قفل و زنجیر کردن، زنجیر کردن
chain up
قفل و زنجیر کردن، زنجیر کردن
انگلیسی به فارسی
قفل و زنجیر کردن، زنجیر کردن
انگلیسی به انگلیسی
• bind, restrain with chains, place in fetters
جملات نمونه
1. All the rowing boats were chained up.
[ترجمه ترگمان]تمام قایق های پارویی به زنجیر بسته شده بودند
[ترجمه گوگل]تمام قایق های قایقرانی زنجیر شده بودند
[ترجمه گوگل]تمام قایق های قایقرانی زنجیر شده بودند
2. Release the dog. He has been chained up for hours.
[ترجمه ترگمان]سگه رو آزاد کن چند ساعته که زنجیر بسته
[ترجمه گوگل]سگ را آزاد کنید او ساعت ها زنجیر شده است
[ترجمه گوگل]سگ را آزاد کنید او ساعت ها زنجیر شده است
3. The dog was chained up for the night.
[ترجمه ترگمان]سگ شب به زنجیر بسته شده بود
[ترجمه گوگل]سگ برای شب چیده شده بود
[ترجمه گوگل]سگ برای شب چیده شده بود
4. Of course the dog makes such a noise, the poor creature is chained up all day.
[ترجمه ترگمان]سگ بیچاره همه روز را به زنجیر کشیده
[ترجمه گوگل]البته سگ باعث چنین سر و صدایی می شود، موجودی ضعیف در تمام طول شب زنجیر شده است
[ترجمه گوگل]البته سگ باعث چنین سر و صدایی می شود، موجودی ضعیف در تمام طول شب زنجیر شده است
5. It's necessary that the dogs be chained up for the night.
[ترجمه ترگمان]لازم است که سگ ها را برای شب زنجیر کنند
[ترجمه گوگل]ضروری است که سگ ها برای شب زنجیر شوند
[ترجمه گوگل]ضروری است که سگ ها برای شب زنجیر شوند
6. The prisoners were chained up in a dark cell.
[ترجمه ترگمان]زندانیان در سلول تاریک به زنجیر کشیده شده بودند
[ترجمه گوگل]زندانیان در یک سلول تاریک زنجیر شده بودند
[ترجمه گوگل]زندانیان در یک سلول تاریک زنجیر شده بودند
7. The elephants were chained up by their legs.
[ترجمه ترگمان]فیل ها با پاهای خود به زنجیر کشیده شده بودند
[ترجمه گوگل]فیل ها توسط پاهای خود زنجیر شده بودند
[ترجمه گوگل]فیل ها توسط پاهای خود زنجیر شده بودند
8. It's so cruel to keep a pony chained up like that all the time.
[ترجمه ترگمان]خیلی ظالمانه است که یک اسب کوچک را مثل همیشه در زنجیر نگه دارد
[ترجمه گوگل]این خیلی بی رحمانه است که همیشه یک تسویه حساب را داشته باشد
[ترجمه گوگل]این خیلی بی رحمانه است که همیشه یک تسویه حساب را داشته باشد
9. And he was chained up - possibly to a Roman soldier.
[ترجمه ترگمان]و اون به یه سرباز رومی زنجیر شده بود
[ترجمه گوگل]و او زنجیر شده بود - احتمالا به یک سرباز رومی
[ترجمه گوگل]و او زنجیر شده بود - احتمالا به یک سرباز رومی
10. The hostages were chained up and kept in a dark room.
[ترجمه ترگمان]گروگان ها به زنجیر بسته شده بودند و در یک اتاق تاریک نگهداری می شدند
[ترجمه گوگل]گروگان ها زنجیر شده و در یک اتاق تاریک نگهداری می شوند
[ترجمه گوگل]گروگان ها زنجیر شده و در یک اتاق تاریک نگهداری می شوند
11. Patients were chained up, and the noise would have been incredible.
[ترجمه ترگمان]بیماران به زنجیر کشیده شدند و سر و صداها باور نکردنی بود
[ترجمه گوگل]بیماران به زنجیر درآمدند و سر و صدا نیز باور نکردنی بود
[ترجمه گوگل]بیماران به زنجیر درآمدند و سر و صدا نیز باور نکردنی بود
12. I was just going out to chain up the dogs.
[ترجمه ترگمان] من فقط می خواستم سگ ها رو زنجیر کنم
[ترجمه گوگل]من فقط به دنبال سگ ها بودم
[ترجمه گوگل]من فقط به دنبال سگ ها بودم
13. But why did they use iron chains to chain up the pillars?
[ترجمه ترگمان]اما چرا از زنجیر آهنی استفاده کردند تا ستون ها را زنجیر کنند؟
[ترجمه گوگل]اما چرا آنها از زنجیرهای آهن استفاده می کردند تا ستون های زنجیری را بسازند؟
[ترجمه گوگل]اما چرا آنها از زنجیرهای آهن استفاده می کردند تا ستون های زنجیری را بسازند؟
14. Chain up the dog.
[ترجمه ترگمان]زنجیرها را جمع کن
[ترجمه گوگل]زنجیر سگ
[ترجمه گوگل]زنجیر سگ
15. Chain up your dog.
[ترجمه ترگمان]Chain را جمع کن
[ترجمه گوگل]زنجیر سگ خود را
[ترجمه گوگل]زنجیر سگ خود را
پیشنهاد کاربران
قفل و زنجیر کردن چیزی مثل ماشین.
کلمات دیگر: