1. to shovel a path through the snow
با پارو در برف راه باز کردن
2. to shovel snow
برف روفتن (پارو کردن)
3. he inclined the shovel against the wall
او بیل را به دیوار تکیه داد.
4. he can balance a shovel on his finger
او می تواند بیل را روی انگشت خود (به حالت متعادل) نگهدارد.
5. the shaft of a shovel
دسته ی بیل
6. i loosened the soil with a shovel
خاک را با بیل نرم کردم.
7. before planting we must turn over the soil with a shovel
پیش از کشت باید خاک را با بیل پشت و رو کنیم (شخم بزنیم).
8. He has to get out and shovel snow.
[ترجمه ترگمان] اون باید از اینجا بره بیرون
[ترجمه گوگل]او باید بیرون برود و برف بیاورد
9. It would be preposterous to shovel coal with a teaspoon.
[ترجمه ترگمان]یک قاشق چای خوری با قاشق چای خوری
[ترجمه گوگل]زغال سنگ را با یک قاشق چای خوری مخلوط کنید
10. He took a shovel, dug a hole, and buried his once-prized possessions.
[ترجمه ترگمان]بیل یک بیل برداشت، سوراخی در آن ایجاد کرد و بار - را دفن کرد
[ترجمه گوگل]او یک بیل را برداشت، یک سوراخ را کشید و اموال ارزشمند خود را دفن کرد
11. You might as well take money and shovel it down the drain.
[ترجمه ترگمان]تو هم می تونی پول بگیری و توی فاضلاب بیل بزنی
[ترجمه گوگل]شما هم ممکن است پول بیاورید و آن را تخلیه کنید
12. It makes me want to go out and shovel the dust out of the driveway.
[ترجمه ترگمان]باعث میشه دلم بخواد برم بیرون و خاک رو از راه خونه دور کنم
[ترجمه گوگل]این باعث می شود من می خواهم بیرون بروم و گرد و غبار را از مسیر راهرو بکشم
13. Laing used a pickaxe and shovel to make the grave in the secluded garden, said Mr Stuart-Moore.
[ترجمه ترگمان]اقای استوارت - مور گفت: Laing از بیل و کلنگ برای ساختن قبر در باغ خلوت استفاده کرد
[ترجمه گوگل]آقای استوارت مور، گفت: لاینگ با استفاده از یک چنگال و بیل برای ساختن گور در باغ مخفی، گفت:
14. The shovel itself had metal teeth so it could bite into a pile of dirt.
[ترجمه ترگمان]خود بیل نیز دندان فلزی داشت تا بتواند به یک توده خاک فرو برود
[ترجمه گوگل]بیل خود را دندان های فلزی داشت، بنابراین می توانست به یک شمع خاکی نیش بزند
15. Shovel in hand, he forded the river heading back; the water which had risen precipitously was now above his chin.
[ترجمه ترگمان]به hand گوش می داد و از رودخانه عبور می کرد آب که به سرعت بالا رفته بود اکنون بالای چانه اش بود
[ترجمه گوگل]بیل در دست، او رودخانه را به عقب پر کرد آب که به سرعت صعود کرده بود اکنون بیش از چانه اش بود
16. Maybe they should get the big shovel out of the workroom.
[ترجمه ترگمان]شاید باید بیل بزرگ را از اتاق بیرون بیاورند
[ترجمه گوگل]شاید آنها باید بیل بزرگی را از اتاق کار دریافت کنند