رئیسه، زن ریاست کننده
chairwoman
رئیسه، زن ریاست کننده
انگلیسی به فارسی
رئیس (زن) ،زن ریاستکننده
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
حالات: chairwomen
حالات: chairwomen
• : تعریف: a woman who presides over a board, meeting, committee, or the like.
• chairlady, woman who presides over something; woman who presides over a meeting; woman who presides a committee
the chairwoman of a meeting, committee, or organization is the woman in charge of it.
the chairwoman of a meeting, committee, or organization is the woman in charge of it.
جملات نمونه
1. The new chairwoman was very well - spoken.
[ترجمه ترگمان]رئیس جدید بسیار خوب صحبت کرد
[ترجمه گوگل]رئیس جدید بسیار خوب صحبت کرد
[ترجمه گوگل]رئیس جدید بسیار خوب صحبت کرد
2. A chairwoman may be addressed as " Madam Chairman.
[ترجمه ترگمان]یک رئیس می تواند به عنوان \"خانم رئیس\" مورد خطاب قرار گیرد
[ترجمه گوگل]خانم رئیس ممکن است به عنوان 'خانم رئیس' خطاب شود
[ترجمه گوگل]خانم رئیس ممکن است به عنوان 'خانم رئیس' خطاب شود
3. The chairwoman started her working life on the shop floor.
[ترجمه ترگمان]خانم رئیس کار خود را روی کف مغازه شروع کرد
[ترجمه گوگل]رئیس خانه کار خود را در طبقه کارگر آغاز کرد
[ترجمه گوگل]رئیس خانه کار خود را در طبقه کارگر آغاز کرد
4. The chairwoman is up against the greatest challenge to her position.
[ترجمه ترگمان]رئیس دادگاه مخالف بزرگ ترین چالش برای پست خود است
[ترجمه گوگل]رئیس کمیته مبارزه با بزرگترین چالش در برابر موقعیت وی است
[ترجمه گوگل]رئیس کمیته مبارزه با بزرگترین چالش در برابر موقعیت وی است
5. Primakov was in Japan meeting with the chairwoman of the Socialist Party there.
[ترجمه ترگمان]پریماکوف در ژاپن با رئیس حزب سوسیالیست در آنجا بود
[ترجمه گوگل]Primakov در ژاپن با ریاست حزب سوسیالیست در آنجا ملاقات کرد
[ترجمه گوگل]Primakov در ژاپن با ریاست حزب سوسیالیست در آنجا ملاقات کرد
6. Perhaps you could sound the chairwoman out before the meeting, to see which way she's going to vote?
[ترجمه ترگمان]شاید بهتر باشه قبل از جلسه با هم حرف بزنی و ببینی چه جوری رای میده؟
[ترجمه گوگل]شاید شما قبل از جلسه، رئیس صندلی را بشنوید تا ببیند که او چه رأی خواهد داد؟
[ترجمه گوگل]شاید شما قبل از جلسه، رئیس صندلی را بشنوید تا ببیند که او چه رأی خواهد داد؟
7. Christine Hancock, chairwoman of the trustees, last week launched an appeal for more funds for the service.
[ترجمه ترگمان]کریستین هنکاک، رئیس متولیان هفته گذشته درخواست کمک مالی برای این سرویس را آغاز کرد
[ترجمه گوگل]کریستین هنکاک، رئیس هیئت امنا، هفته گذشته درخواست تجدیدنظر برای بودجه بیشتر برای این سرویس را ارائه کرد
[ترجمه گوگل]کریستین هنکاک، رئیس هیئت امنا، هفته گذشته درخواست تجدیدنظر برای بودجه بیشتر برای این سرویس را ارائه کرد
8. She later served a term as chairwoman of the council.
[ترجمه ترگمان]او بعدا ریاست این شورا را برعهده داشت
[ترجمه گوگل]او بعدها به عنوان رئیس شورا خدمت کرد
[ترجمه گوگل]او بعدها به عنوان رئیس شورا خدمت کرد
9. But Sara, standing down as Green chairwoman, suggested the only disaster has been the party's huge decline.
[ترجمه ترگمان]اما سارا، که به عنوان رئیس حزب سبز ایستاده بود، اظهار داشت که تنها فاجعه سقوط عظیم حزب بوده است
[ترجمه گوگل]اما سارا، به عنوان رئیس صندوق سبز ایستاده، پیشنهاد کرد که تنها فاجعه، کاهش شدید حزب بوده است
[ترجمه گوگل]اما سارا، به عنوان رئیس صندوق سبز ایستاده، پیشنهاد کرد که تنها فاجعه، کاهش شدید حزب بوده است
10. Town Council Chairwoman Joy Jackson wrote on a large sheet of paper a list of suggestions for dealing with future fires.
[ترجمه ترگمان]خانم جوی Jackson، رئیس شورای شهر، در یک صفحه بزرگ کاغذ، لیستی از پیشنهادها برای مقابله با آتش سوزی آینده نوشت
[ترجمه گوگل]جوی جکسون، رئیس هیئت مدیره شهر، در یک ورق بزرگ یک لیست از پیشنهادات مربوط به برخورد با آتش سوزی های آینده را نوشت
[ترجمه گوگل]جوی جکسون، رئیس هیئت مدیره شهر، در یک ورق بزرگ یک لیست از پیشنهادات مربوط به برخورد با آتش سوزی های آینده را نوشت
11. Ministers have invited Denise Kingsmill, deputy chairwoman of the Competition Commission, to review corporate discrimination.
[ترجمه ترگمان]وزرا از دنیز بایکال، معاون کمیسیون رقابت، دعوت کرده اند تا تبعیض شرکت را بررسی کنند
[ترجمه گوگل]وزیران Denise Kingsmill، معاون رئیس کمیته مسابقه، برای بررسی تبعیض شرکتی، دعوت کرده اند
[ترجمه گوگل]وزیران Denise Kingsmill، معاون رئیس کمیته مسابقه، برای بررسی تبعیض شرکتی، دعوت کرده اند
12. Chairwoman Helena Shovelton said the commission made its decision with great reluctance.
[ترجمه ترگمان]خانم هلنا Shovelton گفت که این کمیسیون تصمیم خود را با اکراه زیادی اتخاذ کرده است
[ترجمه گوگل]هلنا شولتون، رئیس هیئت مدیره، گفت که کمیسیون تصمیم گیری خود را با بی میلی بسیار متقاعد کرد
[ترجمه گوگل]هلنا شولتون، رئیس هیئت مدیره، گفت که کمیسیون تصمیم گیری خود را با بی میلی بسیار متقاعد کرد
13. The chairwoman managed to stimulate a lively debate without taking sides herself.
[ترجمه ترگمان]رئیس به این ترتیب توانست یک مناظره پرشور را بدون جانبداری از خود تحریک کند
[ترجمه گوگل]رئیس کمیته تحکیم یک بحث پر جنب و جوش بدون اینکه خود را کنار بگذارد
[ترجمه گوگل]رئیس کمیته تحکیم یک بحث پر جنب و جوش بدون اینکه خود را کنار بگذارد
14. Stewart, chairwoman of Omnimedia, will relinquish the job of editor in chief at her magazine to editor Stephen Drucker.
[ترجمه ترگمان]استوارت، رئیس of، کار سردبیر مجله خود را به سردبیر استفان دراکر، واگذار می کند
[ترجمه گوگل]استوارت، رئیس Omnimedia، از سردبیر اصلی مجله خود به ویراستار استفان دراکر رها خواهد شد
[ترجمه گوگل]استوارت، رئیس Omnimedia، از سردبیر اصلی مجله خود به ویراستار استفان دراکر رها خواهد شد
کلمات دیگر: