1. Syntactic differences often present the learner with difficulties.
[ترجمه ترگمان]تفاوت های Syntactic اغلب با دشواری ها به یاد گیرنده می رسند
[ترجمه گوگل]تفاوت های متمایز اغلب یادگیرنده را با مشکلات مواجه می کند
2. Humans perform both syntactic and semantic processing when reading.
[ترجمه ترگمان]انسان ها هر دو پردازش معنایی و معنایی را هنگام خواندن انجام می دهند
[ترجمه گوگل]انسان هنگام خواندن هر دو روش پردازش نحوی و معنایی را انجام می دهد
3. Is it to do with the syntactic structure or to the way in which this structure is lexically manifested?
[ترجمه ترگمان]آیا این کار با ساختار نحوی و یا روشی که در آن این ساختار نشان داده می شود، انجام می شود؟
[ترجمه گوگل]آیا این امر به ساختار نحوی یا به نحوی که این ساختار به صورت واژگانی ظاهر می شود، انجام می شود؟
4. When syntactic information is not needed for further processing, it may be cleared from the short-term store.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که اطلاعات نحوی برای پردازش بیشتر مورد نیاز نیست، ممکن است از فروشگاه کوتاه مدت پاک سازی شود
[ترجمه گوگل]هنگامی که اطلاعات پردازش اطلاعات برای پردازش بیشتر مورد نیاز نیست، ممکن است از فروشگاه کوتاه مدت پاک شود
5. This includes the syntactic information and the root index for the word.
[ترجمه ترگمان]این شامل اطلاعات نحوی و شاخص ریشه برای کلمه می شود
[ترجمه گوگل]این شامل اطلاعات نحوی و شاخص ریشه برای کلمه است
6. Similarly any predictions from syntactic analysis must contain the correct code.
[ترجمه ترگمان]به همین ترتیب هر گونه پیش بینی از تحلیل نحوی باید حاوی کد صحیح باشد
[ترجمه گوگل]به طور مشابه هر گونه پیش بینی از تجزیه و تحلیل نحوی باید کد درست داشته باشد
7. The syntactic analyser identifies the most syntactically acceptable word strings, whilst the semantic analyser identifies the most semantically plausible.
[ترجمه ترگمان]The نحوی مطلوب ترین strings را شناسایی می کند، در حالی که تجزیه و تحلیل معنایی، most مفهوم را شناسایی می کند
[ترجمه گوگل]آنالیزگر نحوی بیشترین رشته های منطقی قابل قبول را شناسایی می کند، در حالی که آنالیز کننده معنایی بیشتر معنایی قابل قبول را شناسایی می کند
8. Some method is then used to derive the syntactic representation for the derivative form from combining the root form and the affix.
[ترجمه ترگمان]سپس از یک روش برای به دست آوردن نمایش نحوی برای فرم مشتق از ترکیب فرم ریشه و وند استفاده می شود
[ترجمه گوگل]سپس بعضی از روش ها برای نشان دادن نحوی برای فرم مشتق شده از ترکیب ریشه و پیوند استفاده می شود
9. Hearsay-II's problems with its syntactic/semantic component highlights the difficulties of accessing pre-defined processing units in speech.
[ترجمه ترگمان]مشکلات hearsay - II با مولفه های معنایی \/ معنایی آن مشکلات دسترسی به واحدهای پردازش از پیش تعریف شده در گفتار را نشان می دهد
[ترجمه گوگل]مشکلات Hearsay-II با مولفه ی نحوی / معنایی آن، مشکلات دسترسی به واحد پردازش از پیش تعریف شده در گفتار را برجسته می کند
10. Both syntactic and semantic information could be used more effectively than at present.
[ترجمه ترگمان]هر دو اطلاعات معنایی و معنایی می توانند به طور موثرتری نسبت به حال استفاده شوند
[ترجمه گوگل]هر دو اطلاعات نحوی و معنایی می توانند به طور موثر تر از آنچه در حال حاضر استفاده می شود استفاده شوند
11. The strong relationship between syntactic category and coverage exists only at the first level of information.
[ترجمه ترگمان]رابطه قوی بین مقوله نحوی و پوشش فقط در سطح اول اطلاعات وجود دارد
[ترجمه گوگل]ارتباط قوی میان رده و پوشش نحوی تنها در سطح اول اطلاعات وجود دارد
12. The run-time application of syntactic information uses the transition matrices and the lexicon to rank the words in the lattice.
[ترجمه ترگمان]کاربرد همزمان اطلاعات نحوی از ماتریس های گذار و واژه نامه برای رتبه بندی کلمات در شبکه استفاده می کند
[ترجمه گوگل]کاربرد زمانبندی اطلاعات نحوی از ماتریسهای انتقال و واژگانی برای رتبه بندی کلمات در شبکه استفاده می کند
13. In fact, a large part of the syntactic complexity of the sentence comes from the use of prepositional phrases.
[ترجمه ترگمان]در حقیقت بخش بزرگی از پیچیدگی نحوی جمله از استفاده از عبارت های prepositional ناشی می شود
[ترجمه گوگل]در حقیقت، بخش بزرگی از پیچیدگی نحوی جمله از استفاده از عبارات پیشنویس می آید
14. Since there are substantially fewer syntactic categories than words in the language, the number of states in the model is reduced.
[ترجمه ترگمان]از آنجا که مقوله های نحوی بسیار کمتری نسبت به کلمات در زبان وجود دارند، تعداد حالات در مدل کاهش یافته است
[ترجمه گوگل]از آنجاییکه مقادیر کوانتاییکا کمتر از کلمات در زبان وجود دارد، تعداد حالت ها در مدل کاهش می یابد