تله سیژ، تخت روان، صندلی متحرک که اسکی بازان را به بالای کوه می برد
chairlift
تله سیژ، تخت روان، صندلی متحرک که اسکی بازان را به بالای کوه می برد
انگلیسی به فارسی
تلهسیژ، تخت روان، صندلی متحرک که اسکیبازان را به بالای کوه میبرد
صندلی بلند
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
• : تعریف: a system of chairs suspended from a power-driven cable, used to carry people, esp. skiers, up or down mountainsides.
• lift used to carry skiers to the top of a mountain, ski lift
a chairlift is a line of chairs attached to a moving cable which can carry people up or down a mountain.
a chairlift is a line of chairs attached to a moving cable which can carry people up or down a mountain.
جملات نمونه
1. An injury or being stuck on a stationary chairlift can be a very frosty experience.
[ترجمه ترگمان]جراحت یا گیر افتادن بر یک تله سیژ ساکن می تواند یک تجربه بسیار سرد باشد
[ترجمه گوگل]صدمه و یا بودن در صندلی چرخدار ثابت می تواند یک تجربه بسیار سرماخوردگی باشد
[ترجمه گوگل]صدمه و یا بودن در صندلی چرخدار ثابت می تواند یک تجربه بسیار سرماخوردگی باشد
2. A long chairlift took us back up to the Col de la Madeleine, with its spectacular view up to Meribel.
[ترجمه ترگمان]یک تله سیژ قدیمی ما را به سوی Col برد، با نمای تماشایی آن تا Meribel
[ترجمه گوگل]صندلی بلند بلند ما را به سمت کلان د لا مادلین بازگشت، با دیدگاه دیدنی خود را تا مریبل
[ترجمه گوگل]صندلی بلند بلند ما را به سمت کلان د لا مادلین بازگشت، با دیدگاه دیدنی خود را تا مریبل
3. Since getting off a chairlift without skis is tricky, the gondola is the best way up.
[ترجمه ترگمان]از آنجا که گرفتن یک تله سیژ فاقد تجهیزات اسکی دشوار است، این قایق بهترین راه برای صعود است
[ترجمه گوگل]از آنجا که راه رفتن بدون صندلی بدون اسکی می آید روی حیله و تزویر است، گوندولا بهترین راه است
[ترجمه گوگل]از آنجا که راه رفتن بدون صندلی بدون اسکی می آید روی حیله و تزویر است، گوندولا بهترین راه است
4. Your chairlift can be neatly folded away against the wall.
[ترجمه ترگمان]chairlift میتونه خیلی تمیز روی دیوار جمع بشه
[ترجمه گوگل]صندلی خود را می توان به طور منظم در برابر دیوار پوشانید
[ترجمه گوگل]صندلی خود را می توان به طور منظم در برابر دیوار پوشانید
5. Everywhere else was white: snow-covered trees, snow-covered mountains and my snow-covered skis dangling off the chairlift.
[ترجمه ترگمان]همه جا سفید بود: درختان پوشیده از برف، کوه های پوشیده از برف و اسکی پوشیده از اسکی روی chairlift
[ترجمه گوگل]هر جای دیگر سفید درختان پوشیده از برف، کوه های پوشیده از برف و اسکی پوشیده از برف من آویزان کردن تله کابین و بود
[ترجمه گوگل]هر جای دیگر سفید درختان پوشیده از برف، کوه های پوشیده از برف و اسکی پوشیده از برف من آویزان کردن تله کابین و بود
6. A total of 14 people died on the piste including four casualties of the chairlift accident in Carinthia and four heart attacks.
[ترجمه ترگمان]در مجموع ۱۴ نفر در piste از جمله چهار کشته تله سیژ در کارینتیا و چهار حمله قلبی جان باختند
[ترجمه گوگل]در مجموع 14 نفر در اثر حملات قلبی جان خود را از دست دادند، از جمله چهار نفر از تلفات حادثه صندلی در Carinthia و چهار حمله قلبی
[ترجمه گوگل]در مجموع 14 نفر در اثر حملات قلبی جان خود را از دست دادند، از جمله چهار نفر از تلفات حادثه صندلی در Carinthia و چهار حمله قلبی
کلمات دیگر: