کلمه جو
صفحه اصلی

switzerland


معنی : سویس
معانی دیگر : کشور سوئیس (پایتخت: 41287 - bern کیلومتر مربع)، سویس

انگلیسی به فارسی

سویس


سوئیس، سویس


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a country in central Europe in the Alps, between France, Germany, Austria, and Italy.

• swiss confederation, country in central europe
the swiss confederation is a country in central europe. it has been a neutral country since 1815. the president for 1994 was otto stich. banking, insurance, and tourism are important industries. exports include machinery, precision instruments (clocks and watches), chocolate, textiles, chemicals, and pharmaceuticals. switzerland applied for membership of the european union in 1992. it is a member of the council of europe.

مترادف و متضاد

سویس (اسم)
swiss confederation, switzerland

جملات نمونه

1. The scenery in Switzerland is exceedingly attractive to the tourists from the whole world.
[ترجمه ترگمان]مناظر سوییس برای گردشگران سراسر جهان فوق العاده جذاب است
[ترجمه گوگل]مناظر در سوئیس بسیار جذاب برای گردشگران از سراسر جهان است

2. Switzerland lies between France, Germany, Austria and Italy.
[ترجمه ترگمان]سوییس بین فرانسه، آلمان، اتریش و ایتالیا قرار دارد
[ترجمه گوگل]سوئیس بین فرانسه، آلمان، اتریش و ایتالیا قرار دارد

3. The other day we had some visitors from Switzerland.
[ترجمه ترگمان]آن روز ما از سوئیس بازدید کردیم
[ترجمه گوگل]روز دیگر چندین بازدید کننده از سوئیس داشتیم

4. France and Switzerland are European countries.
[ترجمه ترگمان]فرانسه و سوییس کشورهای اروپایی هستند
[ترجمه گوگل]فرانسه و سوئیس کشورهای اروپایی هستند

5. Switzerland is a heterogeneous confederation of 26 self-governing cantons.
[ترجمه ترگمان]سوییس یک کنفدراسیون ناهمگن از ۲۶ استان خودمختار است
[ترجمه گوگل]سوئیس کنفدراسیون ناهمگونی 26 ایالت خودگردان است

6. The river Rhine rises in Switzerland.
[ترجمه ترگمان]رودخانه راین در سو یس بالا می رود
[ترجمه گوگل]رودخانه راین در سوئیس بالا می رود

7. He fled to Switzerland rather than face trial for a tax swindle.
[ترجمه ترگمان]او به جای اینکه برای یک تقلب مالیاتی محاکمه شود به سوییس گریخت
[ترجمه گوگل]او به جای سوء استفاده از دادگاه برای محکومیت مالیات، فرار کرد

8. Switzerland declared its neutrality.
[ترجمه ترگمان]سوییس اعلام بی طرفی کرد
[ترجمه گوگل]سوئیس بی طرفی خود را اعلام کرد

9. Switzerland isn't all cow bells and yodelling, you know.
[ترجمه ترگمان]می دانید، سو یس همه bells گاو و yodelling نیست
[ترجمه گوگل]سوئیس تمام زنگ های گاو و یودل نیست، شما می دانید

10. Sweden and Switzerland were neutrals during the war.
[ترجمه ترگمان]سوئد و سوییس در زمان جنگ، خنثی بودند
[ترجمه گوگل]سوئد و سوئیس در طول جنگ خنثی بودند

11. Gessler ruled over Switzerland. The Swiss people hated him.
[ترجمه ترگمان]Gessler بر سوییس حکمرانی کرد مردم سوئیس از او نفرت داشتند
[ترجمه گوگل]گسلر بر سوئیس حکومت کرد مردم سوئیس از او نفرت داشتند

12. They have a numbered account in Switzerland.
[ترجمه ترگمان]در سو یس حساب شماره گذاری شده اند
[ترجمه گوگل]آنها دارای شماره حساب در سوئیس هستند

13. We had a fine holiday in Switzerland.
[ترجمه ترگمان]تعطیلات خوبی در سوییس داشتیم
[ترجمه گوگل]تعطیلات خوبی در سوئیس داشتیم

14. Campione d'Italia is an Italian enclave in Switzerland.
[ترجمه ترگمان]Campione د ایتالیا یک منطقه ایتالیایی در سوییس است
[ترجمه گوگل]Campione d'Italia یک محله ایتالیایی در سوئیس است

15. Switzerland has an enormous wealth of beautiful old buildings.
[ترجمه ترگمان]سوییس یک ثروت عظیم از ساختمان های قدیمی دارد
[ترجمه گوگل]سوئیس ثروت عظیمی از ساختمان های قدیمی زیبا دارد

پیشنهاد کاربران

کشور سوئیس


کلمات دیگر: