کلمه جو
صفحه اصلی

sunlit


معنی : روشن از فروغ افتاب
معانی دیگر : روشن شده توسط نور خورشید، روشن (از نور آفتاب)، روشن از فروه افتاب

انگلیسی به فارسی

روشن از فروغ افتاب


sunlit، روشن از فروغ افتاب


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
• : تعریف: full of sunlight.
متضاد: shady
مشابه: sunny

- a sunlit kitchen
[ترجمه مریم علیزاده] آشپزخانه نورگیر
[ترجمه ترگمان] آشپزخانه ای که در آفتاب روشن بود
[ترجمه گوگل] یک آشپزخانه خورشیدی

• illuminated by the sun, filled with sunshine
sunlit places are brightly lit by the sun.

مترادف و متضاد

روشن از فروغ افتاب (صفت)
sunlit

جملات نمونه

1. Claire looked longingly at the sunlit gardens outside the window.
[ترجمه ترگمان]کلر با حسرت به باغ های آفتابی بیرون پنجره نگاه کرد
[ترجمه گوگل]کلر با تمسخر در باغ های آفتابگردان خارج از پنجره نگاه کرد

2. The little boat was skimming across the sunlit surface of the bay.
[ترجمه ترگمان]قایق کوچک روی سطح sunlit خلیج می چرخید
[ترجمه گوگل]قایق کوچک در سراسر سطح خورشید خلیج از بین رفته بود

3. Her house has two big sunlit rooms with floor-to-ceiling windows.
[ترجمه ترگمان]خانه او دو اتاق بزرگ پر از آفتاب دارد که پنجره های طبقه بالا دارد
[ترجمه گوگل]خانه اش دو اتاق بزرگ خورشیدی دارد و پنجره های کف تا سقف دارد

4. a bloomy sunlit slope.
[ترجمه ترگمان]یک شیب sunlit
[ترجمه گوگل]شیب آفتابگردان شکوفهدار

5. The horses began to steam in the sunlit air.
[ترجمه ترگمان]اسب ها در هوای آفتابی به بخار درآمدند
[ترجمه گوگل]اسب ها در هوا خورشید شروع به بخار می کنند

6. Apply a sunlit coral shade of lipstick - outline first with matching lip pencil.
[ترجمه ترگمان]برای اولین بار با مداد لب خوانی، یک سایه coral از رژ گونه رنگ رژلب استفاده کنید
[ترجمه گوگل]سایه مرجانی خورشیدی را از رژ لب اعمال کنید

7. The sky is piled with sunlit June cumulus.
[ترجمه ترگمان]آسمان پر از cumulus sunlit است
[ترجمه گوگل]آسمان با خورشید ماه ژوئن ذخیره شده است

8. Inside, Lily's house was sunlit and quiet.
[ترجمه ترگمان]داخل خانه، خانه لی لی روشن و آرام بود
[ترجمه گوگل]در داخل، خانه لیلی خورشید و آرام بود

9. From the sunlit atrium with its glass elevator to the tasteful rooms and thoughtful service, this hotel shines with refined comfort.
[ترجمه ترگمان]این هتل با آسانسور شیشه ای اش با آسانسور شیشه ای اش به اتاق های مجلل و خدمات متفکرانه، با آرامش کامل می درخشد
[ترجمه گوگل]این هتل با اتکاء به تصفیه خانه، از اتاقه خورشیدی با آسانسور شیشه ای به اتاق های طعم دار و خدمات متفکرانه می آید

10. If water is alternately sunlit and shaded, sudden changes take place.
[ترجمه ترگمان]اگر آب به طور متناوب روشن و سایه خورده باشد، تغییرات ناگهانی رخ می دهند
[ترجمه گوگل]اگر آب به طور متناوب خورشید و سایه دار باشد، تغییرات ناگهانی رخ می دهد

11. As he continued to gaze down into the sunlit water a sound intruded into his mind.
[ترجمه ترگمان]همچنان که به آب های روشن آفتاب نگاه می کرد صدایی به ذهنش خطور کرد
[ترجمه گوگل]همانطور که او همچنان به نگاهی به آب آفتابگردان نگاه کرد، صدا را به ذهنش وارد شد

12. In the plane of the sunlit grass, for example, the paint is applied in short strokes laid over one another.
[ترجمه ترگمان]برای مثال در صفحه علف مورد نظر، رنگ در حرکت های کوتاه به کار می رود
[ترجمه گوگل]برای مثال، در هواپیما چمن آفتابگردان، رنگ در کوتاهترین لحظات از بین می رود

13. Large floor fans cool the airy, sunlit rooms.
[ترجمه ترگمان]طرفداران طبقه بزرگ، اتاق های بزرگ و روشن آفتاب را خنک می کنند
[ترجمه گوگل]طرفداران طبقه بزرگ خنک اتاق های آرام و خورشید است

14. The station looked sunlit, deserted.
[ترجمه ترگمان]ایستگاه با آفتاب روشن و خلوت به نظر می رسید
[ترجمه گوگل]ایستگاه خورشید را نگاه کرد، ترک کرد

پیشنهاد کاربران

روشن از فروغ آفتاب

آفتاب زده


کلمات دیگر: