کلمه جو
صفحه اصلی

middle management


(مدیریت) مدیران میان زینه، میان داستاران، مدیریت رده ی دوم، مدیریت میانی

انگلیسی به فارسی

(مدیریت) مدیران میان زینه، میان داستاران، مدیریت ردهی دوم، مدیریت میانی


دیکشنری تخصصی

[ریاضیات] مدیریت میانی، مدیران میانی
[آب و خاک] مدیریت در سطوح میانی

جملات نمونه

1. The company has weak middle management and poor internal communication.
[ترجمه ترگمان]این شرکت مدیریت میانی ضعیف و ارتباطات داخلی ضعیف دارد
[ترجمه گوگل]این شرکت مدیریت ضعیف و ارتباطات ضعیف داخلی را دارد

2. He cut hundreds of jobs in middle management.
[ترجمه ترگمان]او صدها شغل در مدیریت میانی را قطع کرد
[ترجمه گوگل]او صدها شغل را در مدیریت میانه بریده است

3. The proportion of women in middle management has risen to 40%.
[ترجمه ترگمان]نسبت زنان در مدیریت میانی به ۴۰ درصد افزایش یافته است
[ترجمه گوگل]نسبت زنان در مدیریت میانه تا 40 درصد افزایش یافته است

4. The post-independence generation is already in middle management positions.
[ترجمه ترگمان]نسل بعد از استقلال در حال حاضر در پست های مدیریتی میانی قرار دارد
[ترجمه گوگل]نسل پس از استقلال در حال حاضر در موقعیت های مدیریت میانه است

5. However, not everyone believes that eliminating middle management from organisations is the panacea for all corporate ills.
[ترجمه ترگمان]با این حال، همه معتقد نیستند که حذف مدیریت میانی از سازمان ها، panacea برای تمام مشکلات شرکت ها است
[ترجمه گوگل]با این حال، هیچکدام معتقدند که حذف مدیریت میانی از سازمانها، پانزدهایی برای همه مشکلات شرکت است

6. Basic middle management functions still have to be done.
[ترجمه ترگمان]وظایف اصلی مدیریت میانی هنوز باید انجام شود
[ترجمه گوگل]توابع مدیریت پایه وسط هنوز باید انجام شود

7. Identical style two-day courses for middle management are also held at various venues in the South East and Yorkshire.
[ترجمه ترگمان]سبک دو روزه مشابه برای مدیریت میانی نیز در مکان های مختلف در جنوب شرقی و یورکشایر نگهداری می شوند
[ترجمه گوگل]دوره های دو روزه ایده آل برای مدیریت متوسط ​​نیز در مراکز مختلف در جنوب شرق و یورکشایر برگزار می شود

8. Some companies have dispensed with the middle management function altogether.
[ترجمه ترگمان]برخی از شرکت ها به طور کلی از عملکرد مدیریت میانی صرفنظر کرده اند
[ترجمه گوگل]برخی از شرکت ها با تابع مدیریت میانی در مجموع مخفی شده اند

9. The absence of senior and middle management leading from the front is only too apparent.
[ترجمه ترگمان]عدم وجود مدیریت ارشد و میانی رهبری از جبهه، بیش از حد واضح است
[ترجمه گوگل]فقدان مدیریت ارشد و مدونی که از جلو حرکت می کند، بیش از حد آشکار است

10. The others came from the middle management layer.
[ترجمه ترگمان]بقیه از لایه میانی مدیریت می آمدند
[ترجمه گوگل]دیگران از لایه مدیریت میانی آمده بودند

11. Many middle management jobs have been cut.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از شغل های مدیریت میانی قطع شده اند
[ترجمه گوگل]بسیاری از مشاغل مدیریت میانی برداشته شده اند

12. Again, it was the middle management ranks that suffered the severest cuts.
[ترجمه ترگمان]از سوی دیگر، این قشر متوسط مدیریتی بود که شدیدترین کاهش را متحمل شدند
[ترجمه گوگل]باز هم، این رتبه های مدیریت میانی بود که شدیدترین کاهش را متحمل شد

13. After five years in middle management, I'm ready for a real piece of the action.
[ترجمه ترگمان]بعد از پنج سال در مدیریت میانی، من برای یک عمل واقعی آماده هستم
[ترجمه گوگل]پس از پنج سال در مدیریت وسط، من برای یک قطعه واقعی اقدام آماده هستم

14. This is the fastest gro wing venture of all times. Since we landed here on Sunday we hired 50 employees (middle management level, mostly Chinese McK), by March we'll grow to 1000 employees.
[ترجمه ترگمان]این سریع ترین خطر آفرین در همه زمان ها است از آنجا که ما در روز یکشنبه به اینجا آمدیم، ما ۵۰ کارمند (سطح مدیریت میانی، بیشتر چینی McK)را استخدام کردیم، تا ماه مارس به ۱۰۰۰ کارگر افزایش پیدا کنیم
[ترجمه گوگل]این سریع ترین سرمایه گذاری در بازار بالایی است از آنجایی که ما در روز یکشنبه به اینجا رسیدیم، 50 کارمند (سطح مدیریت متوسط، بیشتر مکاتب چینی) را استخدام کردیم، تا ماه مارس به 1000 کارمند افزایش خواهیم یافت

15. Lion food refers to middle management or HQ staff in American companies.
[ترجمه ترگمان]غذا به مدیریت میانی یا ستاد مرکزی شرکت های آمریکایی اشاره دارد
[ترجمه گوگل]غذای شیر به مدیران ارشد یا کارکنان HQ در شرکت های آمریکایی اشاره دارد

پیشنهاد کاربران

مدیریت میان رده


کلمات دیگر: