کلمه جو
صفحه اصلی

swizzle


معنی : مشروب مست کننده، اشامیدن، بلعیدن
معانی دیگر : مشروب دارای یخ و الکل و شکر و آب لیمو، انواع مشروبات الکلی محتوی ی  وشکر

انگلیسی به فارسی

انواع مشروبات الکلی محتوی یخ وشکر، مشروب مست کننده، اشامیدن، بلعیدن


مترادف و متضاد

مشروب مست کننده (اسم)
swizzle

اشامیدن (فعل)
drink, bib, swig, swizzle

بلعیدن (فعل)
guzzle, gorge, pouch, swizzle, devour, swallow, engorge, ingurgitate

جملات نمونه

1. Much wine was swizzled down into his belly.
[ترجمه ترگمان]مقدار زیادی شراب روی شکمش ریخته بود
[ترجمه گوگل]شراب زیادی به شکمش فرو ریخت

2. All right. I'd like to recommend rum swizzle.
[ترجمه ترگمان] خیلی خب دلم میخواد مشروب روم رو سفارش بدم
[ترجمه گوگل]خیلی خوب من می خواهم ریزش مو را پیشنهاد کنم

3. Now if you'll excuse me, swizzle stick, number 17 has a yacht and giant feet.
[ترجمه ترگمان]حالا اگه منو ببخشید، حلقه بزن، شماره ۱۷ یه کشتی تفریحی و یه پا گنده داره
[ترجمه گوگل]حالا اگر شما به من احترام می گذارید، سرخ شدن چوب، شماره 17 دارای قایق بادبانی و پاهای غول پیکر است

4. Then I recommend the vodka swizzle. It is made from several liquors and mixed into vermouth.
[ترجمه ترگمان] پس من سفارش ودکا رو توصیه می کنم از چند تا liquors تشکیل شده و با شراب فراوان مخلوط می شود
[ترجمه گوگل]سپس توصیه می کنم swidzle ودکا این از چند لیکور ساخته شده است و به ورموج مخلوط شده است

5. What I need is a nice cold swizzle.
[ترجمه ترگمان] چیزی که نیاز دارم یه حلقه nice
[ترجمه گوگل]چیزی که من نیاز دارم سرماخوردگی خوبی است

6. Then I recommend vodka swizzle.
[ترجمه ترگمان] پس جام ودکا سفارش میدم
[ترجمه گوگل]سپس من سوسن ودکا را توصیه می کنم

7. The English also invented for their monarch that abominable instrument, the swizzle stick.
[ترجمه ترگمان]انگلیسی ها برای پادشاه خود این ساز زشت و the را اختراع کردند
[ترجمه گوگل]انگلیسی نیز برای پادشاه خود ابداع کرد که ابزار مخرب، چوب کشویی است


کلمات دیگر: