1. Patient employment was incorporated as an important subsystem of rehabilitation.
[ترجمه ترگمان]استخدام بیمار به عنوان یک سیستم فرعی مهم احیا مورد استفاده قرار گرفت
[ترجمه گوگل]اشتغال بیمار به عنوان یک زیرسیستم مهم توانبخشی گنجانده شد
2. PixelVision, a three-dimensional graphics subsystem is due later this year.
[ترجمه ترگمان]PixelVision، یک زیرسیستم گرافیکی سه بعدی در اواخر سال جاری می باشد
[ترجمه گوگل]PixelVision، یک زیرسیستم گرافیکی سه بعدی، در اواخر امسال به سر می برد
3. The subsystem also concentrates many drives on to a single SCSI address.
[ترجمه ترگمان]این سیستم همچنین بسیاری را بر روی یک آدرس SCSI متمرکز می کند
[ترجمه گوگل]زیرسیستم همچنین بسیاری از درایوها را به یک آدرس SCSI واحد متمرکز می کند
4. Each subsystem provides its own interface and applications can't use more than one.
[ترجمه ترگمان]هر زیرسیستم رابط خود را ارایه می دهد و برنامه های کاربردی نمی تواند بیش از یک کاربرد داشته باشد
[ترجمه گوگل]هر زیرسیستم رابط کاربری خود را فراهم می کند و برنامه های کاربردی نمی توانند بیش از یک مورد استفاده کنند
5. The trusted subsystem model provides an alternative (and simpler to implement) approach to flowing the original caller's security context.
[ترجمه ترگمان]مدل زیر سیستم مورد اعتماد، یک روش جایگزین (و ساده تر برای پیاده سازی)را برای جاری کردن زمینه امنیتی تماس گیرنده فراهم می کند
[ترجمه گوگل]مدل زیر سیستم مورد اعتماد یک رویکرد جایگزین (و ساده تر برای پیاده سازی) را فراهم می کند تا زمینه امنیت تماس گیرنده اصلی را جریان دهد
6. The main aim of the MTD subsystem in Linux is to provide a generic interface between the hardware drivers and the upper layers, or user modules, of the system.
[ترجمه ترگمان]هدف اصلی سیستم فرعی MTD در لینوکس فراهم کردن یک رابط عمومی بین رانندگان سخت افزار و لایه های بالاتر، یا ماژول های کاربر، از سیستم است
[ترجمه گوگل]هدف اصلی زیر سیستم MTD در لینوکس این است که یک رابط کلی بین راننده های سخت افزاری و لایه های بالا یا ماژول های کاربر سیستم ایجاد کنیم
7. The data acquisition and transmission subsystem can transfer the collected data to the information center by wired medium.
[ترجمه ترگمان]سیستم اکتساب داده و سیستم انتقال می تواند داده های جمع آوری شده را به مرکز اطلاعات با سیم انتقال دهد
[ترجمه گوگل]زیرسیستم گرفتن و انتقال اطلاعات می تواند داده های جمع آوری شده را به مرکز اطلاعات توسط رسانه های سیمی انتقال دهد
8. The weak performance of communication subsystem is one of the key issues that prevent software distributed shared memory systems(DSMs) from showing high performance.
[ترجمه ترگمان]عملکرد ضعیف سیستم ارتباطی یکی از موضوعات کلیدی است که از اجرای سیستم های حافظه اشتراکی توزیع شده (DSMs)از نمایش عملکرد بالا جلوگیری می کند
[ترجمه گوگل]عملکرد ضعیف زیرسیستم ارتباطی یکی از مسائل کلیدی است که مانع استفاده از نرم افزارهای توزیع شده سیستم های حافظه (DSM) از نمایش عملکرد بالا می شود
9. WRIS is made up of entity subsystem, assistant subsystem and environment subsystem, which are the strategic entities of the west development strategy.
[ترجمه ترگمان]WRIS متشکل از زیرسیستم نهاد، assistant زیرسیستم و زیرسیستم محیط است، که نهاده ای استراتژیک استراتژی توسعه غرب هستند
[ترجمه گوگل]WRIS از زیر سیستم واحد، دستیار زیر سیستم و زیر سیستم محیطی تشکیل شده است که نهادهای راهبردی استراتژی توسعه غرب هستند
10. The measurement and control subsystem is a distributed embedded computer system constructed with a main control module and several equalization modules.
[ترجمه ترگمان]سیستم اندازه گیری و کنترل یک سیستم کامپیوتری توکار است که با ماژول کنترل اصلی و چندین ماژول برابری ایجاد شده است
[ترجمه گوگل]زیرسیستم اندازه گیری و کنترل یک سیستم کامپیوتری تعبیه شده توزیع شده با یک ماژول کنترل اصلی و تعدادی از ماژول های تطبیق است
11. Moreover, the proposed function-detailed and workload-simplified subsystem pipelining software process model presents much higher parallelity than the concurrent incremental model.
[ترجمه ترگمان]علاوه بر این، تابع پیشنهاد شده - با جزییات بیشتر و مدل فرآیند نرم افزار pipelining subsystem - بسیار بالاتری از مدل افزایشی همزمان ارایه می دهد
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، مدل فرآیند نرم افزاری زیر ساختی ساده و کارکرد ساده، ساده تر ارائه شده نسبت به مدل افزایشی همزمان، نسبتا موازی تر است
12. In this work, the data acquisition subsystem is integrated into an expansion card, based on a single chip, and plugged in the expansion slot of the computer.
[ترجمه ترگمان]در این کار، سیستم اکتساب داده با یک کارت توسعه، براساس یک چیپ واحد، ادغام می شود و در شیار توسعه کامپیوتر متصل می شود
[ترجمه گوگل]در این کار، زیرسیستم گرفتن اطلاعات به یک کارت توسعه بر اساس یک تراشه تک وصل شده است و در شکاف گسترش کامپیوتر متصل شده است
13. The design and implementation of the conference management subsystem and conference terminal subsystem are discussed in Chapter Three and Chapter Four respectively.
[ترجمه ترگمان]طراحی و اجرای زیرسیستم مدیریت کنفرانس و زیرسیستم نهایی ترمینال به ترتیب در فصل ۳ و فصل چهار مورد بحث قرار می گیرند
[ترجمه گوگل]طراحی و پیاده سازی زیر سیستم مدیریت کنفرانس و زیر سیستم ترمینال کنفرانس به ترتیب در فصل سوم و فصل چهار بحث شده است
14. Mercury's new subsystem enhancements are based on powerful building-block components in 6U OpenVPX standard form factors.
[ترجمه ترگمان]پیشرفت سیستم فرعی جدید عطارد بر روی اجزای بلوکی قدرتمندی است که در ۶ U شکل می گیرند
[ترجمه گوگل]پیشرفت های زیرسیستم جدید جیوه بر اساس اجزای قدرتمند ساختمان بلوک در 6U OpenVPX فاکتورهای فرم استاندارد است