کلمه جو
صفحه اصلی

legerdemain


معنی : تردستی، حقه بازی، شعبده
معانی دیگر : چشم بندی، شعبده بازی، حیله گری، گول زنی، فریب کاری

انگلیسی به فارسی

تردستی، حقه بازی، حیله، شعبده


legerdemain، تردستی، حقه بازی، شعبده


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: magic tricks, or skill in the performance of magical illusions; sleight of hand.
مشابه: magic

- His skill in legerdemain was great, but he lacked the showmanship to become a professional magician.
[ترجمه ترگمان] مهارت او در legerdemain عالی بود، اما او فاقد showmanship برای تبدیل شدن به یک جادوگر حرفه ای بود
[ترجمه گوگل] مهارت او در legerdemain عالی بود، اما او lacking showmanship برای تبدیل شدن به یک شعبده باز حرفه ای

(2) تعریف: trickery or deception.

• trickery, deception; sleight of hand

مترادف و متضاد

تردستی (اسم)
skill, agility, dexterity, swiftness, sleight, juggle, prestidigitation, facility, legerdemain, versatility, hocus-pocus, jugglery

حقه بازی (اسم)
juggle, illusionism, bosh, quackery, trickiness, cog, legerdemain, harlequin, hanky-panky, double-dealing, flim-flam, hocus-pocus

شعبده (اسم)
juggle, legerdemain

sleight of hand


Synonyms: artfulness, chicanery, conjuring, craftiness, cunning, deceit, deception, hocus-pocus, manipulation, trickery


جملات نمونه

1. This kind of legal legerdemain is one of the most damaging legacies of the takeover binge of the 1980s.
[ترجمه ترگمان]این نوع از legerdemain قانونی یکی از the میراث در طول دهه ۱۹۸۰ است
[ترجمه گوگل]این نوع legerdemain حقوقی یکی از مخرب ترین آسیب پذیری ها در سال 1980 است

2. Legerdemain : Exalted dish whole put huge amount breakthrough.
[ترجمه ترگمان]legerdemain: غذای خوش مزه به مقدار زیادی پیشرفت کرده است
[ترجمه گوگل]Legerdemain: ظروف سرباز یا مسافر، مقدار زیادی از موفقیت را به دست می آورند

3. Legerdemain : Dish the mouth entrusts odd legerdemain.
[ترجمه ترگمان]به معنی این است که دهان خود را به این طرف و آن طرف هدایت می کند
[ترجمه گوگل]Legerdemain: ظرف دهان به عضلات legerdemain اعتماد

4. Its legerdemain has extremely rich incendiary sex and the teaching material that cheat a gender namely.
[ترجمه ترگمان]legerdemain آن رابطه جنسی بسیار غنی دارد و مطالب آموزشی که جنسیت را فریب می دهند
[ترجمه گوگل]Legerdemain آن دارای جنس آتش سوزی بسیار بالایی است و مواد آموزشی که تقلبی جنسیتی دارند

5. Some accused the White House of legerdemain.
[ترجمه ترگمان]برخی کاخ سفید of را متهم کردند
[ترجمه گوگل]بعضی به کاخ سفید لئوردرامین متهم شدند

6. By a feat of legerdemain, the magician produced a rabbit from his hat.
[ترجمه ترگمان]جادوگر یک خرگوش را از کلاهش بیرون آورد
[ترجمه گوگل]با یک شاهکار Legerdemain، جادوگر خرگوش را از کلاه خود تولید کرد

7. A common trick of legerdemain is to take rabbits from an apparently empty hat.
[ترجمه ترگمان]یک حقه معمولی است که خرگوش ها را از یک کلاه ظاهرا خالی بیرون بیاورند
[ترجمه گوگل]یک ترفند معمول از legerdemain این است که خرگوش ها را از یک کلاه ظاهرا خالی بگیرد

8. The lawyer confused the jury with his legal legerdemain.
[ترجمه ترگمان] وکیل هیات منصفه رو با legerdemain قانونی قاطی کرد
[ترجمه گوگل]وکیل هیئت منصفه با legerdemain قانونی خود را گیج کرده است

9. And vital to rapid deployment, most applications can be completely oblivious to this background legerdemain.
[ترجمه ترگمان]و برای استقرار سریع، اکثر برنامه های کاربردی می توانند به طور کامل نسبت به این پس زمینه نادیده گرفته شوند
[ترجمه گوگل]و برای استقرار سریع ضروری است، اکثر برنامه های کاربردی می تواند به طور کامل فراموش نشدنی به این زمینه legerdemain

پیشنهاد کاربران

شعبده بازی


کلمات دیگر: