کلمه جو
صفحه اصلی

syncopate


معنی : غش کردن، مخفف کردن، هم برش کردن، از میان کوتاه کردن، غشی شدن، حالت غش یا سنکوپ پیدا کردن
معانی دیگر : (با حذف واکه ی میانی، واژه را) کوتاه کردن، میان وا کبری کردن (مثلا bewild'ring به جای bewildering)، واکبری کردن (مثلا policeman را pliceman تلفظ کردن)، میان وا کبری کردن (مثلا bewildring به جای bewildering)

انگلیسی به فارسی

هم برش کردن، از میان کوتاه کردن، مخفف کردن، غش کردن، حالت غش یا سنکوپ پیداکردن، غشی شدن


همگام سازی، هم برش کردن، از میان کوتاه کردن، مخفف کردن، غش کردن، غشی شدن، حالت غش یا سنکوپ پیدا کردن


انگلیسی به انگلیسی

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: syncopates, syncopating, syncopated
مشتقات: syncopator (n.)
(1) تعریف: in music, to make (a rhythm) more complex as by accenting beats that are not normally accented or employing rests where accented beats would be expected.

- Cole Porter's tunes were catchy not only because of their witty lyrics but because of the way he syncopated their rhythms.
[ترجمه ترگمان] آهنگ های کول نه تنها به خاطر متن witty جذاب بودند بلکه به خاطر سبک موسیقی آن ها بود
[ترجمه گوگل] آهنگ کوئل پورتر نه تنها به خاطر اشعار عجیب و غریبش جذاب بود، بلکه به خاطر اینکه او ریتم های خود را هماهنگ کرد

(2) تعریف: to contract (a word) by omitting syllables or sounds from the middle.

• emphasize the beats or accents that are usually not accented (music); make a word shorter by omitting one or more syllables or letters in the middle (grammar)

مترادف و متضاد

غش کردن (فعل)
faint, swoon, collapse, syncopate, fall into a fit

مخفف کردن (فعل)
contract, syncopate

هم برش کردن (فعل)
syncopate

از میان کوتاه کردن (فعل)
syncopate

غشی شدن (فعل)
syncopate

حالت غش یا سنکوپ پیدا کردن (فعل)
syncopate

جملات نمونه

1. Some spirituals are based on syncopated rhythms.
[ترجمه ترگمان]برخی از spirituals بر روی ریتم های syncopated قرار دارند
[ترجمه گوگل]بعضی از روحانیان بر اساس ریتم های همخوانی هستند

2. They published several of my novels which were syncopated by them.
[ترجمه ترگمان]چند تا از رمان های من را منتشر کردند که در کنار آن ها نوشته شده بود
[ترجمه گوگل]آنها چندین رمان من را منتشر کردند که توسط آنها همخوانی داشتند

3. The song have a syncopate rhythm in the jazz version.
[ترجمه ترگمان]این ترانه دارای آهنگ syncopate در سبک جاز است
[ترجمه گوگل]این آهنگ در نسخه جاز ریتم syncopate دارد

4. The song has a syncopated rhythm in the jazz version.
[ترجمه ترگمان]آهنگ در سبک جاز ریتم syncopated دارد
[ترجمه گوگل]این آهنگ در نسخه جاز ریتم syncopated دارد

5. Something in the syncopated rhythmic movement of their two stroking hands stopped him though.
[ترجمه ترگمان]با این حال، چیزی در جنبش موزون دو دست او را متوقف ساخت
[ترجمه گوگل]هرچند که در حرکات هماهنگی حرکتی دست دو دست خود را متوقف کرد

6. The next example is the catchy syncopated intro riff taken from the single Teaser.
[ترجمه ترگمان]مثال بعدی is catchy intro است که از تک teaser گرفته شده است
[ترجمه گوگل]مثال بعدی این است که از یک تیزر مجزا گرفته شده است

7. Rich syncopated sound, cool, playful.
[ترجمه ترگمان]ریچ syncopated، خونسرد، سرزنده و بازیگوش است
[ترجمه گوگل]صدای موسیقی همگام شده، خنک و شاداب

8. When one inhales, one should syncopate their breath of life with both physical and nonphysical counterparts breathing together in divine timing.
[ترجمه ترگمان]زمانی که یک سیگار استشمام می شود، فرد باید نفس خود را از زندگی با همتایان فیزیکی و both که در زمان الهی با هم تنفس می کنند، حفظ کند
[ترجمه گوگل]هنگامی که یک فرد در معرض هوا قرار می گیرد، باید نفس زندگی خود را با همتایان فیزیکی و غیر فیزیکی خود در زمان الهی تنفس کند

9. Now let us syncopate the rhythm of the movement of our molecules and energy field to the rotation of the molecules of earth.
[ترجمه ترگمان]حال اجازه دهید آهنگ حرکت مولکول ها و میدان انرژی ما را به چرخش مولکول زمین تبدیل کنیم
[ترجمه گوگل]اکنون اجازه دهید ما ریتم حرکت مولکول های ما و میدان انرژی را به چرخش مولکول های زمین هماهنگ کنیم

10. Dolphins and whales often syncopate our swimming with a rhythm of in-breath and out-breath as a pod.
[ترجمه ترگمان]دلفین ها و وال ها اغلب شنا کردن ما را با ریتم تنفس و خارج شدن از نفس به عنوان یک سفینه در نظر می گیرند
[ترجمه گوگل]دلفین ها و نهنگ ها اغلب ما شنا می کنند با یک ریتم نفس و بیرون نفس به عنوان یک غلاف

11. Learning to synthesize and syncopate with the dream of the great central sun is necessary to move into harmony in preparation for entry.
[ترجمه ترگمان]یادگیری ترکیب و syncopate با رویای آفتاب مرکزی بزرگ، برای حرکت به هماهنگی در آماده سازی برای ورود، ضروری است
[ترجمه گوگل]یادگیری سنتز و syncopating با رویای خورشید مرکزی بزرگ لازم است برای حرکت به هماهنگی در آماده سازی برای ورود

12. As you learn to syncopate the rotation of one's own molecules to the sounds of the crickets, one will come into divine timing.
[ترجمه ترگمان]همان طور که یاد می گیرید چرخش مولکول های خود را به صدای جیرجیرک ها به پایان می رساند، یکی به زمان بندی الهی خواهد رسید
[ترجمه گوگل]همانطور که شما یاد می گیرید چرخش مولکول های خود را به صداهای کریکت ها متصل کنید، زمان به زمان الهی می رسد

13. Such dolphin-whale chakras also do not syncopate well for a balanced rotation of field.
[ترجمه ترگمان]چنین chakras از دلفین ها نیز برای چرخش متعادل زمین به خوبی عمل نمی کنند
[ترجمه گوگل]چنین چاکرای دلفین نهنگ همچنین برای چرخش متعادل از میدان همخوانی ندارد

14. The city's manners were too fast, its rhythm too syncopated.
[ترجمه ترگمان]رفتار شهر خیلی سریع بود، ریتم آن خیلی سریع بود
[ترجمه گوگل]رفتار شهر خیلی سریع بود، ریتم آن هماهنگ بود


کلمات دیگر: