کلمه جو
صفحه اصلی

subatomic


معنی : وابسته به پدیده های درون اتمی
معانی دیگر : وابسته به ذرات بنیادی اتم، فرواتمی، دون اتمی

انگلیسی به فارسی

(شیمی، فیزیک) وابسته به پدیده های درون اتمی


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
• : تعریف: of or pertaining to particles contained within or processes occurring within an atom.

• of or pertaining to particles within an atom; of or pertaining to processes occurring within an atom

دیکشنری تخصصی

[برق و الکترونیک] زیراتم واژه ای برای اشاره به ذرات کوچکتر از اتم، مانند الکترونها، پرتونهاو نوترونها

مترادف و متضاد

وابسته به پدیده های درون اتمی (صفت)
subatomic

جملات نمونه

1. subatomic particles
ذرات بنیادی اتم

2. subatomic particles
ذرات بنیادی اتم (فرو اتمی)

3. Unexpected things can happen in the world of subatomic particles.
[ترجمه ترگمان]چیزهای غیر منتظره می تواند در دنیای ذرات زیر اتمی رخ دهد
[ترجمه گوگل]چیزهای غیر منتظره در دنیای ذرات زیر اتمی اتفاق می افتند

4. The residue will consist of cold, invisible, subatomic ashes.
[ترجمه ترگمان]The از سرماخوردگی، نامرئی و subatomic تشکیل خواهد شد
[ترجمه گوگل]باقی مانده از خاک سرد، نامرئی و خاکستری اطلس تشکیل خواهد شد

5. To take a simple example, the important subatomic particle called the electron has a negative electrical charge.
[ترجمه ترگمان]برای مثال ساده، ذره اتمی مهم که الکترون نامیده می شود بار الکتریکی منفی دارد
[ترجمه گوگل]برای مثال ساده، ذرات زیر اتمی مهم به نام الکترون دارای بار الکتریکی منفی است

6. It investigates phenomena which range in size from subatomic particles to the universe itself.
[ترجمه ترگمان]آن، پدیده هایی را مورد بررسی قرار می دهد که در اندازه ذرات زیر اتمی تا خود جهان قرار دارند
[ترجمه گوگل]این پدیده هایی را که از ذرات زیر اتمی تا خود جهان در می آید بررسی می کند

7. The important papers concerning the structure of subatomic papers are reprinted in this volume.
[ترجمه ترگمان]مقالات مهم مربوط به ساختار درون اتمی در این جلد به چاپ رسیده است
[ترجمه گوگل]مقالات مهم در مورد ساختار مقاله های زیر اتمی در این جلد تجدید چاپ شده است

8. Subatomic physics bears on many aspects of life.
[ترجمه ترگمان]فیزیک subatomic در بسیاری از جنبه های زندگی وجود دارد
[ترجمه گوگل]فیزیک زیر اتمی در بسیاری از جنبه های زندگی خرسند است

9. Any of a family of subatomic particles that participate in strong interactions, are composed of a quark and an antiquark, and have masses generally intermediate between leptons and baryons.
[ترجمه ترگمان]هر یک از اعضای یک خانواده از ذرات زیر اتمی که در تعاملات قوی شرکت می کنند، از یک کوارک و antiquark تشکیل شده اند و به طور کلی بین leptons و baryons masses
[ترجمه گوگل]هر یک از خانواده ذرات زیر اتمی که در تعاملات قوی شرکت می کنند، از یک کوارک و یک ضدقارق تشکیل شده و توده ها عموما بین لپتون ها و بریون ها بین آنها تقسیم می شوند

10. A subatomic particle with the same mass as the electron but positive charge (it is the antiparticle of the electron).
[ترجمه ترگمان]یک ذره زیر اتمی با همان جرم الکترون بلکه بار مثبت (آن the الکترون است)
[ترجمه گوگل]یک ذره زیر اتمی با جرمی مشابه الکترون که مثبت است (آن ضد عصاره الکترون است)

11. Subatomic particles have a property called spin around any axis.
[ترجمه ترگمان]ذرات subatomic دارای ویژگی چرخش حول هر محور هستند
[ترجمه گوگل]ذرات زیراتمی دارایی نامیده می شود که چرخش در اطراف هر محور است

12. Subatomic physics involves the creation and destruction of particles.
[ترجمه ترگمان]فیزیک subatomic شامل خلق و تخریب ذرات است
[ترجمه گوگل]فیزیک زیر اتمی شامل ایجاد و تخریب ذرات می شود

13. They said they measured a subatomic particle, called a neutrino, traveling faster than the speed of light.
[ترجمه ترگمان]آن ها گفتند که یک ذره زیر اتمی را اندازه می گیرند که نوترینو نامیده می شوند و سریع تر از سرعت نور حرکت می کنند
[ترجمه گوگل]آنها گفتند که یک ذره زیر اتمی را اندازه گیری می کنند که نوترینو نامیده می شود و سریعتر از سرعت نور حرکت می کند

14. Ideas and facts emerging from studies of the subatomic world change our picture of the macrocosms.
[ترجمه ترگمان]ایده ها و واقعیت هایی که از مطالعات دنیای درون اتمی ظهور می کنند، تصویر our را تغییر می دهند
[ترجمه گوگل]ایده ها و واقعیت هایی که از مطالعات دنیای زیر اتمی پدید می آید تصویر ما از ماکرو کومس ها را تغییر می دهد

15. When physicists discover a new subatomic particle, they claim the right to name it. Same with astronomers.
[ترجمه ترگمان]وقتی فیزیکدانان ذرات زیر اتمی جدیدی را کشف می کنند، ادعا می کنند که نام آن را دارند در مورد ستاره شناسان هم همین طور است
[ترجمه گوگل]هنگامی که فیزیکدانان یک ذره زیراتمی را کشف می کنند، آنها ادعا می کنند که آن را نام گذاری می کنند همانند ستاره شناسان

subatomic particles

ذرات بنیادی اتم (فرو اتمی)


پیشنهاد کاربران

زیر اتمی


کلمات دیگر: