نردبان کوچک (با پله های پهن - مثلا برای دسترسی به تاقچه ی بلند)، نردبان تاشو، نردبان دو تکه، نردبان متحرک
stepladder
نردبان کوچک (با پله های پهن - مثلا برای دسترسی به تاقچه ی بلند)، نردبان تاشو، نردبان دو تکه، نردبان متحرک
انگلیسی به فارسی
نردبان متحرک
نردبان، نردبان متحرک
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
• : تعریف: a ladder with flat steps instead of rungs, often having a hinged frame that opens to form a stable support.
• ladder with a hinged frame and flat steps instead of rungs
a stepladder is a ladder consisting of two sloping parts that are hinged together at the top so that it will stand up on its own.
a stepladder is a ladder consisting of two sloping parts that are hinged together at the top so that it will stand up on its own.
دیکشنری تخصصی
[عمران و معماری] نردبان دو طرفه
جملات نمونه
1. You practically needed a stepladder to get their autographs, and their sheer size and strength was intimidating and overwhelming.
[ترجمه ترگمان]شما عملا به یک stepladder نیاز داشتید تا امضا امضا کنند، و اندازه و قدرت آن ها وحشتناک و سخت بود
[ترجمه گوگل]شما عملا نیاز به یک مانکن داشتید تا عکسهای خود را دریافت کنید، و اندازه و قدرت آنها به شدت تهدید و غم انگیز بود
[ترجمه گوگل]شما عملا نیاز به یک مانکن داشتید تا عکسهای خود را دریافت کنید، و اندازه و قدرت آنها به شدت تهدید و غم انگیز بود
2. I, whose family offer to bring the stepladder if I plan to point the skirting board?
[ترجمه ترگمان]من که پیشنهاد خانوادگی رو دارم که از این stepladder استفاده کنم؟
[ترجمه گوگل]من، خانواده ام پیشنهاد می دهم که اگر سعی می کنم به تخته خرده چوب اشاره کنم، سقف پرت می کنم؟
[ترجمه گوگل]من، خانواده ام پیشنهاد می دهم که اگر سعی می کنم به تخته خرده چوب اشاره کنم، سقف پرت می کنم؟
3. Finally he unfolded a little stepladder and placed it convenient to the upper bunk.
[ترجمه ترگمان]سرانجام نردبان کوچکی را باز کرد و آن را راحت روی تخت بالایی گذاشت
[ترجمه گوگل]در نهایت او stepladder کمی پیچ خورده و آن را مناسب برای دوچرخه بالا قرار داده است
[ترجمه گوگل]در نهایت او stepladder کمی پیچ خورده و آن را مناسب برای دوچرخه بالا قرار داده است
4. Take the time to get a stepladder or stepstool.
[ترجمه ترگمان]زمانی را صرف کنید که یک stepladder یا stepstool را بردارید
[ترجمه گوگل]زمان را برای گرفتن stepladder یا stepstool بیاورید
[ترجمه گوگل]زمان را برای گرفتن stepladder یا stepstool بیاورید
5. Tell him to back down carefully. The stepladder is not steady.
[ترجمه ترگمان]بهش بگو با احتیاط پایین بیاد stepladder محکم نیست
[ترجمه گوگل]به او بگو به عقب بر گردیم stepladder ثابت نیست
[ترجمه گوگل]به او بگو به عقب بر گردیم stepladder ثابت نیست
6. A tall stepladder stood in front of an opening which the grille had covered.
[ترجمه ترگمان]یک نردبان بلند بلند جلوی دری ایستاده بود که توری روی آن را پوشانده بود
[ترجمه گوگل]یک سیلندر بلند ایستاده بود در مقابل باز کردن که مشبک مشبک بود
[ترجمه گوگل]یک سیلندر بلند ایستاده بود در مقابل باز کردن که مشبک مشبک بود
7. Bounding down the aircraft's stepladder, Bush's body language was effusive with Manmohan, who broke protocol to receive him at Delhi's Indira Gandhi International Airport late at night.
[ترجمه ترگمان]در پایان شب، زبان بدنی بوش به طور پرشوری با مانموهان سینگ، که پروتکلی برای دریافت او در فرودگاه بین المللی ایندیرا گاندی در شب هنگام در دهلی بود، رو به رو بود
[ترجمه گوگل]با توجه به سقوط هواپیما، زبان بدن بوش با منموهان مصنوعی بود که پروتکل را برای دریافت او در فرودگاه بین المللی Indira Gandhi Delhi در اواخر شب به تأخیر انداخت
[ترجمه گوگل]با توجه به سقوط هواپیما، زبان بدن بوش با منموهان مصنوعی بود که پروتکل را برای دریافت او در فرودگاه بین المللی Indira Gandhi Delhi در اواخر شب به تأخیر انداخت
8. Wood stepladder inspirated by japanese steps.
[ترجمه ترگمان]Wood stepladder از پله های ژاپنی پایین می آید
[ترجمه گوگل]مخروطی چوب توسط گام های ژاپنی الهام گرفته شده است
[ترجمه گوگل]مخروطی چوب توسط گام های ژاپنی الهام گرفته شده است
9. In GM's stepladder strategy, Buick was the so-called "doctor's car", a brand aimed at successful executives and community leaders who didn't want to be quite so flashy as the driver of a Cadillac.
[ترجمه ترگمان]در استراتژی شرکت جنرال موتورز، بیوک به اصطلاح \"خودروی دکتر\" نامیده شد که هدف آن مدیران اجرایی و رهبران اجتماعی بود که نمی خواستند به اندازه راننده کادیلاک زرق و برقی داشته باشند
[ترجمه گوگل]در استراتژی stepladder GM، بویک به اصطلاح 'ماشین دکتر' بود، یک نام تجاری با هدف مدیران موفق و رهبران جامعه که نمی خواست به عنوان راننده کادیلاک بسیار خیره کننده است
[ترجمه گوگل]در استراتژی stepladder GM، بویک به اصطلاح 'ماشین دکتر' بود، یک نام تجاری با هدف مدیران موفق و رهبران جامعه که نمی خواست به عنوان راننده کادیلاک بسیار خیره کننده است
10. Keep a stepladder in the kitchen — if you've maximized your space, you'll need one for reaching the highest shelves.
[ترجمه ترگمان]یکی از stepladder رو تو آشپزخونه نگه داری اگه فضا رو پر کردی، به یکی برای رسیدن به بالاترین قفسه احتیاج پیدا می کنی
[ترجمه گوگل]یک آشپزخانه در آشپزخانه نگهداری کنید - اگر فضای خود را به حداکثر خود می رسانید، برای رسیدن به بالاترین قفسه ها نیاز به یکی دارید
[ترجمه گوگل]یک آشپزخانه در آشپزخانه نگهداری کنید - اگر فضای خود را به حداکثر خود می رسانید، برای رسیدن به بالاترین قفسه ها نیاز به یکی دارید
11. I can't reach the top shelf unless I use a stepladder.
[ترجمه ترگمان]من نمی تونم از نردبان بالا برم مگر اینکه از نردبان استفاده کنم
[ترجمه گوگل]من نمیتوانم به قفسه بالا بروم، مگر اینکه از استارت سیلندر استفاده کنم
[ترجمه گوگل]من نمیتوانم به قفسه بالا بروم، مگر اینکه از استارت سیلندر استفاده کنم
12. In the next scene, Scottie tries to climb a stepladder.
[ترجمه ترگمان]در صحنه بعدی، Scottie تلاش می کند که از یک stepladder عبور کند
[ترجمه گوگل]در صحنه بعدی، اسکاتیل سعی می کند از صخره ای صعود کند
[ترجمه گوگل]در صحنه بعدی، اسکاتیل سعی می کند از صخره ای صعود کند
13. On the landing he noticed a piece of paper lying on the floor between the stepladder and the wall.
[ترجمه ترگمان]روی پاگرد یک تکه کاغذ افتاد که روی زمین بین نردبان و دیوار قرار داشت
[ترجمه گوگل]در فرود، او متوجه یک قطعه کاغذ دروغ گفتن بر روی زمین بین stepladder و دیوار
[ترجمه گوگل]در فرود، او متوجه یک قطعه کاغذ دروغ گفتن بر روی زمین بین stepladder و دیوار
14. I went to the store room and found a stepladder.
[ترجمه ترگمان]رفتم دستشویی و یه stepladder پیدا کردم
[ترجمه گوگل]من به اتاق فروشگاه رفتم و یک ستون کشیدم
[ترجمه گوگل]من به اتاق فروشگاه رفتم و یک ستون کشیدم
15. Two bags of cement were parked behind the fence, and a stepladder there, leading to the top.
[ترجمه ترگمان]دو کیسه سیمان پشت نرده ها پارک شده بود و یک stepladder آنجا بود که به بالا منتهی می شد
[ترجمه گوگل]دو کیسه سیمان در پشت حصار پارک شده بودند و یک ستون در آن وجود داشت که به بالای آن می رسید
[ترجمه گوگل]دو کیسه سیمان در پشت حصار پارک شده بودند و یک ستون در آن وجود داشت که به بالای آن می رسید
پیشنهاد کاربران
نردبان تاشو
کلمات دیگر: