کلمه جو
صفحه اصلی

sweat gland


معنی : غده عرق
معانی دیگر : غده ی عرق، زه تراو، ژف تراو

انگلیسی به فارسی

(کالبدشناسی) غده عرق


غده عرق


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: any of numerous tiny tubular glands located near the surface of the skin, that secrete sweat.

• part of the body which releases sweat
your sweat glands are the organs under your skin which produce sweat.

مترادف و متضاد

غده عرق (اسم)
sweat gland

جملات نمونه

1. The sweat glands secrete water.
[ترجمه ترگمان]غدد عرق، آب را ترشح می کنند
[ترجمه گوگل]غدد عرق از آب خارج می شوند

2. As mentioned before, sweat is produced from the sweat glands in the skin.
[ترجمه ترگمان]همانطور که قبلا ذکر شد، عرق از غدد تعریق در پوست تولید می شود
[ترجمه گوگل]همانطور که قبلا ذکر شد، عرق از غدد عرق پوست تولید می شود

3. Still, although your paws are covered with sweat glands, you might like to walk around on the damp grass first.
[ترجمه ترگمان]با این حال، با وجود این که پنجه های تو از غدد عرق پوشیده شده، شاید دوست داشته باشی اول روی علف های خیس قدم بزنی
[ترجمه گوگل]با این وجود، اگرچه پا های شما با غدد عرق پوشیده شده است، شاید برای اولین بار از چمن مرطوب استفاده کنید

4. You have more sweat glands and blood vessels per square inch in your scalp than any other part of your body.
[ترجمه ترگمان]شما غدد تعریق و رگ های خونی بیشتری نسبت به قسمت های دیگر بدن خود دارید
[ترجمه گوگل]شما بیشتر غده عرق و عروق خونی در هر اینچ مربع در پوست خود دارید نسبت به هر قسمت دیگر بدن خود

5. There is no evidence to suggest that sweat glands and their receptors remain unchanged after nerve degeneration.
[ترجمه ترگمان]هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد غدد تعریق و گیرنده های آن ها بعد از انحطاط عصبی تغییر نمی کنند
[ترجمه گوگل]شواهدی وجود ندارد که نشان دهد که غدد عرق و گیرنده های آنها بعد از انحطاط عصبی بدون تغییر باقی می مانند

6. Is it not effective until sweat gland comes out?
[ترجمه ترگمان]این تاثیری نداره تا وقتی که غده عرق بریزه بیرون؟
[ترجمه گوگل]آیا تا زمانی که غده عرق بیرون نیاید موثر نیست؟

7. The sweat gland of human being consists of eccrine gland and large sweat gland( apocrine gland) which is the root of body odor.
[ترجمه ترگمان]غده عرقی شامل غده eccrine و غده بزرگ عرق (غده apocrine)است که ریشه بوی بدن است
[ترجمه گوگل]غده عرق انسان شامل غده اکریئن و غده عرق بزرگ (غده پروپوئین) است که ریشه بوی بدن است

8. This tumor is a histologic subtype of sweat gland carcinoma.
[ترجمه ترگمان]این غده، غده histologic سرطان غدد فوق کلیوی - ه
[ترجمه گوگل]این تومور یک زیرمجموعه بافت شناسی کارسینومای عرق عرق است

9. Dog : My sweat gland is on my tongue. I must loll it out to lower the temperature.
[ترجمه ترگمان] غده عرقی - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - باید آن را بیرون بکشم تا دمای هوا را پایین بیاورم
[ترجمه گوگل]سگ غده عرق من در زبان من است من باید آن را دمدمی برای کاهش دما

10. Eccrine carcinoma of the sweat gland is rare.
[ترجمه ترگمان]سرطان غدد فوق کلیوی نادر است
[ترجمه گوگل]کارسینوم اکریین غده عرق نادر است

11. Sweat gland : Either of two types of perspiration glands in the skin.
[ترجمه ترگمان]غده عرق: یا دو نوع غدد عرق در پوست
[ترجمه گوگل]غده عرق در هر دو نوع غدد دردناک پوست

12. Apocrine sweat gland carcinoma.
[ترجمه ترگمان]سرطان غدد فوق کلیوی
[ترجمه گوگل]کارسینوم غده عرق Apocrine

13. Fat in round globules like pebbles, hair-roots like grass, capillary loops and sweat glands like worm tunnels.
[ترجمه ترگمان]چربی مانند خوشه های گندم، رگه های موی مانند علف مانند علف، غدد عروقی و غدد عرق مانند تونل های کرم مانند
[ترجمه گوگل]چربی در گلوله های دور مانند سنگ ریزه، ریشه مو مانند چمن، حلقه های مویرگی و غدد عرق مانند تونل کرم

14. Primary mucinous carcinoma of the skin is a rare adnexal neoplasm differentiating toward sweat gland, most of which is the eccrine type.
[ترجمه ترگمان]carcinoma mucinous اولیه پوست از نوع نادری است که نسبت به غده عرق تمایز ایجاد می کند که اغلب آن ها نوع eccrine هستند
[ترجمه گوگل]کارسینوم اولیه مزانینوئید پوست یک نئوپلاسم عصبی نادر است که به غده عرق تقسیم می شود که بیشتر آن نوع اکریئن است

15. Methods According to the anatomic characteristics of the armpit skin and large sweat gland, 31 cases with hircismus with way of whole skin in armpit crimple with small incision, following-up 23 cases.
[ترجمه ترگمان]روش های براساس ویژگی های کالبدی پوست زیربغل و غده عرق بزرگ، ۳۱ مورد با hircismus با روش کل پوست در زیر بغل با برش کوچک و بعد از ۲۳ مورد وجود دارد
[ترجمه گوگل]روشها با توجه به ویژگی های تشریحی پوست زیر بغل و غدد عرق بزرگی، 31 مورد با اسکیزوفرنی با روش کل پوست در ناحیه شکم تحتانی با برش کوچک، پس از 23 مورد


کلمات دیگر: