زیر فیلد
subfield
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
• division within a field of study, subdiscipline; (math) field in mathematics which is a subset of another field
دیکشنری تخصصی
[ریاضیات] زیرمیدان، میدانک، زیرهیئت، زیرحوزه، حوزه ی فرعی، زیرهیأت
جملات نمونه
1. These approaches produced successes, and the subfield of expert systems became commercially viable.
[ترجمه ترگمان]این روش ها موفقیت ها را تولید کردند و رشته های کارشناسی به صورت تجاری ماندگار شدند
[ترجمه گوگل]این رویکردها موفقیت ها را به وجود آوردند و زیربنای سیستم های متخصص به لحاظ تجاری قابل قبول بود
[ترجمه گوگل]این رویکردها موفقیت ها را به وجود آوردند و زیربنای سیستم های متخصص به لحاظ تجاری قابل قبول بود
2. Geophysics is a strongly featured subfield in Durham, and palaeontology at Newcastle.
[ترجمه ترگمان]Geophysics یک شاخه بسیار برجسته در موسسه دوره ام و palaeontology در نیوکاسل انگلستان است
[ترجمه گوگل]ژئوفیزیک یک فیلد بسیار قوی در دورام است و تجزیه و تحلیل در نیوکاسل
[ترجمه گوگل]ژئوفیزیک یک فیلد بسیار قوی در دورام است و تجزیه و تحلیل در نیوکاسل
3. Mineralogy is a rather specialist sub-field within the earth sciences, dealing with the description of minerals.
[ترجمه ترگمان]Mineralogy یک رشته فرعی متخصص در زمینه علوم زمین است که با توصیف مواد معدنی سروکار دارد
[ترجمه گوگل]معادن زیست شناسی یک رشته متخصص در زمینه علوم زمین است که با توصیف مواد معدنی برخورد می شود
[ترجمه گوگل]معادن زیست شناسی یک رشته متخصص در زمینه علوم زمین است که با توصیف مواد معدنی برخورد می شود
4. Natural Language Generation(NLG) is the subfield of artificial intelligence and computational linguistics that(focuses) on computer system that can produce understandable texts.
[ترجمه ترگمان]نسل زبان طبیعی شاخه ای از هوش مصنوعی و زبان شناسی محاسباتی است که بر روی سیستم رایانه ای تمرکز می کند که می تواند متون قابل فهم را تولید کند
[ترجمه گوگل]Generation of Natural Language (NLG) زیرمجموعه هوش مصنوعی و زبانشناسی محاسباتی است که (تمرکز) بر روی سیستم کامپیوتری است که میتواند متون قابل فهم را تولید کند
[ترجمه گوگل]Generation of Natural Language (NLG) زیرمجموعه هوش مصنوعی و زبانشناسی محاسباتی است که (تمرکز) بر روی سیستم کامپیوتری است که میتواند متون قابل فهم را تولید کند
5. An important subfield of nanotechnology related to energy is nano fabrication.
[ترجمه ترگمان]یک رشته مهم از نانوتکنولوژی که با انرژی ارتباط دارد، ساخت نانو است
[ترجمه گوگل]یک زمینه مهم نانو فناوری مربوط به انرژی ساخت نانو است
[ترجمه گوگل]یک زمینه مهم نانو فناوری مربوط به انرژی ساخت نانو است
6. Policy termination is a subfield of policy analysis necessarily to be addressed.
[ترجمه ترگمان]اتمام سیاست شاخه ای از تحلیل سیاست است که ضرورتا باید مورد توجه قرار گیرد
[ترجمه گوگل]خاتمه سیاست، زمینه ای از تحلیل سیاست است که باید مورد توجه قرار گیرد
[ترجمه گوگل]خاتمه سیاست، زمینه ای از تحلیل سیاست است که باید مورد توجه قرار گیرد
7. The position is open with respect to subfield.
[ترجمه ترگمان]موقعیت با توجه به زیر باز است
[ترجمه گوگل]موقعیت در رابطه با فیلد باز است
[ترجمه گوگل]موقعیت در رابطه با فیلد باز است
8. The whole subfield of publishers' names is a thornbush of institutional idiosyncrasy.
[ترجمه ترگمان]همه نام های ناشران از ویژگی های شخصی سازمانی است
[ترجمه گوگل]تمام زیرمجموعه نام های ناشران، مبهم بودن خصوصیات سازمانی است
[ترجمه گوگل]تمام زیرمجموعه نام های ناشران، مبهم بودن خصوصیات سازمانی است
9. Historical linguistics is the subfield of linguistics that studies language change.
[ترجمه ترگمان]زبان شناسی تاریخی شاخه ای از زبان شناسی است که تغییر زبان را مطالعه می کند
[ترجمه گوگل]زبان شناسی تاریخی، فرعی زبان شناسی است که تغییر زبان را بررسی می کند
[ترجمه گوگل]زبان شناسی تاریخی، فرعی زبان شناسی است که تغییر زبان را بررسی می کند
10. Syntax Syntax Syntax is subfield of linguistics. It'studies the sentence structure.
[ترجمه ترگمان]نحو و نحو نحو نحو، شاخه ای از زبان شناسی است این رشته ساختار جمله را مورد مطالعه قرار می دهد
[ترجمه گوگل]Syntax Syntax Syntax زیر زمینه زبان شناسی است این ساختار جمله را مطالعه می کند
[ترجمه گوگل]Syntax Syntax Syntax زیر زمینه زبان شناسی است این ساختار جمله را مطالعه می کند
11. The enumeration in such schemes reflects an analytical approach to knowledge, with subjects subdivided into their component subfields.
[ترجمه ترگمان]شمارش در چنین طرح هایی نشان دهنده یک رویکرد تحلیلی برای دانش است، که افراد به زیر حوزه های فرعی خود تقسیم می شوند
[ترجمه گوگل]شمارش در چنین طرح ها یک رویکرد تحلیلی به دانش را نشان می دهد، با موضوعاتی که به زیرمجموعه های آنها متصل می شود
[ترجمه گوگل]شمارش در چنین طرح ها یک رویکرد تحلیلی به دانش را نشان می دهد، با موضوعاتی که به زیرمجموعه های آنها متصل می شود
12. According to Craig, the length of useful life of geological papers varies according to their subfield.
[ترجمه ترگمان]به گفته کریگ، طول عمر مفید کاغذهای زمین شناسی با توجه به شاخه آن ها فرق می کند
[ترجمه گوگل]با توجه به کریگ، طول عمر مفید مقالات زمین شناسی با توجه به زیرشاخه های آنها متفاوت است
[ترجمه گوگل]با توجه به کریگ، طول عمر مفید مقالات زمین شناسی با توجه به زیرشاخه های آنها متفاوت است
13. Articles by well-known political scientists discuss the central concepts and recent empirical research in many important subfields.
[ترجمه ترگمان]مقالات توسط دانشمندان علوم سیاسی شناخته شده در مورد مفاهیم اصلی و تحقیقات تجربی اخیر در بسیاری از حوزه های فرعی مهم بحث می کنند
[ترجمه گوگل]مقالاتی که توسط دانشمندان شناخته شده سیاسی درباره مفاهیم اصلی و تحقیقات تجربی اخیر در بسیاری از حوزه های مهم بحث می شود
[ترجمه گوگل]مقالاتی که توسط دانشمندان شناخته شده سیاسی درباره مفاهیم اصلی و تحقیقات تجربی اخیر در بسیاری از حوزه های مهم بحث می شود
14. As mentioned previously, the Longman Corpus consists of superfields that are in turn subdivided into subfields.
[ترجمه ترگمان]همانطور که قبلا ذکر شد، Corpus Longman متشکل از superfields است که به نوبه خود به رشته های فرعی تقسیم می شوند
[ترجمه گوگل]همانطور که قبلا ذکر شد، لانگمن Corpus متشکل از حوزه هایی است که به نوبه خود به زیرفایل ها تقسیم می شوند
[ترجمه گوگل]همانطور که قبلا ذکر شد، لانگمن Corpus متشکل از حوزه هایی است که به نوبه خود به زیرفایل ها تقسیم می شوند
پیشنهاد کاربران
زیرشاخه
زیر مجموعه
تحت پوشش
زیرشاخه
تحت پوشش
زیرشاخه
گرایش تحصیلی
کلمات دیگر: