کلمه جو
صفحه اصلی

subtask

انگلیسی به فارسی

زیر کار


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: combined form of task.

دیکشنری تخصصی

[کامپیوتر] زیر وظیفه .

جملات نمونه

1. The identification of the sub-tasks which are appropriate for intensive training with feedback is achieved by task analysis.
[ترجمه ترگمان]شناسایی فرعی وظایف که برای آموزش فشرده با بازخورد مناسب هستند، از طریق آنالیز کار به دست می آید
[ترجمه گوگل]شناسایی وظایف زیر که برای آموزش فشرده با بازخورد مناسب است، با تجزیه و تحلیل کار انجام می شود

2. It spawns various threads, each containing a subtask of the main task to be executed by the cluster.
[ترجمه ترگمان]این کار رشته های مختلفی را ایجاد می کند، که هر یک شامل یک subtask از وظیفه اصلی است که توسط خوشه انجام می شود
[ترجمه گوگل]این موضوع موضوعات مختلفی را ایجاد می کند، هر کدام شامل یک کار زیر کار اصلی است که توسط خوشه اجرا می شود

3. SubTask is a user-defined class that defines a data- or functionally-independent portion of the main task.
[ترجمه ترگمان]subtask یک کلاس تعریف شده توسط کاربر است که بخش مستقل یا مستقل از وظیفه اصلی را تعریف می کند
[ترجمه گوگل]SubTask یک کلاس تعریف شده توسط کاربر است که بخش داده یا بخش مستقل کار اصلی را تعریف می کند

4. Another state for a human task is the subtask state.
[ترجمه ترگمان]یک دولت دیگر برای کار انسانی دولت subtask است
[ترجمه گوگل]یک دولت دیگر برای یک کار انسانی، دولت زیرکار است

5. You can add escalations to the subtask state to ensure that this portion of the task is completed so that the overall task can proceed.
[ترجمه ترگمان]شما می توانید بر وضعیت subtask بیفزایید تا اطمینان حاصل شود که این بخش از کار تکمیل شده است تا کار کلی بتواند ادامه یابد
[ترجمه گوگل]شما می توانید افزایش به حالت subtask اضافه کنید تا اطمینان حاصل شود که این بخش از کار تکمیل شده است تا کار کلی انجام شود

6. The class name SubTask is an example.
[ترجمه ترگمان]نام کلاس subtask یک مثال است
[ترجمه گوگل]نام کلاس SubTask مثال است

7. You may give any name to a SubTask class, though it should represent the assigned subtask.
[ترجمه ترگمان]شما می توانید هر نامی را به یک کلاس subtask بدهید، هر چند که آن باید نماینده subtask محول شده باشد
[ترجمه گوگل]شما می توانید هر نامی را برای یک کلاس SubTask بدهید، هرچند که این باید نمای زیرمجموعه تعیین شده باشد

8. Combine all subtask results into the final result.
[ترجمه ترگمان]تمام نتایج حاصله را در نتیجه نهایی ترکیب کنید
[ترجمه گوگل]تمام نتایج زیر کار را به نتیجه نهایی ترکیب کنید

9. Coreference resolution is very important subtask of anaphora resolution and has quite widely practicality value and society value.
[ترجمه ترگمان]تفکیک پذیری از تفکیک پذیری بسیار مهم است و دارای ارزش کاربردی و ارزش جامعه است
[ترجمه گوگل]رزولوشن Coreference بسیار مهم وظیفه ای از رزولوشن Anaphora است و به طور کامل ارزش عملی و ارزش جامعه است

10. The coreference resolution is an important subtask of information extraction.
[ترجمه ترگمان]تفکیک پذیری an، an مهمی از استخراج اطلاعات است
[ترجمه گوگل]وضوح هسته ای یک زیرکار مهم در استخراج اطلاعات است

11. It then selects a remote host and sends the SubTask instance there for execution.
[ترجمه ترگمان]سپس یک میزبان دوردست را انتخاب کرده و نمونه subtask برای اجرای آن را ارسال می کند
[ترجمه گوگل]سپس یک میزبان از راه دور را انتخاب می کند و نمونه ای از SubTask را برای اجرای آن ارسال می کند

12. The job dispatcher spawns multiple threads, each containing the code for a different subtask.
[ترجمه ترگمان]توزیع کار، رشته های مختلف را تولید می کند، که هر کدام شامل کد برای یک subtask متفاوت هستند
[ترجمه گوگل]توزیع کننده شغل چندین رشته را ایجاد می کند، هر کدام شامل کد برای زیر کار دیگری است

13. The cheat sheet content in Listing 3 defines a root task group containing two subtask groups, each containing two tasks.
[ترجمه ترگمان]محتوای صفحه تقلب در لیست ۳ یک گروه کاری ریشه شامل دو گروه subtask را تعریف می کند که هر کدام دارای دو وظیفه هستند
[ترجمه گوگل]محتوای تقلب در فهرست 3 یک گروه کاری ریشه شامل دو گروه زیر کاری است که هر کدام شامل دو وظیفه می باشند

14. When a user claims a task, the user can delegate a portion of task to another user, which puts the human task in the subtask state.
[ترجمه ترگمان]زمانی که یک کاربر یک کار را انجام می دهد، کاربر می تواند بخشی از تکلیف را به کاربر دیگری محول کند که کار انسانی را در حالت subtask قرار می دهد
[ترجمه گوگل]هنگامی که یک کاربر یک کار را ادعا می کند، کاربر می تواند بخشی از وظیفه را به کاربر دیگری منتقل کند، که کار انسان را در حالت subtask قرار می دهد


کلمات دیگر: