کلمه جو
صفحه اصلی

chancellorship


صدارت عظمی

انگلیسی به فارسی

صدارت عظمی


حکومت


انگلیسی به انگلیسی

• office of chancellor; chancellor's term of office

جملات نمونه

1. The Chancellorship of the University was bestowed upon her in 199
[ترجمه ترگمان]The دانشگاه در ۱۹۹ امتیاز به او داده شد
[ترجمه گوگل]مجلس دانشگاه در سال 199 به او اعطا شد

2. Austria prospered under Kreisky's chancellorship.
[ترجمه ترگمان]اتریش تحت فرمان Kreisky ترقی کرد
[ترجمه گوگل]اتریش تحت حکومت کریزکی موفق شد

3. The first televised debate between candidates for the chancellorship was judged a draw last night.
[ترجمه ترگمان]اولین مناظره تلویزیونی میان نامزدهای انتخابات مجلس سنا در شب گذشته مورد قضاوت قرار گرفت
[ترجمه گوگل]اولین سخنرانی تلویزیونی بین کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری، شب گذشته یک حکم صادر شد

4. Ms Merkel's chancellorship may see foreign successes in Brussels and Washington, but its weakness is a lack of domestic achievements.
[ترجمه ترگمان]خانم مارکل ممکن است موفقیت های خارجی را در بروکسل و واشنگتن ببیند، اما ضعف آن فقدان دستاوردهای خانگی است
[ترجمه گوگل]مجلس خانم مرکل ممکن است موفقیت های خارجی در بروکسل و واشنگتن را ببیند، اما ضعف آن کمبود دستاوردهای داخلی است

5. Last autumn leaves lie in the chancellorship in Berlin.
[ترجمه ترگمان]پاییز گذشته برگ ها در chancellorship در برلین قرار گرفتند
[ترجمه گوگل]برگزیدگان پاییز گذشته در کنگره در برلین قرار دارند

6. The move was announced by Norman Lamont towards the end of his tenure of the Chancellorship.
[ترجمه ترگمان]این حرکت توسط نورمن لامونت در سمت انتهای دوره تصدی اش اعلام شد
[ترجمه گوگل]این حرکت توسط نورمن لامونت به پایان رسیده است

7. For instance, Chien Wei - chang can perhaps still keep his post as professor but not the vice - chancellorship.
[ترجمه ترگمان]مثلا، چین وی - آن شاید هنوز مقام خود را به عنوان استاد حفظ کند
[ترجمه گوگل]به عنوان مثال، Chien Wei چانگ شاید هنوز هم می تواند پست خود را به عنوان استاد، اما نه معاون - chancellorship نگه دارید

8. Mr Steinmeier, who will challenge Ms Merkel for the chancellorship next year, is renowned, and often reviled, for not allowing a foreign government's shortcomings to spoil a fruitful relationship.
[ترجمه ترگمان]آقای Steinmeier، که سال آینده خانم مارکل را به چالش می کشد، مشهور است، و اغلب به خاطر عدم اجازه ندادن به کاستی های دولت خارجی برای خراب کردن یک رابطه سودمند، مورد نفرت قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]آقای استینمایر، که در سال آینده آقای خاخام مرکل را به چالش بکشد، مشهور و اغراق آمیز است، زیرا اجازه نمی دهد که کمبود های دولتی خارجی برای از بین بردن یک رابطه پر ارزش


کلمات دیگر: