1. Spotter planes made a preliminary aerial reconnaissance of the island.
[ترجمه ترگمان]هواپیماهای Spotter شناسایی هوایی اولیه جزیره را انجام دادند
[ترجمه گوگل]هواپیما های هواپیما یک شناسایی هوایی مقدماتی این جزیره را انجام دادند
2. He's an avid train - spotter.
[ترجمه ترگمان]اون طرفدار پروپا قرص قطار - ه
[ترجمه گوگل]او قطار مشتاق است
3. The artillery spotter brought down fire on the enemy warship.
[ترجمه ترگمان]فرمانده توپخانه دشمن کشتی جنگی دشمن را شکست داد
[ترجمه گوگل]نقطه هدف توپخانه آتش جنگجوی دشمن را به آتش کشید
4. I was a devoted train spotter.
[ترجمه ترگمان] من یه دیده بان بودم
[ترجمه گوگل]من یک متخصص قطار متعهد بودم
5. Jean worked in the same department as a Spotter and Darner since she joined the company in 196
[ترجمه ترگمان]او از زمانی که در سال ۱۹۶ به این شرکت پیوست، در همان بخش کار می کرد
[ترجمه گوگل]ژان در همان سال به عنوان یک Spotter و Darner کار می کرد و از سال 196 به شرکت پیوست
6. It's a bonus for the late train spotter.
[ترجمه ترگمان]این یک پاداش برای the train است
[ترجمه گوگل]این یک جایزه برای متخصص قطار قطار است
7. With the dictator of Gorovia dead, Sureshot and Spotter quickly leave and start the extraction point.
[ترجمه ترگمان]با دیکتاتور شدن Gorovia، Sureshot و Spotter به سرعت حرکت می کنند و نقطه استخراج را شروع می کنند
[ترجمه گوگل]با دیکتاتور Gorovia مرده، Sureshot و Spotter به سرعت ترک و شروع به استخراج نقطه
8. He was flown out in a tiny Stork spotter plane to Rome.
[ترجمه ترگمان]او در یک صفحه کوچک Stork به رم پرواز کرد
[ترجمه گوگل]او در یک هواپیما ریز ریز هوایی به رم پرواز کرد
9. Snake : Is he alone? No spotter?
[ترجمه ترگمان]اون تنهاست؟ خبری نیست؟
[ترجمه گوگل]مار او تنهاست؟ هیچ نقطه ای؟
10. The spotter changed the battery and relayed the GPS coordinates to a B - 52 approaching the target.
[ترجمه ترگمان]The باتری را تغییر داد و مختصات GPS را به گروه B - ۵۲ رساند که به هدف نزدیک می شود
[ترجمه گوگل]نقطه یاب باتری را تغییر داد و مختصات GPS را به B-52 نزدیک شدن به هدف رله کرد
11. A spotter will give aim to a shooter so they can adjust their gun.
[ترجمه ترگمان]A یک عکاس را هدف قرار می دهد تا آن ها بتوانند تفنگ خود را تنظیم کنند
[ترجمه گوگل]یک تیرانداز هدف را به تیرانداز می دهد تا بتواند اسلحه خود را تنظیم کند
12. Your spotter can't, however, eliminate the dangers of bouldering.
[ترجمه ترگمان]با این حال، spotter نمی تونه خطر of رو از بین ببره
[ترجمه گوگل]نقطه نظر شما نمیتواند خطرات بولدرینگ را از بین ببرد
13. To his credit, my spotter did not flinch.
[ترجمه ترگمان]به افتخار اون، spotter به خودش نپیچید
[ترجمه گوگل]به اعتقاد من، مأمور من فریاد زد
14. The spotter planes reported splashes as hits, then corrected themselves.
[ترجمه ترگمان]هواپیماهای spotter به سرعت ضربه ها را گزارش کردند و بعد خودشان تصحیح کردند
[ترجمه گوگل]هواپیما های نقطه ای گزارش دادند که چلپ چلوپ را به عنوان بازدیدها و سپس خودشان تصحیح می کنند