1. The whole net of relationships between community and subculture, class and centralizing monopoly capitalism thus took on a different shape.
[ترجمه ترگمان]کل شبکه روابط بین جامعه و فرهنگ، کلاس و تمرکز بر سرمایه داری انحصاری، شکل دیگری به خود گرفت
[ترجمه گوگل]کل شبکه روابط بین جامعه و زیر کشت، طبقه بندی و تمرکز سرمایه داری انحصارطلبانه شکل دیگری پیدا کرد
2. This subculture represented the core of the occupational community.
[ترجمه ترگمان]این خرده فرهنگ هسته جامعه شغلی را نشان می دهد
[ترجمه گوگل]این خرده فرهنگ، هسته جامعه شغلی را نشان داد
3. In a sense the Salvation Army is a subculture.
[ترجمه ترگمان]در یک حس، ارتش رستگاری یک خرده فرهنگ است
[ترجمه گوگل]به یک معنا، ارتش رستاخیز یک زیر کشت است
4. This brief discussion of political subculture serves only to introduce the concept.
[ترجمه ترگمان]این بحث مختصر از خرده فرهنگ سیاسی تنها برای معرفی مفهوم به کار می رود
[ترجمه گوگل]این بحث کوتاه درباره زیر کشت فرهنگی فقط برای معرفی مفهوم است
5. And that subculture represented the first consumer market for things such as modems and communications software.
[ترجمه ترگمان]و آن خرده فرهنگ اولین بازار مصرف کننده برای چیزهایی مانند مودم و نرم افزار ارتباطی بود
[ترجمه گوگل]و این خرده فرهنگ اولین بازار مصرف کننده را برای چیزهایی مانند مودم و نرم افزار ارتباطات نشان داد
6. Below we reproduce Cohen's definition of a delinquent subculture.
[ترجمه ترگمان]در زیر تعریف کوهن از یک خرده فرهنگ delinquent را بازتولید می کنیم
[ترجمه گوگل]در زیر ما تعریف کوهن از یک زیر کشت فرهنگی را نقض می کنیم
7. This attitude becomes part of their subculture and is transmitted from generation to generation.
[ترجمه ترگمان]این نگرش بخشی از خرده فرهنگ آن ها می شود و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود
[ترجمه گوگل]این نگرش بخشی از زیر فرهنگ آنهاست و از نسلی به نسل منتقل می شود
8. The gay is a subculture group, has distinctive behavior regulations and way.
[ترجمه ترگمان]همجنس گرا یک گروه خرده فرهنگ است، قوانین رفتاری متمایزی دارد
[ترجمه گوگل]همجنسگرایان یک گروه زیر کشت است، دارای مقررات رفتار مشخص و راه است
9. Hacker ethic, as the behavioral rules of hacker subculture, leads to the damage to information security and active moral meaning as well.
[ترجمه ترگمان]اخلاقیات Hacker، به عنوان قوانین رفتاری خرده فرهنگ هکرها، منجر به آسیب به امنیت اطلاعات و معنای معنوی فعال نیز می شود
[ترجمه گوگل]اخلاق هکر، به عنوان قواعد رفتاری زیر کشت فرهنگی هکر، منجر به صدمه به امنیت اطلاعات و معنی فعال معنوی نیز می شود
10. Passage of adherent cell lines ( subculture ).
[ترجمه ترگمان]تصویب خطوط سلول چسبنده (خرده فرهنگ)
[ترجمه گوگل]گذر از سلولهای وابسته (زیر کشت)
11. The unhealthy subculture of college students has its basic form and characteristics.
[ترجمه ترگمان]خرده فرهنگ بیمار، فرم و ویژگی های اساسی خود را دارد
[ترجمه گوگل]زیر کشت فرهنگی ناسالم دانش آموزان کالج و ویژگی های اولیه خود را دارد
12. After subculture, confluence was occurred in 1 - 2 weeks.
[ترجمه ترگمان]بعد از خرده فرهنگ، تلاقی در ۱ - ۲ هفته رخ داد
[ترجمه گوگل]پس از کشت زیر کشت، تقسیم در 1 تا 2 هفته رخ داد
13. Nisan is part of a thriving subculture of men and women in Japan who indulge in real relationships with imaginary characters.
[ترجمه ترگمان]Nisan بخشی از یک فرهنگ پر رونق از مردان و زنان در ژاپن است که در روابط واقعی با شخصیت های خیالی شرکت می کنند
[ترجمه گوگل]نایسن بخشی از یک زیر کشت فرهنگی پررونق از مردان و زنان ژاپن است که در روابط واقعی با شخصیت های خیالی لذت می برد
14. Many embryogenic calli were produced by subculture of calli induced from mature embryo of rice.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از embryogenic calli توسط subculture of calli تولید شدند که ناشی از جنین بالغ برنج بود
[ترجمه گوگل]بسیاری از ژنهای جنینی جنینی بوسیله زیر کشت کشت کالی از جنس بالغ برنج ساخته شده است
15. Youth subculture is the inevitable result of the double effect of globalization and transitional society that interact with the physical and psychological character of youth.
[ترجمه ترگمان]خرده فرهنگ جوانان نتیجه اجتناب ناپذیر جهانی سازی و جامعه انتقالی است که با ویژگی های فیزیکی و روان شناختی جوانان تعامل دارد
[ترجمه گوگل]Subculture جوانان نتیجه ناخواسته اثر دوگانه جهانی سازی و جامعه انتقالی است که با شخصیت جسمی و روحی جوانان ارتباط دارد