کلمه جو
صفحه اصلی

chain stores

انگلیسی به انگلیسی

• branches of stores which belong to a larger company

جملات نمونه

1. With the chain stores and restaurants, one town looks a lot like any other.
[ترجمه ترگمان]با فروشگاه های زنجیره ای و رستوران ها، یک شهر خیلی شبیه به بقیه است
[ترجمه گوگل]با فروشگاه های زنجیره ای و رستوران ها، یک شهر خیلی شبیه به هر چیز دیگری است

2. The streets are dominated by chain stores.
[ترجمه ترگمان]خیابان ها تحت تسلط فروشگاه های زنجیره ای هستند
[ترجمه گوگل]خیابان ها تحت سلطه فروشگاه های زنجیره ای هستند

3. Today, major chain stores and automakers are slated to release December sales figures.
[ترجمه ترگمان]امروزه، فروشگاه های زنجیره ای اصلی و خودروسازان برای انتشار ارقام فروش دسامبر برنامه ریزی شده اند
[ترجمه گوگل]امروز، فروشگاه های عمده فروشی زنجیره ای و خودروسازان قرار است آمارهای فروش دسامبر را منتشر کنند

4. You cannot buy anything from the chain stores that is really a'small. "
[ترجمه ترگمان]شما نمی توانید چیزی از فروشگاه های زنجیره ای بخرید که واقعا کوچک است \"
[ترجمه گوگل]شما نمیتوانید چیزی را از فروشگاههای خرده فروشی خریداری کنید که واقعا کوچک است '

5. We have very good connections with wholesalers, chain stores, and distributors.
[ترجمه ترگمان]ما روابط بسیار خوبی با عمده فروشان، فروشگاه های زنجیره ای، و توزیع کنندگان داریم
[ترجمه گوگل]ارتباطات بسیار خوبی با عمده فروشان، فروشگاه های زنجیره ای و توزیع کنندگان دارد

6. After the opening chain stores, operating expenses soared, resulting in deficit.
[ترجمه ترگمان]پس از فروشگاه های زنجیره ای باز، هزینه های عملیاتی افزایش یافت و منجر به کسری بودجه شد
[ترجمه گوگل]پس از افتتاح فروشگاه های زنجیره ای، هزینه های عملیاتی افزایش یافت و منجر به کسری بود

7. Chain stores won't let John D . Rockefeller charged a nickel.
[ترجمه ترگمان]فروشگاه های زنجیره ای به جان D اجازه نمی دهند راکفلر یک سکه پنج سنتی گرفت
[ترجمه گوگل]فروشگاه های زنجیره ای به John D اجازه نمی دهند راکفلر یک نیکل را اختراع کرد

8. City and a computer, appliance chain stores, direct sales and service management approach has advantages.
[ترجمه ترگمان]سیتی و کامپیوتر، فروشگاه های زنجیره ای لوازم، فروش مستقیم و رویکرد مدیریت خدمات دارای مزایایی هستند
[ترجمه گوگل]شهر و کامپیوتر، فروشگاه های زنجیره ای لوازم خانگی، رویکرد فروش مستقیم و مدیریت خدمات دارای مزایایی است

9. This is one of our chain stores.
[ترجمه ترگمان]این یکی از فروشگاه های زنجیره ای ماست
[ترجمه گوگل]این یکی از فروشگاههای زنجیره ای ما است

10. The type of chain stores around the world have reached more than 130.
[ترجمه ترگمان]تعداد فروشگاه های زنجیره ای در سراسر جهان به بیش از ۱۳۰ نفر رسیده است
[ترجمه گوگل]نوع فروشگاه های زنجیره ای در سراسر جهان به بیش از 130 رسیده است

11. We have more than 100 chain stores in this city selling our own products.
[ترجمه ترگمان]ما بیش از ۱۰۰ فروشگاه زنجیره ای در این شهر داریم که محصولات خود را می فروشند
[ترجمه گوگل]ما بیش از 100 فروشگاه زنجیره ای در این شهر فروش محصولات خودمان داریم

12. We have more than 100 chain stores on this island selling our own products.
[ترجمه ترگمان]ما بیش از ۱۰۰ فروشگاه زنجیره ای در این جزیره داریم که محصولات خود را می فروشند
[ترجمه گوگل]ما بیش از 100 فروشگاه زنجیره ای در این جزیره فروش محصولات خودمان داریم

13. Since November, the pace of borrowing likely slowed as department and chain stores reported dismal holiday sales.
[ترجمه ترگمان]از ماه نوامبر، سرعت قرض گرفتن به احتمال زیاد کاهش یافت چون فروشگاه های زنجیره ای فروش تعطیل تعطیل را گزارش کردند
[ترجمه گوگل]از ماه نوامبر، سرعت جذب وام به احتمال زیاد به عنوان فروشگاه های خرده فروشی و اداری کاهش یافته است

14. The company's line of casual wear is primarily sold in large discount chain stores.
[ترجمه ترگمان]خط این شرکت در درجه اول در فروشگاه های زنجیره ای تخفیف بزرگ فروخته می شود
[ترجمه گوگل]خط تولید این شرکت به طور عمده در فروشگاه های خرده فروشی تخفیف بزرگ فروخته می شود


کلمات دیگر: