1. A flag with a swastika on a red background waved in the center of the muddy space surrounded by barracks.
[ترجمه ترگمان]پرچمی با a بر روی یک پس زمینه قرمز در مرکز فضای گل آلود محصور شده توسط سربازخانه ها، تکان می خورد
[ترجمه گوگل]یک پرچم با یک سوستیکا در پس زمینه قرمز در مرکز فضای پر از گلدان که در آن سربازخانه قرار گرفته است، حرکت کرد
2. The origin of the Swastika has become a source of speculation for western researchers throughout time.
[ترجمه ترگمان]منشا این Swastika به منبعی از گمانه زنی برای محققان غربی در طول زمان تبدیل شده است
[ترجمه گوگل]منشا سواستیکا در طول زمان به عنوان منبع گمانه زنی برای محققان غربی تبدیل شده است
3. At the border, swastika flags fluttered from passport control and police sauntered to the car to demand identification.
[ترجمه ترگمان]در مرز، پرچم های swastika از کنترل گذرنامه به اهتزاز در آمدند و پلیس به سمت اتومبیل رفت تا خواستار شناسایی شود
[ترجمه گوگل]در مرز، پرچم های سواستیکا از کنترل گذرنامه و پلیس به ماشین سوار شد تا تقاضای شناسایی کند
4. With the exception of the flag with the swastika, I do not remember colors other than gray.
[ترجمه ترگمان]به استثنا پرچم با the، رنگ ها را به جز خاکستری به یاد نمی آورم
[ترجمه گوگل]به استثنای پرچم با swastika، من به غیر از رنگ خاکستری به یاد نمی آورم
5. The Swastika in both its configurations adorning the fence at the one-time residence in Athens of Schliemann, the founder of Troy.
[ترجمه ترگمان]Swastika در هر دو پیکر بندی خود را در محل اقامت دائم در آتن (اشلیمن)، بنیانگذار (تروا)زینت داده بود
[ترجمه گوگل]Swastika در هر دو پیکربندی آن، حصار را در محل اقامت یک بار در آتن شلیمان، بنیانگذار تروی، آرمیده است
6. To wear a swastika in 1981 was to say that something real was on the march again.
[ترجمه ترگمان]برای پوشیدن a در سال ۱۹۸۱ به این معنا بود که چیز واقعی دوباره در حرکت است
[ترجمه گوگل]در سال 1981، یک سواستیکا را می پوشید و می گفت که چیزی واقعی در راهپیمایی دوباره بود
7. In 198 you couldn't pass off wearing a swastika as a sick joke.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسید که تو نمی توانی به عنوان یک شوخی مسخره، جا به جا کنی
[ترجمه گوگل]در سال 1982 شما نمی توانستید به عنوان یک شوخی بیمار استفاده کنید
8. It was especially noticeable that no swastika banners were to be seen on houses where news of fallen relatives had been received.
[ترجمه ترگمان]به ویژه قابل توجه بود که هیچ پرچم swastika در خانه هایی دیده نمی شد که در آن خبره ای مربوط به خویشاوندان کشته شده دیده می شد
[ترجمه گوگل]به ویژه قابل توجه بود که هیچ نشانه ای از آگهی ها در خانه هایی وجود نداشت که اخبار مربوط به خویشاوندان افتاده را می دید
9. A special presentation of the film From Swastika to Jim Crow begins at 7 p. m.
[ترجمه ترگمان]نمایش ویژه فیلم از Swastika تا جیم کرو در ساعت ۷ بعد از ظهر آغاز می شود متر
[ترجمه گوگل]ارائه ویژه فیلم از سواستیکا به جیم کراو در 7 پ آغاز می شود متر
10. With relieved swastika meanders however, some examples of affinity with comparable mosaics from sites possessing Orpheus pavements is apparent.
[ترجمه ترگمان]با این حال، با meanders relieved، نمونه هایی از پیوستگی با موزائیک های قابل قیاس از سایت هایی که pavements Orpheus را دارا می باشند، آشکار است
[ترجمه گوگل]با این حال، با توجه به آثار مخرب سواستیکا، برخی از نمونه های وابستگی با موزاییک های قابل مقایسه از سایت های دارای پیاده روهای Orpheus آشکار است
11. Jiajia Te Swastika net price for your ticket booking service extremely helpful!
[ترجمه ترگمان]قیمت خالص واقعی سرویس رزرو بلیط خیلی مفید است!
[ترجمه گوگل]Jiajia Te Swastika Net قیمت برای رزرو بلیط خود را بسیار مفید است!
12. This paper lantern with the infamous swastika sign on it was doubtless a feature in many a home.
[ترجمه ترگمان]این فانوس کاغذی که روی آن نوشته بود بی شک در بسیاری از خانه ها بود
[ترجمه گوگل]این فانوس کاغذی با نشانه شناسی بدنام بر روی آن مشخصا در بسیاری از خانه ها بود
13. Jewel : I saw a guy with a swastika on his scooter helmet the other day.
[ترجمه ترگمان]یه نفر رو دیدم که اون روز کلاه ایمنی اش رو گذاشت کنار! !! !! !! !! !! !! !! !! !! !! !! !! !! !! !! !! !! !! !! !
[ترجمه گوگل]Jewel من یک مرد با یک اسکواش را در کلاه ایمنی روروک مخصوص بچه ها دیدم روز دیگر
14. He told the Associated Press that the swastika was probably intended as a warning and expressed hope that it will persuade reasonable people to maintain a more substantive debate.
[ترجمه ترگمان]او به اسوشیتد پرس گفت احتمالا the به عنوان یک هشدار در نظر گرفته شده است و ابراز امیدواری کرده است که مردم منطقی را متقاعد کند که بحث های اساسی تری را حفظ کنند
[ترجمه گوگل]او به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت که احتمالا سواستیکا به عنوان یک هشدار در نظر گرفته شده است و امیدوار است که مردم منطقی را برای ادامه بحث های اساسی تر متقاعد کند