1. He tried to syncretize historical and logical empiricism view on scientific rationality.
[ترجمه ترگمان]او سعی کرد که دیدگاه تجربه گرایی منطقی و منطقی را در مورد عقلانیت علمی مورد بررسی قرار دهد
[ترجمه گوگل]او سعی کرد تا دیدگاه تجربی تاریخی و منطقی در مورد عقلانیت علمی را هماهنگ کند
2. "Person syncretize with enterprises ", "Alliance to win and common development "!
[ترجمه ترگمان]\"فرد با شرکت ها هم کاری می کند\"، \"اتحاد برای برنده شدن و توسعه مشترک\"!
[ترجمه گوگل]'شخص با شرکت ها همکاری می کند،' اتحاد برای پیروزی و توسعه مشترک '!
3. In order to syncretize different culture, the essay advances the culture syncretism model and concrete ways on the basis of the way of solving conflict.
[ترجمه ترگمان]این مقاله به منظور دستیابی به فرهنگ متفاوت، مدل syncretism فرهنگ و روش های عینی را بر پایه روش حل تعارض پیشرفت می دهد
[ترجمه گوگل]به منظور هماهنگ کردن فرهنگ های مختلف، مقاله پیشرفت مدل سینکراستی فرهنگ و روش های بنیادی بر اساس راه حل درگیری ها را پیش می برد
4. In order to syncretize Chinese and western culture, some guidelines are useful, such as agency system, training, focus on details, involve all employees, step by step and assessment etc.
[ترجمه ترگمان]به منظور دستیابی به فرهنگ چینی و غربی، برخی از رهنمودها مفید هستند، مانند سیستم نمایندگی، آموزش، تمرکز بر روی جزئیات، مشارکت همه کارکنان، قدم به قدم و ارزیابی
[ترجمه گوگل]به منظور هماهنگ سازی فرهنگ چینی و غربی، برخی از دستورالعمل ها مفید هستند مانند سیستم آژانس، آموزش، تمرکز بر جزئیات، شامل همه کارکنان، گام به گام و ارزیابی و غیره
5. In this connection, how to syncretize the existing theoretical viewpoints and carry them through to a form is the question of this paper wants to figure out.
[ترجمه ترگمان]در این رابطه، چگونه دیدگاه نظری موجود را مورد بررسی قرار داده و آن ها را به یک شکل ببرید، سوال این مقاله است که می خواهد بفهمد
[ترجمه گوگل]در این ارتباط، چگونگی همبستگی دیدگاه های نظری موجود و انتقال آنها به یک فرم، سوال این مقاله می خواهد بیاید
6. For the reason above, we need to syncretize various kinds of value including the traditional value during the transition in law.
[ترجمه ترگمان]به همین دلیل، ما باید انواع مختلفی از ارزش از جمله ارزش سنتی را در طول گذار در قانون مشخص کنیم
[ترجمه گوگل]به همین دلیل است که ما باید انواع مختلفی از ارزش را شامل ارزش سنتی در هنگام گذار در قانون هماهنگ کنیم
7. Whether poets syncretize the excellence of the Book of Songs and Li Sao or not also gives a main clue to grade the poets.
[ترجمه ترگمان]این که شاعران از برتری کتاب آهنگ ها و لی Sao لذت ببرند یا نه، یک سرنخ اصلی برای دسته بندی شاعران به دست می دهد
[ترجمه گوگل]این که شاعران برتری کتاب سینمایی و لی ساو را هماهنگ می کنند یا نه، همچنین نشانه اصلی برای رتبه بندی شاعران است
8. In the history of art, there are many different or opposite style. With the development of society, they syncretize or vanish.
[ترجمه ترگمان]در تاریخ هنر، سبک متفاوتی یا متضاد وجود دارد با پیشرفت جامعه، آن ها ناپدید می شوند یا ناپدید می شوند
[ترجمه گوگل]در تاریخ هنر، بسیاری از سبک های مختلف و یا مخالف وجود دارد با توسعه جامعه، آنها syncretize یا ناپدید می شوند
9. The thinking of complexity can offer an instrument to syncretize human science and science.
[ترجمه ترگمان]تفکر پیچیدگی می تواند ابزاری برای syncretize علم و علوم انسانی باشد
[ترجمه گوگل]تفکر پیچیدگی می تواند یک ابزار برای هماهنگ کردن علوم و علوم انسانی باشد
10. Chapter Three:Starting with the deep-seated reason of the polarization of Wang"s disciples, we analyse the internal difficulty to syncretize the Confucianism and Zen. "
[ترجمه ترگمان]فصل سوم: شروع با استدلال عمیق و نشستن پیروان وانگ، ما مشکل داخلی را تجزیه و تحلیل می کنیم تا Confucianism و ذن را تحت تاثیر قرار دهیم \"
[ترجمه گوگل]فصل سوم با توجه به علت عمیق پلاریازی شاگردان وانگ، ما مشکلات داخلی را برای همسو شدن با کنفوسیوس و زین تحلیل می کنیم '
11. Inthe design of the street space in the landscape city, we should syncretize the above elements to perfect embody the natural landscape with artificial city.
[ترجمه ترگمان]طراحی Inthe فضای خیابان در شهر چشم انداز، باید عناصر فوق را برای تجسم کامل منظره طبیعی با شهر مصنوعی تطبیق دهیم
[ترجمه گوگل]در طراحی فضای خیابانی در منظر شهر، ما باید عناصر بالا را هماهنگ کنیم تا بتوانیم منظره طبیعی با شهر مصنوعی را به تصویر بکشیم
12. In the history of world legal system, it is a widespread phenomenon to transplant and syncretize the laws of other countries, and it is also an important content in all countries' law construction.
[ترجمه ترگمان]در تاریخ نظام حقوقی جهانی، پیوند و syncretize قوانین سایر کشورها پدیده ای رایج است و همچنین در همه کشورها دارای محتوای مهمی است
[ترجمه گوگل]در تاریخ نظام حقوقی جهان، پدیده گسترده ای برای پیگیری و هماهنگ سازی قوانین کشورهای دیگر است و همچنین محتوای مهمی در ساخت قانون قانون همه کشورها است
13. Situated Cognition and Learning Theory is the hotspot of the contemporary learning theory study. It has surpassed situated viewpoint of psychology and syncretize anthropology theory.
[ترجمه ترگمان]Cognition و تیوری یادگیری، کانون پژوهش نظریه یادگیری معاصر است آن از دیدگاه situated روانشناسی و نظریه انسان شناسی syncretize پیشی گرفته است
[ترجمه گوگل]نظریه شناختی و یادگیری در حوزه نظریه یادگیری معاصر است این رویکرد روانشناختی را پیش بینی کرده و نظریه انسان شناسی را هماهنگ کرده است
14. The Chinese culture development need to keep the Confucianist humanism and to syncretize all the cultural forms and thoughts of the world.
[ترجمه ترگمان]توسعه فرهنگ چینی باید the Confucianist را حفظ کند و تمام اشکال فرهنگی و افکار جهان را از بین ببرد
[ترجمه گوگل]توسعه فرهنگ چینی نیازمند نگهداری انسانی کنفوسیونیست است و تمام اشکال و اندیشه های فرهنگی جهان را هماهنگ سازد