حومه، حول وحوش، اطراف
suburbs
حومه، حول وحوش، اطراف
انگلیسی به فارسی
حومه شهر، طرف، برون شهر، ناحیه یا منطقهء خارج شهری
انگلیسی به انگلیسی
• residential area around a major city; environs
جملات نمونه
1. the suburbs are divided into four municipalities
حومه به چهار بخش که دارای شهرداری سوا می باشند تقسیم شده است.
2. the spreading suburbs of chicago
مناطق پهناور حومه ی شیکاگو
پیشنهاد کاربران
حومه شهر
اطراف و حومه
حومه، اطراف
حومه ی شهر
برون شهر
دور و بر
کلمات دیگر: