کشیدن پایین
drag down
انگلیسی به فارسی
پیشنهاد کاربران
Drag ( someone/somethings/somebdy ) down
خسته و مغموم کردن ، افسرده کردن
باعث بشی کسی احساس ناراحتی یا ضعیف بودن کنه
You drag me down
تو منو ناراحت ( ضعیف ) میکنی
hot weather always drags her down
هوای گرم همیشه اون و بی حال میکنه
Nobody can Drag me down
هیچکس نمیتونه منو زمین بزنه
خسته و مغموم کردن ، افسرده کردن
باعث بشی کسی احساس ناراحتی یا ضعیف بودن کنه
You drag me down
تو منو ناراحت ( ضعیف ) میکنی
hot weather always drags her down
هوای گرم همیشه اون و بی حال میکنه
Nobody can Drag me down
هیچکس نمیتونه منو زمین بزنه
Drag Down
باعث ناراحتی کسی شدن
Dont let her drag you down. Okay? this is a party
اجازه نده که ناراحتت بکنه! باشه؟ الان مهمونی یه!
باعث ناراحتی کسی شدن
Dont let her drag you down. Okay? this is a party
اجازه نده که ناراحتت بکنه! باشه؟ الان مهمونی یه!
کشاندن
کاهش دادن
کلمات دیگر: