کلمه جو
صفحه اصلی

coast along

پیشنهاد کاربران

کاری انجام دهید بدون اینکه خیلی تلاش کنید یا سعی در بهبود آن داشته باشید.

پیش رفتن امور و کارها
everything was coasting along smoothly until he started meddling
همه چیز خوب پیش می رفت تا اینکه او شروع کرد به دخالت.


کلمات دیگر: