کلمه جو
صفحه اصلی

syllable


معنی : هجا، هجاء، جزء کلمه، مقطع کلمه، هجابندی کردن
معانی دیگر : سیلاب، واجبر، واجپار، آواج، به طور هجایی تلفظ کردن، از روی واجبر خواندن

انگلیسی به فارسی

هجا، سیلاب


هجا ، سیلاب، جز کلمه، مقطع کلمه، هجابندی کردن


هجا، هجاء، جزء کلمه، مقطع کلمه، هجابندی کردن


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: a segment of speech formed with a single uninterrupted pulse of air pressure, usu. consisting of a single vowel or diphthong with or without surrounding consonants.

(2) تعریف: a written character or group of characters that represent one syllable.

(3) تعریف: the smallest amount of speech or writing.

- The depressed author didn't write a syllable for months.
[ترجمه امین] نویسنده افسرده برای چند ماه هیچ چیزی ننوشت
[ترجمه ترگمان] نویسنده افسرده چند ماه یک کلمه هم نگفت
[ترجمه گوگل] نویسنده افسرده برای چند ماه یک هجا را نوشت

• segment of speech uttered with a single impulse of air; smallest amount of speech or writing
a syllable is a part of a word that contains a single vowel-sound and that is pronounced as a unit. for example, `book' has one syllable, and `reading' has two syllables.

مترادف و متضاد

هجا (اسم)
epigram, syllable

هجاء (اسم)
syllable

جزء کلمه (اسم)
syllable

مقطع کلمه (اسم)
syllable

هجابندی کردن (فعل)
syllable, syllabify

جملات نمونه

1. a stressed syllable
هجای موکد

2. a strong syllable
هجای مشدد

3. the first syllable of "necessary" is accentuated
اولین هجای واژه ی "necessary" موکد است.

4. the terminal syllable of the word
آخرین هجای واژه

5. the accent falls on the third syllable
فشار (یا تاکید) روی هجای سوم است.

6. in the word "interesting" the stress is on the first syllable
در واژه ی interesting تکیه روی هجای اول است.

7. Put the stress on the second syllable.
[ترجمه ترگمان] روی کلمه دوم تاکید کن
[ترجمه گوگل]قرار دادن استرس در هجا دوم

8. Accent the word "woman"on the first syllable.
[ترجمه ترگمان]از کلمه \"زن\" به کلمه اول بگو
[ترجمه گوگل]لهجه کلمه 'woman'on اولین هجا

9. The stress on the last syllable is light.
[ترجمه ترگمان]فشار روی هجای آخر، نور است
[ترجمه گوگل]استرس در آخرین هجا، نور است

10. The emphasis is on the final syllable.
[ترجمه ترگمان]تاکید بر کلمه آخر است
[ترجمه گوگل]تاکید بر هضم نهایی است

11. The accent falls on the third syllable.
[ترجمه ترگمان]کلمات روی یک کلمه سوم فرو می رود
[ترجمه گوگل]لهجه در هجا سوم افتاده است

12. The emphasis should be on the first syllable.
[ترجمه ترگمان]تاکید باید بر روی اولین هجا باشد
[ترجمه گوگل]تاکید باید بر روی هجای اول باشد

13. Which syllable does the stress fall on?
[ترجمه ترگمان]کدوم کلمه تاکید می کنه؟
[ترجمه گوگل]کدام هجا استرس را کاهش می دهد؟

14. There's a stress on the second syllable.
[ترجمه ترگمان]روی کلمه دوم استرس وجود دارد
[ترجمه گوگل]استرس بر روی هجا دوم وجود دارد

15. He didn't utter a syllable.
[ترجمه ترگمان]او یک کلمه هم نگفت
[ترجمه گوگل]او یک هجا را نگفت

پیشنهاد کاربران

باتر


همون بخش کردنه خودمونه مثلا " علی " دو بخشه
" اسماعیل " سه بخشه
" اشتباهات " چهار بخشه
.
.
.

syllable ( زبان‏شناسی )
واژه مصوب: هجا
تعریف: واحد واجی شامل حداقل یک واکه و صفر تا چند همخوان


کلمات دیگر: