کلمه جو
صفحه اصلی

stratification


معنی : چینه بندی، قشر بندی، لایهبندی، تشکیل چینه، تشکیل طبقات زمین
معانی دیگر : (زمین شناسی) چینه بندی، طرح یا سازه ی لایه لایه، رده بندی، طبقه بندی

انگلیسی به فارسی

قشر بندی، لایه بندی، تشکیل چینه، تشکیل طبقات زمین،چینه بندی


طبقه بندی، چینه بندی، قشر بندی، لایهبندی، تشکیل چینه، تشکیل طبقات زمین


انگلیسی به انگلیسی

• formation of strata, deposition in layers; state of being separated into layers; state of being divided into social classes

دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] چینه بندی - لایه بندی - چینه نگاری - تشکیل طبقه - طبقه بندی
[زمین شناسی] چینه بندی، قشر بندی، لایه بندی، تشکیل چینه
[ریاضیات] طبقه بندی
[معدن] چینه بندی (زمین شناسی عمومی)
[خاک شناسی] لایه بندی
[آمار] طبقه بندی

مترادف و متضاد

چینه بندی (اسم)
stratification

قشربندی (اسم)
stratification

لایه بندی (اسم)
stratification

تشکیل چینه (اسم)
stratification

تشکیل طبقات زمین (اسم)
stratification

جملات نمونه

1. The Prime Minister wants to reduce social stratification and make the country a classless society.
[ترجمه ترگمان]نخست وزیر می خواهد قشر اجتماعی را کاهش داده و کشور را به جامعه classless تبدیل کند
[ترجمه گوگل]نخست وزیر قصد دارد که طبقه بندی اجتماعی را کاهش دهد و کشور را یک جامعه بدون طبقه بگذارد

2. She was concerned about the stratification of American society.
[ترجمه ترگمان]او نگران طبقه بندی جامعه آمریکا بود
[ترجمه گوگل]او در مورد طبقه بندی جامعه آمریکا نگران بود

3. Social stratification still exists and the middle-classes still dominate business and industry - as well as the government.
[ترجمه ترگمان]stratification اجتماعی هنوز وجود دارد و طبقه متوسط هنوز هم بر تجارت و صنعت و نیز دولت تسلط دارد
[ترجمه گوگل]طبقه بندی اجتماعی هنوز هم وجود دارد و طبقه متوسط ​​هنوز هم در کسب و کار و صنعت و همچنین دولت حکایت دارد

4. Sedimentary rocks show stratification and form by settling of erosional debris and chemical precipitates.
[ترجمه ترگمان]سنگ های Sedimentary لایه های لایه بندی شده و تشکیل رسوب erosional و رسوبات شیمیایی را نشان می دهند
[ترجمه گوگل]سنگ های رسوبی با تثبیت آوارهای فرسایشی و رسوبات شیمیایی، شکل گیری و شکل می گیرند

5. Life chances A person's position in a stratification system may have important effects on many areas of life.
[ترجمه ترگمان]شانس زندگی فرد در یک سیستم stratification ممکن است تاثیرات مهمی در بسیاری از مناطق زندگی داشته باشد
[ترجمه گوگل]شانس زندگی موقعیت شخص در سیستم طبقه بندی ممکن است اثرات مهمی در بسیاری از زمینه های زندگی داشته باشد

6. They therefore look to social stratification to see how far it meets these functional prerequisites.
[ترجمه ترگمان]بنابراین آن ها به stratification اجتماعی نگاه می کنند تا ببینند که تا چه حد این پیش نیازهای کارکردی را برآورده می کند
[ترجمه گوگل]بنابراین، آنها به طبقه بندی اجتماعی نگاه می کنند تا ببینند که این پیش نیازهای عملکردی چگونه مطابق است

7. This kind of amendment to traditional stratification analysis would still, of course(Sentence dictionary), leave standing the major objections to it.
[ترجمه ترگمان]این نوع اصلاحیه ای برای تحلیل stratification سنتی هنوز هم (فرهنگ لغت میانی)، ایرادات عمده را به آن نشان می دهد
[ترجمه گوگل]این نوع اصلاحیه به تجزیه و تحلیل طبقه بندی سنتی، البته (البته فرهنگ لغت جمله)، باقی می ماند اعتراض عمده به آن

8. That stratification would occur as a necessary consequence of the alienation of labour.
[ترجمه ترگمان]این stratification به عنوان یک پیامد ضروری از بیگانگی کار رخ می دهد
[ترجمه گوگل]این طبقه بندی به عنوان یک نتیجه ضروری بیگانگی کار رخ می دهد

9. They will therefore consider how stratification systems help to maintain order and stability in society.
[ترجمه ترگمان]بنابراین آن ها در نظر می گیرند که چگونه سیستم های stratification به حفظ نظم و ثبات در جامعه کمک می کنند
[ترجمه گوگل]بنابراین، آنها در نظر می گیرند که چگونه سیستم های طبقه بندی به حفظ نظم و ثبات در جامعه کمک می کنند

10. Some problems in stratification theory and the theory of deviance are mentioned above.
[ترجمه ترگمان]برخی از مشکلات در نظریه stratification و نظریه انحراف در بالا ذکر شده اند
[ترجمه گوگل]برخی از مشکلات در نظریه طبقه بندی و نظریه انحراف در بالا ذکر شده است

11. By comparison, social class, the system of stratification in capitalist industrial society, provides an example of an open system.
[ترجمه ترگمان]با مقایسه، طبقه اجتماعی، سیستم stratification در جامعه صنعتی سرمایه داری، نمونه ای از یک سیستم باز فراهم می کند
[ترجمه گوگل]در مقایسه با طبقه اجتماعی، سیستم طبقه بندی در جامعه صنعتی سرمایه داری، نمونه ای از سیستم باز است

12. Beliefs which state that systems of social stratification are based on biological inequalities can be seen as rationalizations for those systems.
[ترجمه ترگمان]Beliefs که بیان می کنند که سیستم های stratification اجتماعی بر مبنای نابرابری های بیولوژیکی هستند را می توان به عنوان rationalizations برای این سیستم ها توصیف کرد
[ترجمه گوگل]اعتقادات که بیان می کنند که سیستم های طبقه بندی اجتماعی مبتنی بر نابرابری های بیولوژیکی هستند، می توانند به عنوان منطقی برای این سیستم ها دیده شوند

13. They have questioned the view that stratification systems derive ultimately from shared values.
[ترجمه ترگمان]آن ها این دیدگاه را زیر سوال برده اند که سیستم های stratification در نهایت از ارزش های مشترک مشتق می شوند
[ترجمه گوگل]آنها دیدگاهی را مطرح کرده اند که سیستم های طبقه بندی در نهایت از ارزش های مشترک حاصل می شود

14. Stratification in the feudal system was based on landholding.
[ترجمه ترگمان]نظام فئودالیته در نظام feudal مبتنی بر landholding بود
[ترجمه گوگل]تثبیت در سیستم فئودالی بر اساس مالکیت زمین بود

15. Parsons's argument suggests that stratification is an inevitable part of all human societies.
[ترجمه ترگمان]استدلال پارسونز حاکی از آن است که stratification بخش اجتناب ناپذیری از تمام جوامع بشری است
[ترجمه گوگل]استدلال پارسونز نشان می دهد که طبقه بندی اجتناب ناپذیر از همه جوامع انسانی است

پیشنهاد کاربران

طبقه بندی جاندارن ( به ترتیب ) :


Domain حوزه
Kingdom فرمانرو ( سلسله )
Division دسته ( گیاهان ) . Phylum شاخه ( جانوران )
Class رده
Order راسته
Family خانواده ( تیره )
Genus جنس ( سرده ) ,
Species گونه


category طبقه / categorization طبقه بندی
stratification طبقه بندی
classification دسته بندی

( دسته بندی ، رده بندی یا طبقه بندی . یکی رو بکار ببرید
زیاد وسواس نشید )





در دانش کشاورزی منظور ازstratification نیاز به دماهای پایین ( cold temperatures ) برای جوانه زنی بذرهای خاص است.

stratification ( باستان‏شناسی )
واژه مصوب: لایه بندی 2
تعریف: [باستان‏شناسی] ساختاری که در نتیجۀ فرایند نشست پی درپی نهشته ها به صورت رگه ها و لایه ها در یک محوطۀ باستانی قابل تشخیص و تفکیک است|||[جامعه شناسی] فرایند تقسیم بندی جامعه به لایه ها یا گروه های اجتماعی که معمولاً در پژوهش های مربوط به نابرابری های نظام مند یا ساختارمند به کار می رود


کلمات دیگر: