کلمه جو
صفحه اصلی

stage direction


معنی : مدیریت، کاگردانی
معانی دیگر : کارگردانی نمایش

انگلیسی به فارسی

مدیریت، کاگردانی


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: an instruction written into, or added to, the script of a play, directing actors' movements, scenery arrangement, and the like.

(2) تعریف: the art or technique of directing a stage play.

مترادف و متضاد

مدیریت (اسم)
direction, administratorship, directorship, editorship, stage direction

کاگردانی (اسم)
stage direction

جملات نمونه

1. The stage direction reads, 'Exit left'.
[ترجمه ترگمان]جهت روی صحنه خوانده می شود، خروجی باقی می ماند
[ترجمه گوگل]جهت صحنه می خوانیم، 'خروج از چپ'

2. Wes was rattling off the stage directions as fast as he could.
[ترجمه ترگمان]وس به سرعت از روی صحنه خارج شد و هر چه زودتر از روی صحنه خارج شد
[ترجمه گوگل]Wes از همان ابتدای مسیر، به سرعت سریع حرکت کرد

3. A stage direction suggests devils appear and Faustus goes off with Mephostophilis.
[ترجمه ترگمان]یک مسیر روی صحنه نشان می دهد که شیاطین به نظر می رسند و Faustus با Mephostophilis حرکت می کند
[ترجمه گوگل]جهت صحت نشان می دهد که شیطان ها ظاهر می شوند و Faustus با Mephostophilis خاتمه می یابد

4. In this family, stories were the tangible stage directions in her otherwise silent and subliminal Medlow script.
[ترجمه ترگمان]در این خانواده، داستان ها از جهات tangible بود که در غیر این صورت نوشته شده بود
[ترجمه گوگل]در این خانواده، داستان ها در جهت خطوط ملموس خود در script Medlow در حالت سکوت و متعالی بود

5. Yes, for reasons of stage direction.
[ترجمه ترگمان]بله، به دلایل روی صحنه
[ترجمه گوگل]بله، به دلایل مسیر صحنه

6. Interruptions include things like off-screen stage direction and strobe flashes from still cameras.
[ترجمه ترگمان]Interruptions شامل چیزهایی مانند جهت عکس خارج از صفحه و فلاش های strobe از دوربین های ثابت هستند
[ترجمه گوگل]وقفه ها شامل مواردی مانند مسیر صحنه خارج از صفحه و چشمک زدن از دوربین های عکاسی است

7. By oneself ; alone. Used as a stage direction to a female character.
[ترجمه ترگمان]تنهایی، تنهایی عادت داشت به عنوان یه شخصیت به یه شخصیت زنانه رفتار کنه
[ترجمه گوگل]توسط خودت؛ تنها به عنوان یک مرحله برای شخصیت زن استفاده می شود

8. The uncertainty of this utterance is indicated strongly in Stoppard's stage directions.
[ترجمه ترگمان]عدم قطعیت این گفتار به شدت در جهات مرحله Stoppard نشان داده می شود
[ترجمه گوگل]عدم قطعیت این سخنرانی به شدت در جهت مرحله ایست قطر نشان داده شده است

9. The effect is not unlike that of the script of a play with stage directions.
[ترجمه ترگمان]تاثیر آن بر خلاف متن نمایشنامه با جهات روی صحنه نیست
[ترجمه گوگل]اثر بر خلاف اسکریپت یک بازی با جهت صحنه نیست

10. Bill Murray improvised the "Cinderella story" sequence from two lines of stage direction.
[ترجمه ترگمان]لایحه \"داستان سیندرلا\" را از دو خط از مسیر اجرا کرد
[ترجمه گوگل]بیل موری داستان دنباله داستان سیندرلا را از دو خط جهت صحنه ای ساخت

11. With this magical touching of the Lady with her precious liquor, Sabrina Milton's stage direction should say it all, it's very simple: the lady just "rises out of her seat. "
[ترجمه ترگمان]و با این تماس جادویی بانوی با لیکور با ارزش او، مسیر stage Sabrina Milton باید همه چیز را بگوید، بسیار ساده است: خانم تازه از روی صندلی بلند می شود \"
[ترجمه گوگل]با این لمس جادویی بانوی با نوشیدنی گرانبهاش، صحنه سابرینا میلتون باید همه را بگوید، بسیار ساده است خانم فقط از صندلی اش بلند می شود '

پیشنهاد کاربران

دستور صحنه


کلمات دیگر: