از چیزی زدن، صرفه جویی کردن
cutting corners
پیشنهاد کاربران
از کار دزدیدن ( کاری به پیمانکار داده شده، جهت صرفه جوئی مثلا جنس نامرغوب استفاده می کنه )
To do something in the easiest, cheapest, or fastest way
از سر و ته چیزی زدن ( به منظور کسب پول بیشتر یا بدست اوردن زمان بیشتر )
I want something deeper than the stuff you usually do for me, so don't look for ways
to cut corners
اینبار ازت یک کار بهتر میخوام، پس دنبال این نباش از سر و ته ش بزنی.
@لَنگویچ
از سر و ته چیزی زدن ( به منظور کسب پول بیشتر یا بدست اوردن زمان بیشتر )
I want something deeper than the stuff you usually do for me, so don't look for ways
to cut corners
اینبار ازت یک کار بهتر میخوام، پس دنبال این نباش از سر و ته ش بزنی.
@لَنگویچ
ماست مالی کردن
کلمات دیگر: