(verb transitive) گیج کردن، مست کردن، (بامشروب) سرمست کردن
befuddled
(verb transitive) گیج کردن، مست کردن، (بامشروب) سرمست کردن
انگلیسی به فارسی
befuddled، گیج کردن، مست کردن، سرمست کردن
انگلیسی به انگلیسی
• confused, bewildered, addlepated
جملات نمونه
1. old age has befuddled him
پیری حواس او را مغشوش کرده است.
2. Even in my befuddled state I could find my key.
[ترجمه ترگمان]حتی تو ذهنم هم می تونستم کلید هام رو پیدا کنم
[ترجمه گوگل]حتی در حالت خفیف من می توانستم کلیدم را پیدا کنم
[ترجمه گوگل]حتی در حالت خفیف من می توانستم کلیدم را پیدا کنم
3. These fancy arguments befuddled us.
[ترجمه ترگمان]این جر و بحث های تجملی همه ما رو گیج می کنه
[ترجمه گوگل]این استدلال های فانتزی ما را فریب دادند
[ترجمه گوگل]این استدلال های فانتزی ما را فریب دادند
4. The new arrival was befuddled by the rapid - fire conversation.
[ترجمه ترگمان]گفتگوی تازه با گفتگوهای سریع و سریع در فضا پیچیده شده بود
[ترجمه گوگل]ورودی جدید توسط گفتگو سریع و سریع فریب خورد
[ترجمه گوگل]ورودی جدید توسط گفتگو سریع و سریع فریب خورد
5. I'm so tired, my poor befuddled brain can't absorb any more.
[ترجمه ترگمان]من خیلی خسته ام، مغزم دیگر نمی تواند بیش از این به خود جذب کند
[ترجمه گوگل]من خیلی خسته ام، مغز ضعیف من نمی تواند بیشتر جذب کند
[ترجمه گوگل]من خیلی خسته ام، مغز ضعیف من نمی تواند بیشتر جذب کند
6. Wally said brightly to the suddenly befuddled taxi driver.
[ترجمه ترگمان]والی با خوشحالی به راننده تاکسی که ناگهان گیج شده بود گفت:
[ترجمه گوگل]والی به راننده تاکسی ناگهان خسته شد
[ترجمه گوگل]والی به راننده تاکسی ناگهان خسته شد
7. They were too baffled to be disappointed, too befuddled to be concerned about the conference championship implications.
[ترجمه ترگمان]آن ها بیش از آن گیج شده بودند که ناامید شوند، برای اینکه نگران پیامدهای این کنفرانس باشند
[ترجمه گوگل]آنها خیلی ناراحت بودند که ناامید می شدند و از اینکه در مورد پیامدهای قهرمانی کنفرانس نگران بودند نگران بودند
[ترجمه گوگل]آنها خیلی ناراحت بودند که ناامید می شدند و از اینکه در مورد پیامدهای قهرمانی کنفرانس نگران بودند نگران بودند
8. The wine had befuddled them.
[ترجمه ترگمان]شراب befuddled کرده بود
[ترجمه گوگل]شراب آنها را نابود کرده بود
[ترجمه گوگل]شراب آنها را نابود کرده بود
9. Always slightly befuddled, Bennett none the less gets by on his academic prowess.
[ترجمه ترگمان]در حالی که تا حدودی گیج شده بود، به خاطر مهارت آکادمیک خود، تا حدودی گیج شده بود
[ترجمه گوگل]همیشه بنت کمی فرو می رود، اما بنت هیچ کمکی به توانایی های دانشگاهی اش نمی دهد
[ترجمه گوگل]همیشه بنت کمی فرو می رود، اما بنت هیچ کمکی به توانایی های دانشگاهی اش نمی دهد
10. If only he could keep his increasingly befuddled brain clear enough to squeeze out what he wanted.
[ترجمه ترگمان]ای کاش می توانست ذهن آشفته خود را به اندازه کافی روشن نگه دارد تا آنچه را می خواست ببیند
[ترجمه گوگل]اگر تنها بتواند مغز خود را به طور فزاینده ای حفظ کند، به اندازه کافی روشن می شود تا آنچه را که می خواهد، فشرده کند
[ترجمه گوگل]اگر تنها بتواند مغز خود را به طور فزاینده ای حفظ کند، به اندازه کافی روشن می شود تا آنچه را که می خواهد، فشرده کند
11. Even in my befuddled state I could see they meant trouble.
[ترجمه ترگمان]حتی در آن حالت پریشانی که می دیدم به معنای دردسر بودند
[ترجمه گوگل]حتی در حالت خفگی من می توانستم بفهمم که آنها به معنای مشکل هستند
[ترجمه گوگل]حتی در حالت خفگی من می توانستم بفهمم که آنها به معنای مشکل هستند
12. Dawn looked a little befuddled.
[ترجمه ترگمان]دان کمی گیج به نظر می رسید
[ترجمه گوگل]سپیده دم کمی کمرنگ شد
[ترجمه گوگل]سپیده دم کمی کمرنگ شد
13. Befuddled by proximity and perfume,'The Great Eagle'could only nod.
[ترجمه ترگمان]عقاب بزرگ با نزدیکی و عطر تنها می توانست سرش را تکان دهد
[ترجمه گوگل]با عجله و عطر، 'عقاب بزرگ' تنها می تواند گره بزند
[ترجمه گوگل]با عجله و عطر، 'عقاب بزرگ' تنها می تواند گره بزند
14. These idea make poll head easily like cradlesong befuddled, now and then when sleeping lightly, ability him discovery deviated from right successful way has many far.
[ترجمه ترگمان]این ایده باعث می شود که سر آرا به آسانی مانند cradlesong سر و کار داشته باشد، و سپس هنگامی که به آرامی خوابیده باشد، توانایی او برای کشف انحراف از راه موفقیت آمیز بسیار دور است
[ترجمه گوگل]این ایده، نظرسنجی را به راحتی انجام می دهد، مثل اینکه cradlesong befuddled، در حال حاضر و پس از آن هنگام خواب به آرامی، توانایی او کشف از راه درست راه ناپدید شده است بسیاری از دور
[ترجمه گوگل]این ایده، نظرسنجی را به راحتی انجام می دهد، مثل اینکه cradlesong befuddled، در حال حاضر و پس از آن هنگام خواب به آرامی، توانایی او کشف از راه درست راه ناپدید شده است بسیاری از دور
پیشنهاد کاربران
completely confused
سر در گم، گیج
سر در گم، گیج
کلمات دیگر: