کلمه جو
صفحه اصلی

steppe


معنی : جلگه وسیع بی درخت
معانی دیگر : (جغرافی) استپ

انگلیسی به فارسی

جلگه وسیع بی درخت


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a broad, somewhat arid grass plain, esp. the great plains in southeast Russia and southwest Asia.

• broad grassy plain (especially the plains of southeast russia and southwest asia)
steppes are large areas of land with grass but no trees, usually used to refer to the area that stretches from eastern europe across the south of the former soviet union to siberia.

دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] استپ - دشت - بیابان
[زمین شناسی] جلگه وسیع بی درخت - استپ واژه روسی برای علفزاری که در یک منطقه معتدله قرار گرفته و از گیاهان قدکوتاه و درختچه های خاردار، که با فاصله زیاد از هم روییده اند، پوشیده شده است .

مترادف و متضاد

جلگه وسیع بی درخت (اسم)
steppe

جملات نمونه

1. Steppes and any other open grassy country.
[ترجمه ترگمان]Steppes و هر کشور علف سبز دیگه ای
[ترجمه گوگل]steppes و هر کشوری دیگر مجرد

2. The steppes support around 65 percent of the remaining worldwide bustard population.
[ترجمه ترگمان]The در حدود ۶۵ درصد از جمعیت مانده سراسر جهان را تحت حمایت خود دارند
[ترجمه گوگل]استپ ها حدود 65 درصد جمعیت باقیمانده در سراسر جهان را پشتیبانی می کنند

3. Galloping horses, endless deserts and grassland steppes.
[ترجمه ترگمان]اسب های چهار نعل، deserts بی پایان و مراتع سرسبز
[ترجمه گوگل]اسب ها را از بین می برد، بیابان های بی پایان و استپ های علفزار

4. Farmland, especially among growing crops, open grassland, steppes, semi-deserts.
[ترجمه ترگمان]Farmland، به ویژه در میان رشد محصولات، علفزارهای باز، استپ های، نیمه بیابان ها
[ترجمه گوگل]مزرعه، به ویژه در میان محصولات در حال رشد، علفزار، استپ، نیمه بیضه باز است

5. Saltcoats was made up of lumpy steppe.
[ترجمه ترگمان]Saltcoats از استپ بیرون زده بود
[ترجمه گوگل]Saltcoats ساخته شده از استپ کوهی است

6. They settled the steppes so successfully that their numbers grew to forty-five thousand in less than a century.
[ترجمه ترگمان]آن ها در دشت را به نحوی موفقیت آمیز مستقر ساختند که تعدادشان به چهل و پنج هزار تن در کم تر از یک قرن افزایش یافت
[ترجمه گوگل]آنها استپ ها را با موفقیت به این نتیجه رسیدند که تعداد آنها به کمتر از یک قرن به چهل و پنج هزار رسید

7. Borders of woodland and moorland, moors, steppes and swampy heaths with scattered trees, especially birches and pines.
[ترجمه ترگمان]بدون مرز of، خلنگ زار و خلنگ زار و دره های پراکنده با درخت های پراکنده، به خصوص درختان غان و صنوبرهای پراکنده
[ترجمه گوگل]مرزهای جنگل و خلیج فارس، ساحلی، استپ ها و کوه های باتلاقی با درختان پراکنده، به خصوص توس و کاج

8. There is no steppe type in Georgia because there is no steppe region in Georgia.
[ترجمه ترگمان]در جورجیا هیچ نوع استپ وجود ندارد، زیرا هیچ منطقه استپ در جورجیا وجود ندارد
[ترجمه گوگل]گرجستان نوعی استپ وجود ندارد زیرا هیچ منطقه استپی در گرجستان وجود ندارد

9. In the heart of the Anatolian steppe, dervishes still whirl on festive occasions in mystic union with God.
[ترجمه ترگمان]در دل دشت Anatolian استپ، که هنوز در روزه ای شاد و پر شور و شادی در میان اتحاد عرفانی قرار گرفته بود
[ترجمه گوگل]در قلب استاپ Anatolian، Dervishes هنوز در مراسم های جشن در اتحاد عارف با خدا سوار

10. Steppe Dragons can also be found in Khergit armies.
[ترجمه ترگمان]همچنین می تواند در ارتش های Steppe یافت شود
[ترجمه گوگل]اژدهای استپیا نیز در ارتش خرت یافت می شود

11. This is a good forage grass in desert steppe regions.
[ترجمه ترگمان]این یک علف علوفه خوب در مناطق صحرایی بی آب و علف است
[ترجمه گوگل]این علف چاودار خوب در مناطق استپ صحرا است

12. Kazakhstan will host NATO's Steppe Eagle exercises in September.
[ترجمه ترگمان]قزاقستان در ماه سپتامبر میزبان مانورهای عقاب جلگه ناتو خواهد بود
[ترجمه گوگل]قزاقستان در ماه سپتامبر تمرینات نپتون را در اقیانوس آرام برگزار خواهد کرد

13. These people have lived for centuries on the Russian steppes.
[ترجمه ترگمان]این مردم قرن ها در استپ های روسیه زندگی کرده اند
[ترجمه گوگل]این افراد طی قرن ها در استپهای روسیه زندگی می کنند

پیشنهاد کاربران

دشت بی درخت

جلگه سبزه زار/علف زار ، جلگه پهناور سبزه زار/علف زار

دشت سبزه زار/علف زار ، دشت پهناور سبزه زار/علف زار

steppe ( مهندسی منابع طبیعی - محیط زیست و جنگل )
واژه مصوب: استپ
تعریف: علفزارهای گستردۀ سرزمین‏های آسیای مرکزی و روسیه که گاه درختان اندکی نیز در آنها یافت می شود|||متـ . سبزدشت


کلمات دیگر: