کلمه جو
صفحه اصلی

submultiple


معنی : مضرب، برخه شمار، خارج قسمت
معانی دیگر : (ریاضی) بخشیاب، مقیاس مشترک دوپاره خط

انگلیسی به فارسی

(ریاضی) خارج قسمت، برخه شمار، مضرب


زیرمجموعه، مضرب، خارج قسمت، برخه شمار


دیکشنری تخصصی

[ریاضیات] مقسوم علیه، مقیاس مشترک دو پاره خط

مترادف و متضاد

مضرب (اسم)
multiple, submultiple

برخه شمار (اسم)
numerator, submultiple

خارج قسمت (اسم)
ration, submultiple, quotient

جملات نمونه

1. 3 is a submultiple of 12
3 بخشیاب 12 است.

3 is a submultiple of 12.

3 بخشیاب 12 است.



کلمات دیگر: