کلمه جو
صفحه اصلی

stonework


معنی : کارخانه سنگ بری، سنگ کاری، ساختمان سنگی
معانی دیگر : (بنایی) سنگ کاری، گوهر تراشی، جواهر سازی، هرچیز سنگی (به ویژه دیوار یا ساختمان و غیره)، کار سنگی، ساختمان سنگی، بنایی با سنگ، جایگاه سنگ تراشی

انگلیسی به فارسی

ساختمان سنگی، کارخانه سنگ بری


سنگ تراشی، کارخانه سنگ بری، سنگ کاری، ساختمان سنگی


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
مشتقات: stoneworker (n.)
(1) تعریف: any work or construction of stone; stonemasonry.

(2) تعریف: the technique, process, or art of working in stone.

• art of cutting and shaping stone, stonecutting; something made of stone
stonework is objects or parts of a building that are made of stone.

دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] ساختمان سنگی - مصالح سنگی

مترادف و متضاد

کارخانه سنگ بری (اسم)
stonework

سنگ کاری (اسم)
stonework

ساختمان سنگی (اسم)
stonework

جملات نمونه

1. The stonework stands out from the rest of the wall.
[ترجمه ترگمان]
[ترجمه گوگل]سنگ تراشی از بقیه دیوار جدا می شود

2. The old stonework was crumbling away.
[ترجمه ترگمان]ساختمان سنگی قدیمی در حال فروریختن بود
[ترجمه گوگل]سنگ سنگ پیرمرد فرو ریخت

3. Pollution has decayed the surface of the stonework on the front of the cathedral.
[ترجمه مهدی بهرامی صدر] آلودگی بر روی ( سطح ) نمای سنگی ( که ) در جلوی کلیسای اعظم ( قرار دارد ) ایجاد فرسایش کرده است.
[ترجمه ترگمان]آلودگی سطح of را در جلوی کلیسای جامع خراب کرده است
[ترجمه گوگل]آلودگی سطح سنگ سنگ در مقابل کلیسای جامع را از بین می برد

4. Close inspection shows up the cracks in the stonework.
[ترجمه ترگمان]بازرسی نزدیک، ترک ها را در اثر stonework نشان می دهد
[ترجمه گوگل]بازرسی نزدیک نشانگر شکاف در سنگ کاری است

5. He did the pointing in the stonework himself.
[ترجمه ترگمان]او خودش را به ساختمان سنگی ساختمان اشاره کرد
[ترجمه گوگل]او اشاره خود را در سنگ کاری انجام داد

6. The stonework around the bay windows was crumbling and the upper front bay had developed a distinct list.
[ترجمه ترگمان]سنگی که در اطراف پنجره های اطراف ریخته شده بود در حال فروریختن بود و قسمت بالای قسمت جلو یک لیست متمایز ایجاد کرده بود
[ترجمه گوگل]سنگ قبر در اطراف پنجره های خلیج فرو ریخت و خلیج بالا سمت چپ لیست مشخصی ایجاد کرده بود

7. The lumps of stonework that had remained standing now crumbled.
[ترجمه ترگمان]تکه های سنگی سنگی که اکنون در حال ایستادن مانده بود، فرو ریخت
[ترجمه گوگل]توده های سنگی که اکنون در حال ایستادن بودند فرو ریخت

8. The surrounding carved stonework contained the date, and in the middle were metal panels displaying a dolphin with bulrushes.
[ترجمه ترگمان]سنگ stonework در اطراف آن قرار داشت و در وسط صفحات فلزی قرار داشت که دلفین را با bulrushes نشان می داد
[ترجمه گوگل]سنگ تراشی حلقوی در اطراف این تاریخ را شامل می شد و در وسط پانل های فلزی دارای دلفین با قلاب بود

9. The old stonework was crumbling and eroded and badly in need of repair.
[ترجمه ترگمان]ساختمان سنگی قدیمی خرد و فرسوده شده بود و نیازمند تعمیر بود
[ترجمه گوگل]سنگ سنگ قدیمی فرو ریخت و فرسوده شد و به شدت نیاز به تعمیر داشت

10. The stonework covered it completely, as if it had never existed.
[ترجمه ترگمان]ساختمان سنگی آن را کاملا پوشانده بود، انگار که هرگز وجود نداشته است
[ترجمه گوگل]سنگ تراشی آن را به طور کامل پوشانده بود، چنانکه هرگز آن را ندیده بود

11. The stonework of the tower was crumbling, and the great clock had fallen disrepair.
[ترجمه ترگمان]ساختمان سنگی برج در حال فروریختن بود و آن ساعت بزرگ به تعمیر افتاده بود
[ترجمه گوگل]سنگ تراشی برج، فرو ریخت، و ساعت بزرگی از بین رفت

12. The marble is smooth and polished, making a strong contrast with the worn stonework around it.
[ترجمه ترگمان]سنگ مرمر صیقلی و صیقلی است و سنگ فرش فرسوده اطراف آن را به خوبی مقایسه می کند
[ترجمه گوگل]سنگ مرمر صاف و صیقلی است، ساختن کنتراست قوی با سنگ مصنوعی در اطراف آن

13. I scuffed the heel of my shoe on the stonework.
[ترجمه ترگمان]پاشنه کفشم روی سنگ فرش شده بود
[ترجمه گوگل]من پاشنه کفشم را روی سنگ سنگ تراشیده کردم

14. Long after I'd been smothered in bed I could hear them Riving at the religious stonework With screwdrivers and cold chisels.
[ترجمه ترگمان]مدت ها پس از اینکه در بس تر فرو رفتم می توانستم صدای آن ها را بشنوم که در آن ساختمان سنگی و screwdrivers و chisels cold
[ترجمه گوگل]مدتها بعد از اینکه در رختخوابم خفه شدم، می توانستم آنها را بشنوم که در سنگ قیمتی مذهبی با پیچ گوشتی ها و تراشه های سرد سر و کار دارد


کلمات دیگر: