کامپایل شده، گرد اوردن، همگرادنی کردن، تالیف کردن
compiled
انگلیسی به فارسی
پیشنهاد کاربران
مدون
گردآوردن.
تألیف کردن
گرد آوری کردن، تالیف کردد
جمع آوری کردن
گردآوری کردن
تدوین کردن
روی هم انباشتن، جمع آوری کردن، گردآوری کردن
تدوین شده، گردآوری شده
To produce book by bringing together
همگردانی
گردآوری شده، تهیه شده
گرداوری کردن
گردآوری کردن، جمع آوری کرون
تهیه یک لیست یا گزارش یا کتاب با استفاده از جمع آوری اطلاعات
جمع آوری اطلاعات برای ساخت چیزی
جمع آوری ( کامپیوتر )
جمع آوری امتیاز مشخص ( مسابقات ورزشی )
جمع آوری اطلاعات برای ساخت چیزی
جمع آوری ( کامپیوتر )
جمع آوری امتیاز مشخص ( مسابقات ورزشی )
جمع کردن هست
کلمات دیگر: