کلمه جو
صفحه اصلی

strapping


معنی : تسمه زنی، خوش بنیه، تسمه زده
معانی دیگر : (عامیانه) بلند بالا و نیرومند، تهمتن، پیل پیکر، ادم لات وبی پول

انگلیسی به فارسی

آدم لات وبی پول، تسمه زنی، تسمه زده


تسمه، تسمه زنی، خوش بنیه، تسمه زده


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
• : تعریف: large and strong; robust.
مشابه: burly, lusty, robust

- a strapping young man
[ترجمه ترگمان] جوان تنومندی بود
[ترجمه گوگل] یک مرد جوان بندگی
اسم ( noun )
(1) تعریف: a whipping with, or as though with, a strap.

(2) تعریف: an arrangement of straps.

- the strapping in a harness
[ترجمه ترگمان] the یراق دوزی داشت،
[ترجمه گوگل] تسمه در یک مهار

• robust and large (especially of a youth)
a strapping person is tall, strong, and healthy-looking.

دیکشنری تخصصی

[برق و الکترونیک] بند زدن حلقه های رسانای هم مرکز در مگنترون چند کاواکی که لبه های بالاتر و پایین تر پره های کاواکهای تشدید را که دارای قطبیت یکسان هستند، به طور یک در میان به یکدیگر متصل می کند. این حلقه ها مدهای نوسان نامطلوب را در مکنترون حذف می کنند و معمولاً از مس ساخته می شوند، دوتای آنها به پره های هر طرف کاواک لحیم می شوند.

مترادف و متضاد

تسمه زنی (اسم)
strapping

خوش بنیه (صفت)
sturdy, strong, robust, healthy, wholesome, hale, strapping, lusty

تسمه زده (صفت)
strapping

big and strong


Synonyms: brawny, burly, hefty, hulk, hulking, hunk, husky, ox, powerful, powerhouse, robust, stalwart, stout, sturdy, tall, vigorous, well-built


Antonyms: attenuated, skinny, slight, small, thin


جملات نمونه

1. He's a strapping lad — already bigger than his father.
[ترجمه ترگمان]او از پدرش بزرگ تر است - از پدرش هم بزرگ تر است
[ترجمه گوگل]او یک زن لخت است - در حال حاضر بزرگتر از پدرش

2. He was a big strapping guy but short on brains.
[ترجمه ترگمان] اون یه مرد تنومند و تنومند بود ولی مغزش کوتاه بود
[ترجمه گوگل]او یک مرد بزرگ تنگ بود اما کوتاه در مغز

3. A big strapping lad like you shouldn't have much difficulty lifting that!
[ترجمه ترگمان]پسر قد بلندی مثل تو نباید زحمت بلند کردن آن را داشت!
[ترجمه گوگل]یک لپ تاپ بزرگ مانند شما نباید این مشکل را دشوار داشته باشد!

4. Strapping the skis on the roof, we boarded the hovercraft in Dover.
[ترجمه ترگمان]چوب اسکی روی پشت بام را تکان داد، ما سوار کشتی hovercraft در دوور شدیم
[ترجمه گوگل]تسمه اسکی روی پشت بام، ما در هواپیما در دوور سوار شدیم

5. He was a bricklayer—a big, strapping fellow.
[ترجمه ترگمان] اون یه معمار بزرگ و تنومند بود
[ترجمه گوگل]او یک آجر سنگی بود، یکی از اعضای بزرگ و بزرگ

6. Some one who, for preference, was a big strapping lad but short on brains.
[ترجمه ترگمان]کسی که او را ترجیح می داد، یک پسربچه تنومند و تنومند بود، اما مغز او کوتاه بود
[ترجمه گوگل]بعضی از آنها که برای اولویت بندی کردن، یک مرد بزرگ تسمه ای بودند، اما کوتاه در مغز بودند

7. He was a beautiful strapping lad.
[ترجمه ترگمان]جوان جذابی بود
[ترجمه گوگل]او یک پسر زیبا بود

8. Jenny Pitman's strapping gelding is a class act when right.
[ترجمه ترگمان]اسب آخته جنی pitman a است که درست کار می کند
[ترجمه گوگل]جندی جی جی یک عمل طبقاتی درست است

9. Where was Tsu Ma's strapping young nephew?
[ترجمه ترگمان]برادرزاده مادر بزرگ مادر کجا بود؟
[ترجمه گوگل]خواهرزاده جوان تسو مو کجا بود؟

10. She's a strapping lass.
[ترجمه ترگمان]او یک دختر کوچک است
[ترجمه گوگل]او یک تکه تنگ است

11. Right down to strapping prospects into driving simulators and seeking their opinions on dashboard and instrument layouts.
[ترجمه ترگمان]در حال حاضر، چشم اندازه ای آن ها شبیه سازه ای بادی بود و به دنبال نظرات آن ها در مورد داشبورد و طرح بندی ابزار بود
[ترجمه گوگل]راست به چنگ زدن به چشم انداز در شبیه ساز رانندگی و به دنبال نظرات خود را در طرح و داشبورد و ابزار

12. She remembered Martin as a strapping youth with a big appetite.
[ترجمه ترگمان]مارتین را به یاد جوانی تنومند و تنومند با اشتهای زیاد به یاد می آورد
[ترجمه گوگل]او مارتین را به عنوان یک جوان جوان و با اشتیاق بزرگ به یاد می آورد

13. The farmer's daughters were a fine pair of strapping young girls.
[ترجمه ترگمان]دخترهای دهقان یک جفت دختر جوان آراسته بودند
[ترجمه گوگل]دختران کشاورز یک جفت خوب از دختران جوان بود

14. He towered over everybody like a strapping Gallic chieftain.
[ترجمه ترگمان]بر سر هر کسی مثل رئیس Gallic قد برافراشته بود
[ترجمه گوگل]او بیش از همه به عنوان یک قاتل قهرمان گالوی پرورش داد

پیشنهاد کاربران

در برق - الکترونیک : بستن یا اتصال دو یا چند پین یا سیم ،


کلمات دیگر: