کلمه جو
صفحه اصلی

storage device


دستگاه انبارش

انگلیسی به فارسی

دستگاه انبارش


دستگاه ذخیره سازی، دستگاه انبارش


انگلیسی به انگلیسی

• general term used to describe devices that store data in a computers (such as a disk)

دیکشنری تخصصی

[کامپیوتر] دستگاه انباره، انباره ف دستگاه ذخیره سازی، دستگاه ذخیره .
[نساجی] وسیله آماده سازی و ذخیره سازی پود

جملات نمونه

1. The retention of data in a storage device.
[ترجمه ترگمان]نگهداری داده ها در یک دستگاه ذخیره سازی
[ترجمه گوگل]حفظ داده ها در یک دستگاه ذخیره سازی

2. Sales of large-scale data storage devices also increased strongly, while earnings from computer maintenance services hardly changed.
[ترجمه ترگمان]فروش وسایل نگهداری داده در مقیاس بزرگ نیز به شدت افزایش یافته است، در حالی که درآمد خدمات نگهداری از کامپیوتر به سختی تغییر کرده است
[ترجمه گوگل]فروش دستگاه های ذخیره سازی داده در مقیاس بزرگ نیز به شدت افزایش یافت، در حالی که درآمد حاصل از خدمات تعمیر و نگهداری کامپیوتر به سختی تغییر کرد

3. Connected to the computer is some form of storage device which enables information to be accessed and updated quickly.
[ترجمه ترگمان]اتصال به کامپیوتر نوعی از ابزار ذخیره سازی است که به اطلاعات امکان دسترسی و به روز رسانی شده را می دهد
[ترجمه گوگل]اتصال به کامپیوتر نوعی از دستگاه ذخیره سازی است که امکان دسترسی به اطلاعات را به سرعت فراهم می کند

4. Cheaper memory, faster processors, and larger storage devices, come on to the market with increasing rapidity.
[ترجمه ترگمان]حافظه ارزان تر، پردازنده های سریع تر و دستگاه های نگهداری بزرگ تر، با سرعت فزاینده ای به بازار می آیند
[ترجمه گوگل]حافظه ارزان تر، پردازنده های سریع تر و دستگاه های ذخیره سازی بزرگتر، سریعتر به بازار می رسند

5. Carrying a portable mass storage device is a potential security risk.
[ترجمه ترگمان]حمل یک ابزار ذخیره سازی جمعی قابل حمل، یک خطر امنیتی بالقوه است
[ترجمه گوگل]حمل یک دستگاه ذخیره سازی انبوه قابل حمل یک خطر امنیتی بالقوه است

6. Servo system of the compact disc storage device is the combination of fine machine and computer control, gathering high tech such as laser measure or tracking position and DSP application.
[ترجمه ترگمان]سیستم Servo دستگاه ذخیره سازی دیسک فشرده ترکیبی از کنترل رایانه ای و کنترل کامپیوتر است که تکنولوژی بالا مانند اندازه گیری لیزر یا موقعیت ردیابی و کاربرد DSP را جمع آوری می کند
[ترجمه گوگل]سیستم سروو از دستگاه ذخیره سازی دیسک فشرده ترکیبی از ماشین خوب و کنترل کامپیوتر است، جمع آوری فن آوری بالا مانند اندازه گیری لیزر و یا موقعیت ردیابی و نرم افزار DSP

7. ROM: Read only memory; internal storage device in which information is permanent.
[ترجمه ترگمان]حافظه فقط خواندنی only یا حافظه فقط خواندنی internal
[ترجمه گوگل]ROM خواندن حافظه تنها؛ دستگاه ذخیره سازی داخلی که در آن اطلاعات دائمی است

8. These devices include paper, tape, disc, VCD, semi-transistor storage device, integrated circuit chip and any other form which has the capacity to store information.
[ترجمه ترگمان]این دستگاه ها شامل کاغذ، نوار، دیسک، VCD، دستگاه ذخیره سازی ترانزیستور نیمه ترانزیستور، تراشه مدار مجتمع و هر فرم دیگری است که قابلیت ذخیره اطلاعات را دارد
[ترجمه گوگل]این دستگاه ها عبارتند از کاغذ، نوار، دیسک، VCD، دستگاه ذخیره سازی نیمه ترانزیستور، تراشه مدار یکپارچه و هر شکل دیگر که ظرفیت ذخیره اطلاعات را دارد

9. The present invention provides a portable mass storage device for use in two factor authentication systems and methods.
[ترجمه ترگمان]اختراع موجود یک ابزار ذخیره سازی جمعی قابل حمل برای استفاده در دو سیستم تایید عامل و روش ها فراهم می کند
[ترجمه گوگل]این اختراع یک دستگاه ذخیره سازی توده قابل حمل را برای استفاده در دو سیستم و روش های تأیید صحت عامل فراهم می کند

10. A hard - disk storage device with its own network address.
[ترجمه ترگمان]یک دستگاه ذخیره هارد دیسک با آدرس شبکه خودش
[ترجمه گوگل]یک دستگاه ذخیره سازی دیسک سخت با آدرس شبکه خود

11. To convey data as a whole from one storage device to another.
[ترجمه ترگمان]انتقال داده ها به عنوان یک کل از یک ابزار ذخیره سازی به دیگری
[ترجمه گوگل]برای انتقال اطلاعات به طور کلی از یک دستگاه ذخیره سازی به دیگری

12. It is mainly study the blktap virtual block storage device simulation which XEN provided, and it realized it on the two distributed systems of HDFS and Hbase.
[ترجمه ترگمان]این تحقیق عمدتا the مجازی سازی بلوک مجازی را مورد مطالعه قرار می دهد که XEN آن را ارایه کرده و آن را بر روی دو سیستم توزیع شده of و Hbase محقق کرده است
[ترجمه گوگل]به طور عمده، شبیه سازی دستگاه بلوک مجازی blktap که XEN ارائه می دهد مطالعه می کند و آن را در دو سیستم توزیع HDFS و Hbase متوجه می شود

13. A bistable storage device which stores binary data as states of flip - flop elements.
[ترجمه ترگمان]یک دستگاه ذخیره سازی bistable که داده های باینری را به عنوان حالات مولفه های فلیپ فلاپ ذخیره می کند
[ترجمه گوگل]یک دستگاه ذخیره سازی بیستابال که اطلاعات باینری را به عنوان حالت عناصر فلیپ فلاپ ذخیره می کند

14. Hard disk drive is a permanent storage device.
[ترجمه ترگمان]دیسک هارد دیسک یک دستگاه ذخیره دایم است
[ترجمه گوگل]درایو هارد دیسک یک دستگاه ذخیره سازی دائمی است

15. The action of placing data into a storage device.
[ترجمه ترگمان]عمل قرار دادن داده ها به دستگاه ذخیره سازی
[ترجمه گوگل]عمل قرار دادن داده ها در یک دستگاه ذخیره سازی

پیشنهاد کاربران

storage device ( رایانه و فنّاوری اطلاعات )
واژه مصوب: ذخیره‏ساز
تعریف: محل ذخیره‏سازی دائمی یا نیمه‏دائمی داده‏های رقمی، که بیشتر به دیسک یا نوار اطلاق می‏شود


کلمات دیگر: