1. sweeping economic reforms
اصلاحات همه جانبه ی اقتصادی
2. a sweeping generalization
عمومیت دادن سرسری
3. hand's sweeping the piano keyboard
دستانی که بر روی کلیدهای پیانو حرکت می کرد
4. the sweeping curve of the bay
انحنای گسترده ی خلیج
5. a road sweeping up a hill
جاده ای که به طور منحنی از تپه بالا می رود
6. kobra was sweeping the trash in the backyard
کبری داشت خس و خاشاک حیاط خلوت را جارو می کرد.
7. searchlights were sweeping the horizon
نورافکن ها افق را می روبیدند (می گشتند).
8. machine guns were sweeping us from two sides
مسلسل ها از دو طرف ما را درو می کردند.
9. A flu epidemic is sweeping through Moscow.
[ترجمه ترگمان]بیماری شیوع بیماری در مسکو شیوع پیدا می کند
[ترجمه گوگل]اپیدمی آنفلوانزا از طریق مسکو فراگیر است
10. He felt a spasm of panic sweeping over him.
[ترجمه ترگمان]موجی از وحشت وجودش را فرا گرفت
[ترجمه گوگل]او احساس اسپاسم ناخوشایندی را بر سر او کرد
11. The citizens voted for sweeping reforms.
[ترجمه ترگمان]شهروندان به اصلاحات جامع رای دادند
[ترجمه گوگل]شهروندان برای رفع تحریم ها رای دادند
12. It is far too early to make sweeping statements about gene therapy.
[ترجمه ترگمان]خیلی زود است که اظهارات جامعی درباره درمان ژن بیان کنیم
[ترجمه گوگل]در مورد ژن درمانی بسیار واضح است که خیلی زود است
13. They want to make sweeping changes to education policies.
[ترجمه ترگمان]آن ها می خواهند تغییرات گسترده ای را در سیاست های آموزشی ایجاد کنند
[ترجمه گوگل]آنها می خواهند تغییرات گسترده ای در سیاست های آموزشی ایجاد کنند
14. Football mania is sweeping the country.
[ترجمه سلطانی] فوتبال در کشور در حال گسترش است
[ترجمه ترگمان]فوتبال در حال جارو کردن کشور است
[ترجمه گوگل]مانیا فوتبال، کشور را فرا می گیرد
15. Norma picked up the broom and began sweeping.
[ترجمه ترگمان]وی زلی جارو را برداشت و شروع به جارو زدن کرد
[ترجمه گوگل]نورما جارو را گرفت و شروع کرد به جارو کردن