل فهم تر و کم خطاتر می سازد. از آنجا که برنامه نویسی ساخت سافته، حرکت مشهوری است، می توان آن را به چندین روش تعریف کرد. با این حال، این روش برنامه نویسی معمولاً شامل موارد زیر است : (1) ساختار بلوکی : عبارت در برنامه باید در گروههای عملکردی سازماندهی شوند.(2) اجتناب از پرشها: ( « برنامه نویسی بدون GOTO » ) . به روش ریاضی می توان اثبات کرد که وقتی یک زبان ساختارهایی معادل عبارات IF-THEN و WHILE در پاسکال دارد، نسازی به عبارت GOTO ندارد. همچنین عبارتهای GOTO غالباً موجب خطای برنامه نویسی شده و برنامه نویس را گمراه می کند. طرفداران برنامه نویسی ساخت یافته، فقط تحت شرایط بسیار محدودی اجازه ی استفاده از GOTO را می دهند. ( مثلاً، سر و کار داشتن با شرایطی که کاملاً منطق برنامه را نادیده می گیرد. ) . (3) بخش بندی ( ماجول بندی ) : اگر دنباله ی عبارتی بدون وقفه بیش از 50 خط داشته باشد، به دلیل فقدان زمان لازم برای فهم آن توسط انسان و پیگیری اطلاعات، برنامه ها باید به زیر روال هایی تقسیم شوند، حتی اگر یک زیر روال فقط یک بار احضار شود. در این حالت برنامه نویس برنامه ی اصلی را به صورت یک طرح کلی می خواند و هرگز به درک بیش از یک ثفحه ی برنامه در یک زمان نیازی نخواهد داشت( برنامه نویس باید بداند که زیر روال ها چه کاری را انجام می دهند، نه اینکه چگونه آن را انجام می دهند) . این اصل گاهی « پنهان سازی اطلاعات » نامیده می شود؛ اطلاعات نامربوط باید از مسیر برنامه نویس خراج شود.
[ریاضیات] برنامه ریزی ساختیافته

جملات نمونه

1. Since then, the Group has embarked upon a structured programme of audits and surveys covering operations worldwide.
[ترجمه ترگمان]از آن زمان به بعد، این گروه یک برنامه سازمان یافته از حسابرسی ها و بررسی های انجام شده در سراسر جهان را آغاز نموده است
[ترجمه گوگل]از آن زمان، گروه شروع به برنامه ساختاری از ممیزی ها و نظرسنجی ها کرده است که عملیات در سراسر جهان را پوشش می دهد

2. Techniques such as object oriented design and structured programming will have to be followed to conform to engineering practice.
[ترجمه ترگمان]تکنیک هایی مانند طراحی هدف محور و برنامه نویسی ساخت یافته باید پیروی از عمل مهندسی باشد
[ترجمه گوگل]تکنیک هایی مانند طراحی شی گرا و برنامه نویسی ساختار یافته باید پیروی از عمل مهندسی باشد

3. And Rexx is certainly Turing-complete, enables modules and structured programming, and has libraries for tasks such as GUI interfaces, network programming, and database access.
[ترجمه ترگمان]و Rexx قطعا Turing است، modules ها و برنامه نویسی ساخت یافته را فراهم می کند، و دارای کتابخانه ها برای کاره ای مانند رابط های کاربری گرافیکی، برنامه ریزی شبکه و دسترسی به پایگاه داده است
[ترجمه گوگل]و Rexx مطمئنا تورینگ کامل است، ماژول ها و برنامه نویسی ساختاری را قادر می سازد و دارای کتابخانه هایی برای وظایف مانند رابط های GUI، برنامه نویسی شبکه و دسترسی به پایگاه داده است

4. They create abstract concepts using very structured programming languages (like PHP or Java).
[ترجمه ترگمان]آن ها مفاهیم انتزاعی با استفاده از زبان های برنامه نویسی بسیار ساخت یافته (مانند PHP یا جاوا)ایجاد می کنند
[ترجمه گوگل]آنها مفاهیم انتزاعی را با استفاده از زبان های برنامه نویسی بسیار ساخت یافته (مانند پی اچ پی یا جاوا) ایجاد می کنند

5. Structured Programming utilizes sequential, selective, and repetitive structures to design programs. It is a good methodology for beginners to learn how to design programs.
[ترجمه ترگمان]برنامه نویسی ساختاریافته از ساختارهای متوالی، انتخابی و تکراری برای طراحی برنامه ها بهره می برد این یک روش خوب برای مبتدیان است تا یاد بگیرید چطور برنامه های طراحی را طراحی کنید
[ترجمه گوگل]برنامه نویسی ساختاری از ساختارهای متوالی، انتخابی و تکراری برای طراحی برنامه استفاده می کند این یک روش خوب برای مبتدیان برای یادگیری نحوه طراحی برنامه ها است

6. It is a structured programming language, is very suitable for the structure of the program design.
[ترجمه ترگمان]این یک زبان برنامه نویسی ساخت یافته می باشد که برای ساختار طراحی برنامه بسیار مناسب است
[ترجمه گوگل]این یک زبان برنامه نویسی ساختاری است، برای ساختار طراحی برنامه بسیار مناسب است

7. According to structured programming, the software of the lower machine is composed by the main program, the subroutine and interrupt service routine.
[ترجمه ترگمان]با توجه به برنامه نویسی ساخت یافته، نرم افزار دستگاه پایین تر از برنامه اصلی، زیر روال و برنامه وقفه خدمت تشکیل شده است
[ترجمه گوگل]با توجه به برنامه ریزی ساختار یافته، نرم افزار دستگاه پایین تر توسط برنامه اصلی، فرایند سرویس فرعی و وقفه تشکیل شده است

8. The software of system is programmed. The Modular Structured Programming makes the program readable and modifiable.
[ترجمه ترگمان]نرم افزار سیستم برنامه ریزی شده است برنامه نویسی ساخت یافته مدولار، این برنامه را قابل خواندن و modifiable می سازد
[ترجمه گوگل]نرم افزار سیستم برنامه ریزی شده است برنامه نویسی ساختار مدولار برنامه را قابل خواندن و قابل تغییر می کند

9. The paper deals with the principle and structured programming of a microcomputer numerical control (MNC) system that is used on NC machining the turbine impeller with 5-dimension interpolation.
[ترجمه ترگمان]این مقاله با اصل و برنامه نویسی ساخت یافته یک سیستم کنترل عددی میکرو کامپیوتر (MNC)سر و کار دارد که در ماشین کاری NC برای ماشین کاری NC مورد استفاده قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]این مقاله با برنامه ریزی اصلی و برنامه ریزی ساختار یک سیستم کنترل عددی میکرو کامپیوتر (MNC) که در پردازش NC پروب توربین با درون یابی 5 بعدی استفاده می شود، مورد بررسی قرار می گیرد

10. It is a kind of structured programming language with structured control statements.
[ترجمه ترگمان]این نوع زبان برنامه نویسی ساخت یافته با عبارات کنترل ساختار یافته است
[ترجمه گوگل]این یک نوع زبان برنامه نویسی ساختار یافته با اظهارات کنترل ساختاری است

11. This is the writer's version of structured programming and the DRY principle (Don't Repeat Yourself).
[ترجمه ترگمان]این نسخه نویسنده برنامه نویسی ساخت یافته و اصل خشک است (تکرار نکنید)
[ترجمه گوگل]این نسخه نویسنده برنامه نویسی سازمانی و اصل DRY است (خودتان را تکرار نکنید)

12. In systematic design, we use structured programming method.
[ترجمه ترگمان]در طراحی سیستماتیک، ما از روش برنامه نویسی ساخت یافته استفاده می کنیم
[ترجمه گوگل]در طراحی سیستماتیک، ما از روش برنامه نویسی structured استفاده می کنیم

13. Object - oriented, or OO, programs are the next step beyond structured programming.
[ترجمه ترگمان]برنامه های شی گرا یا OO، گام بعدی فراتر از برنامه نویسی ساخت یافته هستند
[ترجمه گوگل]برنامه Object-oriented یا OO گام بعدی برنامه نویسی ساختاری است

14. That is why there is research in software design, programming methods, structured programming and related topics.
[ترجمه ترگمان]به همین دلیل در طراحی نرم افزار، روش های برنامه ریزی، برنامه نویسی ساخت یافته و موضوعات مرتبط وجود دارد
[ترجمه گوگل]به همین دلیل پژوهش در طراحی نرم افزار، روش های برنامه نویسی، برنامه نویسی ساختار یافته و موضوعات مرتبط انجام می شود


کلمات دیگر: