کلمه جو
صفحه اصلی

swinge


معنی : زخم زبان زدن، قایم زدن، بدور چیزی چرخیدن
معانی دیگر : (قدیمی) کتک زدن، شلاق زدن، تنبیه بدنی کردن، سخت زدن، تلوتلو خوردن، لنگر

انگلیسی به فارسی

سخت زدن، قایم زدن، زخم زبان زدن، تلوتلو خوردن،بدور چیزی چرخیدن، لنگر


نوسان، قایم زدن، زخم زبان زدن، بدور چیزی چرخیدن


مترادف و متضاد

زخم زبان زدن (فعل)
pique, belabor, belabour, rebuke, lambast, lambaste, swinge, tongue-lash

قایم زدن (فعل)
swinge

بدور چیزی چرخیدن (فعل)
swinge


کلمات دیگر: