1. A half-starved dog lay in the corner, whimpering pathetically.
[ترجمه ترگمان]یک سگ نیمه گرسنه در گوشه ای دراز کشیده بود و با حالتی رقت انگیز ناله می کرد
[ترجمه گوگل]یک سگ نیمه گمشده در گوشه ای نشسته بود و از ترس و لرز خسته شده بود
2. Simon lay in bed thinking about the meeting next day.
[ترجمه ترگمان]سیمون در بس تر دراز کشید و روز بعد راجع به جلسه فکر کرد
[ترجمه گوگل]سایمون در رختخواب در روز بعد فکر می کند که جلسه ای دارد
3. She lay in bed looking particularly frail.
[ترجمه ترگمان]او در بس تر دراز کشیده و بسیار ضعیف به نظر می رسید
[ترجمه گوگل]او در رختخواب به نظر بسیار ضعیف بود
4. For them, the house's main value lay in its quiet country location.
[ترجمه ترگمان]برای آن ها، ارزش اصلی خانه در محل آرام کشور قرار داشت
[ترجمه گوگل]برای آنها، ارزش اصلی خانه در مکان آرام کشور قرار دارد
5. She lay in bed, too feverish to sleep.
[ترجمه ترگمان]او در بس تر دراز کشیده بود و بیش از آن تب داشت که بخوابد
[ترجمه گوگل]او در رختخواب قرار داشت و خیلی خوابیده بود
6. The town lay in ruins after years of bombing.
[ترجمه ترگمان]شهر بعد از سال ها بمباران ویران شد
[ترجمه گوگل]شهر پس از سالها بمباران، در ویرانه ها قرار دارد
7. Her marriage now lay in tatters.
[ترجمه ترگمان]حالا ازدواج او پاره پاره شده بود
[ترجمه گوگل]ازدواج او در حال حاضر در tatters
8. The city lay in ruins after the earthquake.
[ترجمه ترگمان]شهر بعد از زلزله ویران شد
[ترجمه گوگل]این شهر پس از زلزله در خرابه ها قرار دارد
9. His clothes lay in a heap on the floor.
[ترجمه ترگمان]لباس هایش روی زمین افتاده بود
[ترجمه گوگل]لباس هایش در کف پایی بود
10. I just lay in the sun for a week and did nothing - it was heaven.
[ترجمه ترگمان]من فقط یک هفته در آفتاب دراز کشیدم و هیچ کاری نکردم - این بهشت بود
[ترجمه گوگل]من فقط یک هفته در خورشید قرار داشتم و هیچ چیز نداشتم - این بهشت بود
11. He loosened tie and lay in bed.
[ترجمه ترگمان]کراواتش را شل کرد و روی تخت دراز کشید
[ترجمه گوگل]او کراوات را آزاد کرد و در رختخواب گذاشت
12. The house lay in dark shadow.
[ترجمه ترگمان]خانه در سایه تاریکی قرار داشت
[ترجمه گوگل]خانه در سایه تاریک قرار دارد
13. He lay in agony until the doctor arrived.
[ترجمه ترگمان]تا زمانی که دکتر وارد شد، او در رنج و عذاب بود
[ترجمه گوگل]او تا زمانی که دکتر وارد نشود، در آزار و اذیت قرار می گیرد
14. I lay in bed shaking with fright.
[ترجمه ترگمان]با ترس و لرز روی تخت دراز کشیدم
[ترجمه گوگل]من در رختخواب تکان می دهم با ترس