کلمه جو
صفحه اصلی

substructure


معنی : زیر سازی، زیر بنا، زیرساخت، زیر ساختمان
معانی دیگر : زیر ساخت، زیر سازی، زیر ساختمان، زیر بنا

انگلیسی به فارسی

( substruction ) زیرساخت، زیر سازی، زیر ساختمان،زیر بنا


زیر ساختار، زیر سازی، زیرساخت، زیر بنا، زیر ساختمان


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
مشتقات: substructural (adv.)
• : تعریف: the supporting structure of a building or other construction; foundation.
متضاد: superstructure
مشابه: foundation

• supporting part of a structure, foundation, groundwork
a substructure is a structure that forms part of another, larger structure.

دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] زیر سازه - پاره سازه - سازه فرعی
[زمین شناسی] زیرسازه

مترادف و متضاد

زیر سازی (اسم)
infrastructure, cushion, substructure, substruction

زیر بنا (اسم)
infrastructure, substructure, substruction

زیرساخت (اسم)
substructure, substruction

زیر ساختمان (اسم)
substructure, substruction

جملات نمونه

1. The explosion damaged the bridge, but the substructure remained intact.
[ترجمه ترگمان]انفجار به پل آسیب رساند، اما زیرساخت دست نخورده باقی ماند
[ترجمه گوگل]این انفجار به پل آسیب زد، اما زیر ساخت آن باقی مانده بود

2. The fine early baroque church has substructures remaining of Romanesque date and style.
[ترجمه ترگمان]کلیسای سبک باروک در اوایل سبک رومی باقی مانده از تاریخ و سبک رومی را دارد
[ترجمه گوگل]کلیسای زیبای پیشوایی باروک دارای زیر ساخت هایی باقی مانده از تاریخ و سبک رومانسک است

3. Here is a Roman theatre built over barrel-vaulted substructures but gently resting in part against the hillside.
[ترجمه ترگمان]این یک تئاتر رومی است که بر فراز substructures barrel ساخته شده است اما به آرامی در بخشی از دامنه تپه قرار دارد
[ترجمه گوگل]در اینجا یک تئاتر رومی ساخته شده است که در زیر ساختارهای شمع باریک ساخته شده اند، اما به آرامی در قسمت تپه ساحلی قرار دارد

4. It has a pretty standard crime-fiction substructure that provides the felt on which the characters shoot their various games of pool.
[ترجمه ترگمان]این یک زیرساخت استاندارد جرم - تخیلی است که احساس می کند که شخصیت ها از بازی های مختلف خود در استخر استفاده می کنند
[ترجمه گوگل]این یک ساختار کاملا استاندارد جرم و جنایی است که احساس می کند که شخصیت های بازی های مختلف از استخر را به تصویر می کشد

5. An indirect inverse substructure scheme for calculating the dynamic stiffness of discrete coupling unit - of - packaging was introduced.
[ترجمه ترگمان]یک طرح زیرساخت معکوس غیر مستقیم برای محاسبه سفتی دینامیکی واحدهای کوپلینگ گسسته - بسته بندی معرفی شد
[ترجمه گوگل]یک طرح زیر ساختار معکوس غیرمستقیم برای محاسبه سختی پویا واحد بسته بندی یکپارچه ارائه شده است

6. And belong this, we can grasp every substructure which the early-warning mechanism of unemployment risk needs and integrate these quota rationally by the numbers.
[ترجمه ترگمان]و به این امر تعلق داشته باشیم، ما می توانیم همه زیربنایی را که مکانیزم هشدار زودهنگام مربوط به خطر بیکاری نیاز دارد و این سهمیه بندی را به طور منطقی با اعداد ادغام کنیم، درک کنیم
[ترجمه گوگل]و متعلق به این است، ما می توانیم هر زیر ساختار را درک کنیم که مکانیزم زود رس زدن خطر ابتلا به بیکاری نیاز دارد و این سهمیه را به صورت عقلایی به صورت عددی ادغام می کند

7. A miniaturized microstrip planar equalizer substructure incorporating this thin-film resistor loaded spiral resonator is designed and simulated and the loading position is also studied.
[ترجمه ترگمان]یک لایه نازک برشی مینیاتوری تک صفحه ای با ترکیب این لایه نازک مقاومت بار شده، طراحی و شبیه سازی شده است و موقعیت بارگذاری نیز مورد مطالعه قرار گرفته است
[ترجمه گوگل]یک زیربنای اکولایزر میکرو استریپ مینیاتور با استفاده از این رزوناتور مارپیچی لنز مقاومتی نازک طراحی شده و شبیه سازی شده و موقعیت بارگیری نیز مورد بررسی قرار گرفته است

8. The machine immediately broke through the massive substructure upon which it was built, and sank out of sight into the earth, the aeronaut springing out barely in time to save himself.
[ترجمه ترگمان]دستگاه به سرعت از شکاف عظیمی که در آن ساخته شده بود درهم شکست و از نظر ناپدید شد و به زمین افتاد و به زحمت توانست خود را نجات دهد
[ترجمه گوگل]این دستگاه بلافاصله از زیر ساختی عظیم که بر روی آن ساخته شده بود عبور کرد و از منظره به زمین غرق شد، ناو هواپیمابر به سختی در زمان خود به خود نجات یافت

9. The shear stress concentrates in the retaining substructure and the angle of slope, especially serious in the angle of slope.
[ترجمه ترگمان]تنش برشی در حفظ زیرساخت و زاویه شیب، به خصوص در زاویه شیب، تمرکز دارد
[ترجمه گوگل]تنش برشی در زیر ساختار حفظ شده و زاویه شیب، به ویژه در زاویه شیب بسیار جدی است

10. Design rig's mast structure & rig's substructure.
[ترجمه ترگمان]ساختار دکل و سازه دکل طراحی زیرساخت سکوی حفاری را تشکیل می دهد
[ترجمه گوگل]زیر ساخت ساختار سازه ماموریت طراحی

11. Employing 1/4 substructure, imitating the boundary condition, a 1/8 scale model was constructed and tested to study its mechanical behavior under excitation of fans and earthquake action.
[ترجمه ترگمان]کارگیری ۱ \/ ۴ ساختار، تقلید از شرایط مرزی، یک مدل مقیاس ۱ \/ ۸ ساخته شد و برای مطالعه رفتار مکانیکی آن تحت تهییج هواداران و اقدام زمین لرزه مورد آزمایش قرار گرفت
[ترجمه گوگل]با استفاده از 1/4 زیر ساخت، با تقلید از شرایط مرزی، یک مدل مقیاس 1/8 ساخته شد و برای بررسی رفتار مکانیکی آن تحت تحریک طرفداران و اقدامات زلزله مورد آزمایش قرار گرفت

12. The rear of the substructure houses the driving motor of the hydraulic pump.
[ترجمه ترگمان]پشت سازه، موتور محرک پمپ هیدرولیکی است
[ترجمه گوگل]در عقب زیر ساخت، موتور رانندگی پمپ هیدرولیک قرار دارد

13. This paper presents a substructure method of static sensitivity analysis of light car white body to simulate the dynamic sensitivity analysis of bus.
[ترجمه ترگمان]این مقاله یک روش زیربنایی تحلیل حساسیت استاتیک برای بدنه سفید ماشین نور برای شبیه سازی تحلیل حساسیت دینامیک باس ارائه می کند
[ترجمه گوگل]این مقاله روش زیر ساختاری از تحلیل حساسیت استاتیکی بدن سفید ماشین سبک را برای شبیه سازی تحلیل حساسیت پویایی اتوبوس ارائه می دهد

14. The microstructure and substructure of white cast iron during recovery and recrystallization were studied with TEM.
[ترجمه ترگمان]ریزساختار و زیرساخت چدن سفید در طول بازیابی و recrystallization با TEM مطالعه شدند
[ترجمه گوگل]ریزساختار و ساختار چدن سفید در طی بازیابی و کریستالیزاسیون با TEM مورد بررسی قرار گرفت

پیشنهاد کاربران

زیر ساختاری


کلمات دیگر: