1. There are some practice shadowboxing and swordplay while others run, walk or dance with music.
[ترجمه ترگمان]در حالی که دیگران در حال دویدن، پیاده روی و یا رقص با موسیقی هستند، shadowboxing و swordplay تمرین وجود دارد
[ترجمه گوگل]بعضی از بازی های سحر و جادو و شمشیر بازی وجود دارد در حالیکه دیگران با موسیقی در حال اجرا، پیاده روی یا رقص هستند
2. Shanghai Shili Swordplay Club is a school focus on promoting, popularizing, advocating the culture of swordplay.
[ترجمه ترگمان]باشگاه swordplay Shili شانگهای در زمینه ترویج فرهنگ، ترویج فرهنگ و حمایت از فرهنگ of تمرکز دارد
[ترجمه گوگل]شانگهای شیلی Swordplay باشگاه تمرکز مدرسه در ترویج، popularizing، حمایت از فرهنگ بازی شمشیر است
3. No, really. Maybe we should all be practicing swordplay and crossbow technique, leaps and high jumps.
[ترجمه ترگمان]نه، واقعا شاید همه ما باید تمرین شمشیر و کمان داران رو تمرین کنیم، جهش و جهش بلند
[ترجمه گوگل]نه واقعا شاید همه ما باید تکنیک های شمشیر و کراس بوت، جهش ها و جهش های بالا را تمرین کنیم
4. Will you draw on your secret principles of swordplay?
[ترجمه ترگمان]میشه قوانین secret رو اجرا کنی؟
[ترجمه گوگل]آیا شما بر اساس اصول مخفی خود در بازی شمشیرزنید؟
5. Swordplay which fuses entertainment, leisure, body - building together is appreciated by the office white - collared workers.
[ترجمه ترگمان]swordplay که سرگرمی، فراغت و ساختمان بدن را به هم متصل می کند توسط کارگران collared اداره می شود
[ترجمه گوگل]Swordplay که سرگرمی، اوقات فراغت، و بدنسازی را با هم مخلوط می کند، توسط کارگران سفیدپوش اداری قدردانی می شود
6. Some practice shadowboxing and swordplay while others run, jog, walk or dance to music.
[ترجمه ترگمان]برخی از آن ها shadowboxing و swordplay را تمرین می کنند در حالی که بقیه می دوند، می دود، راه می روند یا برای موسیقی رقص می کنند
[ترجمه گوگل]برخی از تمرینات سایه زنی و شمشیربازی را انجام می دهند در حالی که دیگران اجرا، پیاده روی، قدم زدن یا رقصیدن به موسیقی
7. There are some shadowboxing and swordplay while others run, walk or dance with music.
[ترجمه ترگمان]برخی shadowboxing و swordplay وجود دارد در حالی که دیگران می دوند، راه می روند یا با موسیقی می رقصند
[ترجمه گوگل]بعضی از بازی های سایه دار و شمشیری وجود دارد در حالیکه دیگران با موسیقی می روند، قدم می زنند و یا رقص می گیرند
8. Molly: I met a desperado cowboy at swordplay class.
[ترجمه ترگمان]من یه کابوی desperado رو تو کلاس شمشیر بازی دیدم
[ترجمه گوگل]ملودی من یک گاوچران نابهنگام را در کلاس اسباب بازی دیدم
9. I met a desperado at swordplay class.
[ترجمه ترگمان]من یه جنایتکار رو تو کلاس شمشیر بازی دیدم
[ترجمه گوگل]من در کلاس شمشیرزن ناپدید شدم
10. Sabreplay, swordplay, spear play and cudgel play all have their own set patterns.
[ترجمه ترگمان]Sabreplay، swordplay، بازی نیزه و چماقی همه دارای الگوهای مشخص خود هستند
[ترجمه گوگل]Sabreplay، شمشیر بازی، بازی Spear و Cudgel همه الگوهای خود را دارند
11. Swordplay Alliance is a group of schools that teach various forms of sword fighting.
[ترجمه ترگمان]اتحاد swordplay گروهی از مدارس است که انواع گوناگون مبارزه با شمشیر را آموزش می دهند
[ترجمه گوگل]Swordplay Alliance یک گروه از مدارس است که انواع مختلفی از مبارزه با شمشیر را آموزش می دهد
12. Some are perform ing swordplay.
[ترجمه ترگمان]برخی از آن ها swordplay را انجام می دهند
[ترجمه گوگل]بعضی از بازیگران اسلحه را اجرا می کنند
13. The amphitheater was a sealed off round structure . Swordplay, wresting, gladiatoral and other contests were held there.
[ترجمه ترگمان]آمفی تئاتر دارای ساختار گردی بود که روی آن مهر و موم شده بود swordplay، wresting، gladiatoral و دیگر مسابقات در آنجا برگزار شدند
[ترجمه گوگل]آمفی تئاتر یک ساختار دور مهر و موم شده بود Swordplay، wresting، gladiatoral و دیگر مسابقات برگزار شد
14. So through teaching practice I come to master the three steps on Elementary Swordplay teaching.
[ترجمه ترگمان]از این رو، من از طریق تدریس به سه مرحله آموزش ابتدایی swordplay می رسم
[ترجمه گوگل]بنابراین، از طریق تمرین تدریس، من سه مرحله را در آموزش ابتدایی Swordplay آموختم