کلمه جو
صفحه اصلی

switchback


(جاده یا خط آهن) زیگزاگ، چپ راست (به ویژه برای بالا رفتن از شیب تند)، پیچاپیچ، پرپیچ وخم

انگلیسی به فارسی

پرپیچ وخم


سوئیچ، پرپیچ وخم


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a road, path, or railroad track that climbs a mountain or other steep grade by using a zigzag route.

• road or railroad following a zigzag course up a steep incline
a switchback is something, such as a mountain road, which rises and falls sharply many times or which has many sharp bends.

دیکشنری تخصصی

[سینما] تدوین متناوب - رجعت به گذشته - برگشت به گذشته - بازگشت به عقب / برش متناوب حادثه موازی یا پیشین

جملات نمونه

1. We have to switchback and persuade him out of his foolish plans.
[ترجمه ترگمان]ما باید switchback کنیم و او را از نقشه های احمقانه او بیرون بکشیم
[ترجمه گوگل]ما مجبور هستیم که او را از برنامه های احمقانه اش متقاعد کنیم

2. It was a tortuous, switchback ride.
[ترجمه ترگمان]سواری خوبی بود، سواری
[ترجمه گوگل]این یک سوار سوپراسکی بود

3. How do people endure this switchback of emotion?
[ترجمه ترگمان]چطور مردم این switchback احساسات را تحمل می کنند؟
[ترجمه گوگل]چگونه مردم این تغییر احساسات را تحمل می کنند؟

4. At the second switchback, a Y in the trail breaks at a big yellow water pipe.
[ترجمه ترگمان]در مرحله دوم، Y در مسیر، یک لوله آب زرد بزرگ را می شکند
[ترجمه گوگل]در سوئیچ دوم، Y در دنباله در یک لوله آب زرد بزرگ شکستن است

5. And what does the switchback say about the company, the media sector and the mood in the economy?
[ترجمه ترگمان]And درباره شرکت، بخش رسانه و وضعیت اقتصادی چه می گویند؟
[ترجمه گوگل]و در مورد شرکت، بخش رسانه ها و خلق و خوی اقتصاد چه می گذرد؟

6. Then, gradually the route wound downward, switchback after switchback.
[ترجمه ترگمان]سپس به تدریج مسیر به سمت پایین کشیده شد و پس از switchback دوباره شروع به پایین رفتن کرد
[ترجمه گوگل]سپس، به تدریج مسیر به پایین به پایین، سوئیچینگ پس از سوئیچ برگشت

7. The switchback operation returns the ACTIVE RCSs to the ACTIVE state on their primary AP.
[ترجمه ترگمان]عملیات switchback، ACTIVE RCSs را به حالت ACTIVE بر روی AP اولیه خود باز می گرداند
[ترجمه گوگل]عملیات سوئیچ باز ACTIVE RCS ها را به حالت ACTIVE در AP اولیه خود باز می گرداند

8. They travel between trees in a conspicuously uppy-downy switchback flight.
[ترجمه ترگمان]آن ها از میان درختان با یک پرواز switchback به نحوی چشمگیر میان درختان حرکت می کنند
[ترجمه گوگل]آنها بین درختان در یک پرواز سوئیچ باز ظاهر می شوند

9. We dismount at the base of a steep switchback and climb to the ruins.
[ترجمه ترگمان]از پایین شیب تندی به پایین سرازیر می شویم و به سوی ویرانه ها بالا می رویم
[ترجمه گوگل]ما در پایه یک سوئیچ شیب دار حرکت می کنیم و به خرابه ها صعود می کنیم

10. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress day by day!
[ترجمه ترگمان]ای کاش شما می توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!

11. Up ahead, at the apex of a switchback, I see a young man sitting alone in a folding chair, miles from anywhere.
[ترجمه ترگمان]پیش از آن، در راس راس of، یک مرد جوان را می بینم که تنها روی یک صندلی تاشو نشسته و فرسنگ ها از هر جایی دور است
[ترجمه گوگل]به جلو، در انتهای سوئیچ، من یک مرد جوان را نشسته به تنهایی در یک صندلی تاشو، مایل از هر کجا

12. First up is the switchback level, the red earth tracks zigzagging steeply through the clifftops.
[ترجمه ترگمان]اولین سطح زمین مسطح است و زمین قرمز به صورت مارپیچ از میان clifftops عبور می کند
[ترجمه گوگل]اول، سطح سوئیچینگ است، زمین قرمز آهنگ از طریق clifftops به طور صریح zigzagging

13. Very soon he will be up for Oscars and head over heels in the switchback strip of movies.
[ترجمه ترگمان]به زودی برای اسکار خواهد آمد و برای اسکار لت در قسمت switchback فیلم خواهد بود
[ترجمه گوگل]او خیلی زود او را برای اسکار و سر بر روی پاشنه در نوار switchback فیلم می شود

پیشنهاد کاربران

اوج و فرود

این کلمه در عین حال صفت هم میتواند باشد به معنای برگشتی
برای مثال switchback words کلماتی هستند که ارتباط و پیوستگی معنایی با جملات و کلمات قبلی دارند و بدون در نظر گرفتن جملات قبلی معنای قابل فهمی ارائه نمیدهند. مانند but, however, meanwhile, nevertheless , . . . .

برگشتن

به حالت قبل ( اول ) برگرداندن
Hiw do we switch it back?


( معدن ) : پیچ برگردان


کلمات دیگر: