کلمه جو
صفحه اصلی

stepped


پله دار

انگلیسی به فارسی

پله دار


گام برداشت، پله دار


دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] پله ای

جملات نمونه

1. a stepped test
آزمون مرحله ای

2. he stepped off fifty meters
با قدم پنجاه متر اندازه گرفت.

3. he stepped to the phone
به سوی تلفن قدم برداشت.

4. i stepped over the box
از روی جعبه گام برداشتم.

5. she stepped on sheep dirt
او روی کثافت گوسفند پا گذاشت.

6. they stepped into the room hand-in-hand
دست در دست هم وارد اتاق شدند.

7. terraces were stepped up the sides of the hill
اطراف تپه را با تراس بندی پله پله کرده بودند.

8. when she stepped on the boards
وقتی پا به صحنه گذاشت

9. he gasped as he stepped into that icy water
تا وارد آن آب سرد شد نفسش بند آمد.

10. after his father's death, he stepped into a large fortune
پس از مرگ پدرش ثروت فراوانی به او رسید.

11. while he was burlesquing the teacher, the teacher stepped in!
همین طور که داشت ادای معلم را در می آورد معلم وارد شد!

12. He stepped back, affronted by the question.
[ترجمه ترگمان]از این سوال سخت رنجیده خاطر شده بود
[ترجمه گوگل]او پشت سر گذاشت، با این پرسش مواجه شد

13. No one has yet stepped forward to claim responsibility for the attack.
[ترجمه ترگمان]هیچ کس هنوز قدمی به جلو نگذاشته است تا مسئولیت این حمله را بر عهده بگیرد
[ترجمه گوگل]هیچ کس هنوز به سمت مسئولیت حمله اتخاذ نشده است

14. You stepped out of my dreams andsintosmy arms. I can't let you go. Happy Valentine's Day.
[ترجمه ترگمان]تو از خواب my بیرون اومدی نمی تونم بذارم بری روز ولنتاین مبارک
[ترجمه گوگل]شما از رویاهای خود و اسلحه های سستی فرار کردید من نمی توانم اجازه بدهم روز ولنتاین مبارک

15. I stepped aside so that she might come in.
[ترجمه ترگمان]به کناری قدم گذاشتم تا او بیاید داخل
[ترجمه گوگل]من کنار گذاشتم تا بتوانم وارد شوم

16. He stepped forward and she backed away in alarm.
[ترجمه ترگمان]او قدمی به جلو برداشت و با نگرانی عقب رفت
[ترجمه گوگل]او به جلو رفت و او را در معرض زنگ خطر قرار داد

17. The country stepped up internal security.
[ترجمه ترگمان]این کشور امنیت داخلی را افزایش داد
[ترجمه گوگل]این کشور امنیت داخلی را تقویت کرد

پیشنهاد کاربران

پلکانی

گام برداشتن

پله ای

پیاده شدن


کلمات دیگر: