کلمه جو
صفحه اصلی

strike a chord

انگلیسی به فارسی

اعتصاب وتر


پیشنهاد کاربران

آشنا به نظر رسیدن، زنگ آشنایی داشتن، به دل نشستن، در دل مخاطب راه یافتن، گل کردن

to say or do something that other people agree with or have sympathy with
( اصطلاحا گفتن یا انجام چیزی که سبب برانگیختن احساسات شود )
مثال:
. Basically, it's something that strikes a chord in the heart

کسی را یاد چیزی یا کسی انداختن

همدلی برانگیختن


کلمات دیگر: