کلمه جو
صفحه اصلی

stratosphere


معنی : هوا کره
معانی دیگر : (جو شناسی) آرام سپهر، استراتوسفر، پوش کره، چینه سپهر، هوا شناسی طبقه فوقانی جواز 11 کیلومتر ببالا

انگلیسی به فارسی

(هوا شناسی) طبقه فوقانی جواز ۱۱ کیلومتر ببالا، هواکره


استراتوسفر، هوا کره، طبقه فوقانی جواز 11 کیلومتر ببالا


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
مشتقات: stratospheric (adj.), stratospherical (adj.)
(1) تعریف: a layer of the upper atmosphere that extends from about six to about thirty miles above the earth's surface and has a relatively constant temperature.

(2) تعریف: the highest degree or level, or the greatest amount, as on some scale.

- The cost of housing has gone into the stratosphere.
[ترجمه ترگمان] هزینه مسکن به the رفته است
[ترجمه گوگل] هزینه مسکن به استراتوسفر رفته است

• layer of the earth's atmosphere located between the troposphere and the mesosphere
the stratosphere is the layer of the earth's atmosphere which lies between 10 and 50 kilometres above the earth.

دیکشنری تخصصی

[برق و الکترونیک] استراتوسفر طبقه ای از اتمسفر زمین بالای تروپوسفر که از حدود 11/25km یا( 7 mi) تا حدود 80 km یا( 50 mi ) بالای سطح زمین گسترده شده است . دما در استراتوسفر ثابت است.
[معدن] استراتوسفر (زمین شناسی فیزیکی)
[آب و خاک] پوش سپهر، استراتوسفر

مترادف و متضاد

هوا کره (اسم)
stratosphere

جملات نمونه

1. Property prices have gone into the stratosphere.
[ترجمه روناک] اصطلاح از اینکه قیمت املاک سر به فلک کشیده
[ترجمه ترگمان]قیمت املاک به استراتوسفر رفته بود
[ترجمه گوگل]قیمت املاک به استراتوسفر رفته است

2. He's now at the top of the political stratosphere.
[ترجمه ترگمان]حالا در بالای the سیاسی قرار دارد
[ترجمه گوگل]او اکنون در بالای استراتوسفر سیاسی است

3. It forces real interest rates into the stratosphere and makes rapid growth extremely difficult.
[ترجمه ترگمان]آن نرخ سود واقعی را به the فشار می دهد و رشد سریع را شدیدا دشوار می کند
[ترجمه گوگل]این باعث افزایش نرخ بهره واقعی در استراتوسفر می شود و رشد سریع را بسیار دشوار می کند

4. It was the Unwins, in the stratosphere of ecstasy, who led Upper Gumtree into the winners' circle.
[ترجمه ترگمان]این the بود، در طبقه سرمستی که Gumtree بالایی را به دایره برندگان هدایت می کرد
[ترجمه گوگل]این Unwins، در استراتوسفر ecstasy بود، که رهبر Upper Gumtree را به دایره برندگان هدایت کرد

5. So the cloud absorbs sunlight, heating the stratosphere up but stopping warmth from reaching the Earth.
[ترجمه ترگمان]بنابراین ابر نور خورشید را جذب می کند، لایه را گرم می کند اما گرمای حاصل از رسیدن به زمین را متوقف می کند
[ترجمه گوگل]بنابراین ابر جذب نور خورشید، گرم شدن استراتوسفر را خنثی می کند، اما متوقف شدن گرما از رسیدن به زمین است

6. Ozone in the stratosphere forms a natural shield to filter harmful ultraviolet light.
[ترجمه ترگمان]لایه ازون در استراتوسفر سپر طبیعی برای فیلتر کردن نور مضر فرابنفش تشکیل می دهد
[ترجمه گوگل]ازن در استراتوسفر یک محافظ طبیعی برای فیلتر کردن نور ماوراء بنفش مضر را تشکیل می دهد

7. Remi was going to ny down in a stratosphere liner with this harp under his arm and make us all rich.
[ترجمه ترگمان]با چنگ چنگ زیر بغل دستش را زیر بغل گرفته بود و ما را ثروتمند می کرد
[ترجمه گوگل]رمی در یک ورقه سپر استراتوسف قرار گرفت و با این هارپ در زیر بازوی او قرار گرفت و همه ما را غنی ساخت

8. In the tropical lower stratosphere, however, O 3 is reduced by up to 7%.
[ترجمه ترگمان]با این حال در لایه پایین تر مناطق حاره، O [ ۳ ] تا ۷ % کاهش می یابد
[ترجمه گوگل]اما در استراتوسفر پایین استوایی، O 3 تا 7 درصد کاهش می یابد

9. This was enough to launch their careers into the stratosphere.
[ترجمه ترگمان]همین کافی بود تا شغل خود را در استراتوسفر پرتاب کند
[ترجمه گوگل]این به اندازه کافی برای پر کردن شغل های خود در استراتوسفر بود

10. Erupting volcanoes discharge massive quantities of dust into the stratosphere.
[ترجمه ترگمان]آتشفشان erupting مقادیر انبوهی از گرد و غبار را به لایه stratosphere تخلیه می کنند
[ترجمه گوگل]آتشفشان های فوران کننده مقدار زیادی گرد و غبار را در استراتوسفر تخلیه می کنند

11. During the 1980s, the amount of ozone in the stratosphere above Europe decreased by about 8%.
[ترجمه ترگمان]در طول دهه ۱۹۸۰، مقدار ازون در استراتوسفر بالای اروپا تا حدود ۸ % کاهش یافت
[ترجمه گوگل]در طول دهه 1980، مقدار ازن در استراتوسفر بالای اروپا، حدود 8 درصد کاهش یافت

12. By then, car crime had pushed insurance rates up beyond the ozone and way past the stratosphere.
[ترجمه ترگمان]تا آن زمان، جرائم خودرو نرخ بیمه را بالاتر از لایه ازن و از سمت stratosphere قرار داده بود
[ترجمه گوگل]تا آن زمان، جنایات خودرویی، نرخ های بیمه را فراتر از اوزون و دور از استراتوسفر پیش برد

13. The movie ought to take off into the laughing-gas stratosphere of the best farces.
[ترجمه ترگمان]این فیلم باید به the laughing بازی های مسخره بازی در بیاید
[ترجمه گوگل]فیلم باید به استراتوسفر خنده دار بهترین صحنه های فیلم تبدیل شود

14. However, these reactions only take place because of the presence of manufactured chlorine in the stratosphere.
[ترجمه ترگمان]اما این واکنش ها تنها به خاطر حضور کلرین تولیدی در استراتوسفر صورت می گیرند
[ترجمه گوگل]با این حال، این واکنش ها تنها به دلیل حضور کلر در استراتوسفر انجام می شود

15. Most people know about the Ozone layer in the earth's stratosphere.
[ترجمه ترگمان]بیشتر مردم لایه ازون در استراتوسفر زمین را می دانند
[ترجمه گوگل]اکثر مردم در مورد لایه اوزون در استراتوسفر زمین می دانند

پیشنهاد کاربران

پوشَن سپهر

بالاترین سطح

stratosphere ( علوم جَوّ )
واژه مصوب: پوشن‏سپهر
تعریف: منطقه‏ای از جوّ که از وَردایست، در ارتفاع تقریباً 10 تا 20 کیلومتر، تا کف میان‏سپهر، در ارتفاع تقریباً 50 کیلومتر، ادامه می‏یابد


کلمات دیگر: